تبلیغات
...::مهــــدویت::...
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
لهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد
مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
سلام

سلام دوستان عزیز هدف این وبلاگ افزایش اطلاعات مذهبی شما ومطالب مورد علاقه شما دوستان عزیز است.کپی برداری از مطالب با درج منبع مانعی ندارد.در ضمن نظرات خود را راجع به این وبلاگ بگویید.

به وبلاگ مهدویت خوش آمدید.من به چند تا نویسنده نیاز دارم اگه می خواهید نویسنده وبلاگ من بشید مشخصات خودتون رو برام تو نظرات مطلب ثابت من بذارید.تا نویسنده بشید.در ضمن اگه می خواهید تبلیغات شما به نمایش گذاشته شود هزینه آن 5000 تومان برای هر ماه است.

در ضمن آدرس وبلاگ های دیگر من در اینجا درج شده است.

www.star-download100.mihanblog.com

www.livelight.ir

www.taminkhabar.mihanblog.com

www.livelight.mihanblog.com






  ساعت 03 و 24 دقیقه و 10 ثانیه  پنجشنبه 1 فروردین 1392  محمد كیانی تکاب
شروع دعا با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم»

اما بحث ما در باب اموری بود که در تأثیرگذاری دعا دخالت دارد. به این معنا که اقتضا را تشدید می‏کند، یا به فعلیت می‏رساند، یا تسریع در اجابت می‏کند. در بین این‏ عوامل، نماز و روزه و وضو و استقبال قبله و... بود كه من آن‏ها را در جلسات گذشته عرض کردم. ما در بعضی از روایات داریم که هر وقت خواستی دعا کنی و از خدا تقاضایی داشته باشی، كلامت را با نام او آغاز كن. روایت دارد: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ): لَا یُرَدُّ دُعَاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»؛( بحارالأنوار ج 90، ص 313) یعنی دعایی که بنده اولش را با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» شروع کند، ردشدنی نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»؛ سبب قاطعیت در دعا

در اینجا من فقط اشاره می‏کنم که یک مطلب مشترك در تمام این اموری که سابقاً گفتیم هست و آن این است كه با انجام این كار و رعایت این ادب، انسان به معبودش توجه پیدا می‏کند. خصوصاً دو صفتی که در این عبارت شریف هست و به کار گرفته شده -رحمان و رحیم- خودش دارای خصوصیتی است. گفتن این جمله، آن چیزی را که در دعا رکن است که عبارت از توجه تام به خالق و انقطاع از غیر معبود است، زنده می‏كند. اشاره به «لَا مُؤثّرَ فِی الوُجُودِ إلّا الله» است. این حقیقت را در انسان زنده می‏کند. لذا موجب قاطعیت در دعا می‏شود. یعنی با گفتن این نام خداوند و توجه پیدا كردن به اینكه او رحمان و رحیم است، انسان قاطعانه از او تقاضا می‏كند. یک نوع قاطعیت می‏آورد که انسان از خدا با قاطعیت می‏خواهد و درخواست می‌کند.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» نزدیك‏ترین نام به اسم اعظم

نکته دیگری که در خصوص «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» هست، این است كه در میان نام‏های مقدس خدا، بالاترین نامی که نزدیك به اسم اعظم است، همین «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» است. ما در روایات داریم كه نزدیک‏ترین چیز به اسم اعظم، «بسم الله» است.

در روایتی از پیغمبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) آمده است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أقْرَبُ إلَى الإسْمِ الأعْظَمِ مِنْ سَوَادِ العَیْنِ إلَى بَیَاضِهَا»؛( عدة الداعی ص 58) حضرت می‏فرماید، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» به اسم اعظم خدا از سیاهی چشم به سپیدی آن نزدیک‏تر است. در یک روایت دیگر هست كه از پیغمبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) درباره «بسم الله» سؤال کردند؛ «سُئِلَ عَن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»، حضرت جواب دادند: «اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ الْأَكْبَرِ وَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اسْمِ اللَّهِ الْأَكْبَرِ إِلَّا كَمَا بَیْنَ سَوَادِ الْعَیْنِ وَ بَیَاضِهَا مِنَ الْقُرْبِ».( بحارالأنوار  ج90، ص225) یعنی اسمی از اسامی خداوند بزرگ است و فاصله بین آن و اسم اعظم، به اندازه فاصله میان سیاهی و سپیدی چشم است. این همان مفاد روایت قبلی بود.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» همان اسم اعظم است

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که حضرت می‏فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسْمُ اللَّهِ الْأَكْبَرُ أَوْ قَالَ الْأَعْظَم‏».(همان، ص 223) دیگر با این روایت، باید گفت كه «بسم الله الرحمن الرحیم» خودِ اسم اعظم است. دعا را با اسم اعظم خدا شروع کن! این معنای این چند روایت است. اینکه در آن روایت داشت که فرمود، دعایی که با «بسم الله» شروع شود رد نمی‏شود، برای همین است. فرض کنید كسی كه می‏خواهد دعا كند، وضو گرفت، نمازش را خواند، بعد از نماز حالا همان آدابی که دارد، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» بگوید و بعد تقاضایش را از خدا مطرح کند و آنچه که می‌خواهد را از او بخواهد، چنین کسی دعایش رد نخواهد شد.

در آن روایت كه فرمود: دعایی كه با این نام آغاز شود، بدون پاسخ نخواهد بود؛ جهتش همین است. گویا عبد با نام برتر خدا، با او مواجهه می‏کند و از او تقاضا می‏کند. چون اینجا نام مقدس خداوند مطرح است، دعا رد نمی‏شود. لذا یکی از آداب این است که کسی که می‌خواهد دعا کند، اوّل اسمُ‌اللهِ‌الأعظم را ببرد. روایت آن را خواندم برای این که این را مطرح کنم. «بسم الله» نام خدا است و روایت، از آن تعبیر به اسمُ‌اللهِ‌الأكبر می‏کند.

  ساعت 22 و 05 دقیقه و 15 ثانیه  یکشنبه 10 دی 1396  محمد كیانی تکاب
هوس بازی جدید به نام وان نایت استند

آنقدر پست و زشت هست که نیازی به توضیح و آوردن دلیل برای بد بودنش نباشد. هر وجدان پاکی در برخورد بان آن خیلی سریع، با دو انگشت بینی‌اش را گرفته و یا دست بر دهان فشرده و با سرعت از آن فاصله می‌گیرد فقط کافی است که بداند چیست.


هوس بازی جدید به نام وان نایت استند

وان نایت استند(one night stand) که البته کاملش این است (one night stand relationship)، ساخته‌ای نو برای هوس‌ بازی است. آن گونه که مجری مشتاق تی‌ وی‌ گرامِ سایت آپارات سعی می‌کند خیلی پاک و شیک آن را معرفی کند یعنی:
تصمیمی است که آدمها با یکدیگر می‌ گیرند و به بیرون می‌روند و یک partner (یار، شریک) پیدا می‌کنند تا یک شب را با هم بگذرانند و ...
«باهم‌ باشی یک‌ شبِ» آن هم خارج از قانون و عرف و شرع و بیرون از هر چهارچوب اخلاقی رایج بین انسان‌ ها، معنای این پدیدۀ نوظهور است.

از نظر دین ارتباط متعارفِ روزمره مانند گفت‌وگو، دادوستد، رفت‌وآمد تا زمانی که آلوده به نگاه، تماس و یا حتی گفتگوی کلامی یا مجازیِ شهوت‌انگیز نشده باشد جایز است و اشکالی ندارد.


بی‌شک هر آدمی که پاک زیسته باشد با همان فطرت پاک خدایی می‌تواند بد و خوب خیلی از چیزها را تشخیص دهد؛ چرا که خداوند متعال شناخت این دو را به هر انسانی الهام کرده است (سورۀ شمس/ آیۀ 8) و یا به تعبیر ساده‌‌تر راه و چاه را به او نشان داده است (سورۀ بلد/ آیۀ 10)؛ چه از درون باشد، با الهام این دانسته‌ها یا از بیرون باشد، به واسطۀ رهنمود راهنمایان الهی.
بر اساس همان دانسته‌ هایِ درونیِ خدادای، لازم نیست کلاس درس و یا دروه‌ای برگزار شود تا در آن به انسان‌ بیاموزند دروغ بد است؛ برداشتن دارایی دیگران بدون رضایت آنها (دزدی) کار درستی نیست و یا برهنه به خیابان آمدن و در جمع حاضرشدن کار ناشایستی است؛ تمام این‌ها را بشر بر اساس همان آموزه‌های فطری می‌ داند، باور دارد و به آن عمل می‌کند.
این یادآوری برای آن بود که بگویم زشتی و بدی این «باهم‌ باشی یک‌ شبِ» را هر وجدان پاکی درک می‌کند و نیازی به اثبات و اندرز نیست؛ همین که بداند موضوع چیست از آن فاصله می‌ گیرد.
اما اگر کسی خواسته باشد نظر دین را در این موضوع بداند باید اَحکامی را که مربوط به روابط زن و مرد است قدری مرور کند و یا اگر نمی‌ داند آشنا شود؛ قوانینی الهی که مرز و میزان ارتباط میان دو نفر را به روشنی بیان می‌ کنند؛ قوانینی که باور داریم با رعایت آن سعادت دنیا و آخرت انسان تأمین می‌شود. فرمود: هر كس خدا و پیامبرش را اطاعت كند، بی‌ تردید به رستگارى بزرگى دست یافته است. (سورۀ احزاب، آیۀ 71)
از نظر دین ارتباط متعارفِ روزمره مانند گفت‌وگو، دادوستد، رفت‌وآمد تا زمانی که آلوده به نگاه، تماس و یا حتی گفتگوی کلامی یا مجازیِ شهوت‌انگیز نشده باشد جایز است و اشکالی ندارد. (ر.ک به احکام لمس و نظر و ارتباط  در کتابهای فقهی، مانند: تحریرالوسیلة، ابتدای کتاب النکاح، مسائل 15-29)

بیشتر بخوانید:

به یک شب لذت نمی ارزد!

تجربه تلخی به‌نام "وان نایت استند"


نیز پاسخ به نیاز جنسی تنها و تنها در ارتباطی تعریف شده از نظر قانون دین جایز می‌باشد که آن را عقد نکاح یا ازدواج می‌نامند خواه به صورت دائم و خواه به صورت موقت که از آن به صیغه نیز یاد می‌شود؛ هر چند این دومی در چشم جامعۀ ما صورت خوشی ندارد؛ اما بدانیم که از نظر دین کاری است حلال و کاملاً بی‌ اشکال.
با این حال همیشه کسانی هستند که بر طبل لذت‌ بَری بی‌ حد و مرز می‌کوبند و با طراحی روشی‌ نو تلاش می‌کنند دیگران را هم با خود به سوی «لذت‌ محوری» و «رفع نیازهای درون به هر قیمتی» سوق داده آنها را از مسیر بندگی خدا؛ یعنی یک زندگی سالم، آرام و در مسیر پویایی دور کنند. برای همین هر چند وقت یک بار شاهد ظهور روشی نو در این داستانیم. کم‌ خرجی، بی‌ مسئولیتی، لذت‌بَری و البته بیگانگی با دین و سعادت بشر، عناصر مشترک بین تمام این نوظهورهاست که معمولاً نوکیسه‌ ها هم مشتری آن هستند.
از قرآن و روایات به دست می‌آید که اسلام برای پاسداشت حرمت انسان و تأمین هدف از نیازهای فطری او و داشتن خانواده و جامعه‌ای سالم، آرام و پویا در جهت بندگی خدا، هرگونه ارتباط، کسب لذت و رفع نیاز جنسی خارج از محدوده تعریف شده دینی را ممنوع کرده و حرام  می‌داند (إیضاح الفوائد فی شرح مشكلات القواعد، ج‌3، ص131). برای همین ازدواج سفید، هم‌جنس‌گرایی، باهم‌باشی یک‌شبِ و نظایر قبلی و بعدی آنها همه جزءِ نبایدهای دینی محسوب می‌شوند که در واقع پرهیزهایی برای سلامت روح و روان بشر هستند. قرآن کریم می‌فرماید: كسی که کار شایسته‌ای (عمل صالحى) انجام دهد به نفع خود کار کرده است و كسى که بدى كند به خویشتن بدى كرده است.(سورۀ فصلت، آیۀ46)
روشن‌تر اینکه قرآن کریم که کلام خالق ماست خبر می‌ دهد: گناه، برای انسان ضرردارد. (یونس،23 ؛ فصلت،46)
اما چگونه گرایش به پاکی و حلال که خدا در نهاد ما قرار داده است (سورۀ روم، آیۀ 30) تغییر وضعیت داده و جای خود را به یک علاقۀ ناپاک می‌ دهد؟ ساده‌ تر اینکه چطور می‌ شود انسان پلیدی یک رفتار را نه تنها درک نمی‌ کند؛ بلکه نسبت به آن شوق و اشتیاق هم نشان می‌دهد؟ مانند همین موضوع باهم‌ باشی یک‌ شبِ.
پاسخ به این پرسش را با مثالی در قالب یک خاطره بیان می‌کنم:

اسلام برای پاسداشت حرمت انسان و تأمین هدف از نیازهای فطری او و داشتن خانواده و جامعه‌ای سالم، آرام و پویا در جهت بندگی خدا، هرگونه ارتباط، کسب لذت و رفع نیاز جنسی خارج از محدوده تعریف شده دینی را ممنوع کرده و حرام می‌داند. برای همین ازدواج سفید، هم‌جنس‌گرایی، باهم‌ باشی یک‌شبِ و نظایر قبلی و بعدی آنها همه جزءِ نبایدهای دینی محسوب می‌شوند که در واقع پرهیزهایی برای سلامت روح و روان بشر هستند. قرآن کریم می‌ فرماید: كسی که کار شایسته‌ای (عمل صالحى) انجام دهد به نفع خود کار کرده است و كسى که بدى كند به خویشتن بدى كرده است.


بوشهری‌ها آشی دارند معروف به آش بوشهری که بسیار تند است؛ آنقدر که می‌ توان با آن کسی را شکنجه داد. شبی در همان دیار با همین آش از ما پذیرایی کردند. آقایی نزدیک من نشسته بود و کودک یک ساله‌ ای را در آغوش داشت. در کمال تعجب دیدم که از این آش آتشین به او نیز خوراند. بلافاصله جیغ آن طفلک به هوا رفت و اشک از چشمانش جاری شد. هنوز چشم‌ های سرخ و اشک‌ آلود آن طفل معصوم در خاطرم هست. بعد از چند لحظه که بچه کمی آرام شد پدر مهربان قاشق بعدی را در کام آن زبان‌ بسته گذاشت و باز جیغ و فریاد آن طفلک. پدر این کار را می‌ کرد تا بچه کم‌کم به این طعم عادت کند و بعدها مانند خودش از خوردن این آش لذت ببرد.
مشابه این، اثر دود سیگار بر ریۀ سالم است که اولش واکنشی با سرفه‌ های کُشنده دارد و آخرش لذت از کشیدن سیگار و بعد این جناب سیگاری است که در مواجهه با غیرسیگاری‌ها هم منکر ضرر سیگار می‌ شود و هم از علاقۀ وافر خود به کشیدن سیگار می‌ گوید و ... همان چیزی که هم ضررش برای ما از آفتاب روشن‌ تر است و هم هیچ‌ علاقه‌ای در خود به زدن یک پُک هم احساس نمی‌کنیم.
داستان لذت از گناه و ضررداشتن آن هم دقیقاً همین است.
روح انسان خدایی است (سورۀ حجر، آیۀ29) و سنخیتی با گناه ندارد. این انسان است که نخست، گناه را بر آن تحمیل می‌کند بعد کم‌کم به آن عادت کرده آنگاه از انجامش لذت می‌برد و بعد با تعجب از ضررش می‌ پرسد.
با این دو مثال فرق و فرآیند روشن می‌شود که فرق سلامت و بیماری است؛ واکنش طبیعی ریۀ سالم به دود سیگار انزجار و پس‌زدن است اما ریۀ خراب به دود سیگار ولع دارد و هرگونه عوارض آن را منکر می‌ شود. نیز واکنشِ روح و فطرت پاک به انحراف‌ های یادشده انزجار و چِندِش است اما روح آلوده به اشتیاق از آن استقبال می‌کند و با علاقۀ خاصی پیش‌آمد و حتی فرهنگ‌ شدنش را آرزو می‌کند.




طبقه بندی: مهدویت،
  ساعت 21 و 59 دقیقه و 56 ثانیه  یکشنبه 10 دی 1396  محمد كیانی تکاب
آیا شیطان به دست حضرت مهدی علیه السلام کشته خواهد شد؟

درباره اینکه مرگ ابلیس، سرکرده شیاطین، چگونه و چه وقت خواهد بود و اینکه آیا کسى او را مى کشد یا خودش مى میرد، نظرات گوناگونی وجود دارد از جمله اینکه به دست مبارک حضرت مهدی علیه السلام به هلاکت می رسد. در این نوشتار به بررسی این موضوع می پردازیم.


شیطان

پایان مهلت شیطان چه وقت است

در قرآن كریم آمده است وقتی شیطان به علّت سجده نکردن بر انسان از پیشگاه الهی رانده شد به خداوند عرض کرد: پروردگارا! تا روزى که انسان ها برانگیخته مى شوند به مهلت بده. خداوند فرمود: «فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِینَ * إِلىَ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم؛ تو از مهلت یافتگانى، تا زمانى معین و معلوم » (سوره ص، آیات 79-81) امّا "در اینکه منظور از «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم»، چه روزى است، مفسران احتمالات متعددى داده اند:
بعضى گفته اند منظور پایان این جهان و بر چیده شدن دوران تکلیف است، چرا که بعد از آن، طبق ظاهر آیات قرآن، همه جهانیان از بین میروند و تنها ذات پاک خداوند باقى مى ماند، بنابر این تنها به مقدارى از درخواست ابلیس موافقت شد.
بعضى دیگر احتمال داده اند که منظور از وقت معلوم زمان معینى است که تنها خدا مى داند، و جز او هیچکس از آن آگاه نیست، چرا که اگر آنوقت را آشکار مى ساخت ابلیس تشویق به گناه و سرکشى بیشتر شده بود.
بعضى نیز احتمال داده اند منظور روز قیامت است چرا که او مى خواست تا آن روز زنده بماند تا از حیات جاویدان برخوردار گردد و با نظر او موافقت گردید، به خصوص اینکه تعبیر به یوم الوقت المعلوم در آیه 50 سوره واقعه درباره روز قیامت نیز آمده است. ولى این احتمال بسیار بعید است ، چرا که اگر چنین مى بود باید خداوند به طور کامل با درخواست او موافقت کرده باشد، در حالى که ظاهر آیات فوق این است که بطور کامل با درخواست او موافقت نشده و تنها تا یوم الوقت المعلوم موافقت شده است. و به هر حال تفسیر اول با روح و ظاهر آیه از همه موافقتر است، و در بعضى از روایات که از امام صادق علیه السلام نقل شده نیز به این معنى تصریح گردیده است." (تفسیر نمونه، ج11، ص71)


مرگ شیطان، در زمان ظهور یا پس از نفخه اول صور

در روایتی نقل شده است که شخصی در مورد جمله «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» كه در آیه مذكور آمده، از امام صادق علیه السلام سوال كرد، حضرت فرمود: «وقتی كه قائم ما ظهور كند و به حجر كوفه بیاید، در این حجر شیطان به حضور آن حضرت می آید و زانو به زمین می زند و می گوید: «یا ویل من هذا الیوم؛ ای وای از این روز.» آنگاه امام قائم موی پیشانی شیطان را می گیرد و گردنش را می زند و او را به هلاكت می رساند.(اثبات الهداة، ج7، ص101)

 این احتمال وجود دارد كشته شدن شیطان همان قطع نفوذ او است و مرگ حكومت و تزویز او. یعنی منظور از كشته شدن شیطان این است كه ریشه های فساد و عوامل انحراف و ظلم و جو در عصر درخشان حكومت امام مهدی علیه السلام نابود می گردد و به جای آن عقل و ایمان حكومت می كند.

اما آن حضرت در حدیث دیگرى مى فرمایند: «شیطان بین نفخه اول و دوم صور اسرافیل مى میرد.» (بحارالانوار، ج 60، ص 244)
در این میان برخی به اشتباه دچار خلط شده اند و گفته اند که "متن این دو روایت با یكدیگر معارض است، و جمع كردن آنها با یكدیگر ممكن نیست. زیرا هنگام ظهور حضرت ولى عصرعلیه السلام تا نفخه صور بسیار فاصله است، و طبق اعتقاد شیعه بین زمان ظهور و نفخه صور، رجعت نیز وجود  دارد؛ و چون دومین روایت بیشتر نقل شده است و در سند آن مؤیّداتى وجود دارد، موجب مى شود تا آن بر نخستین روایت ترجیح داده شود؛ پس كشته شدن شیطان توسط امام زمان علیه السلام دلیل محكمى ندارد."
اما می توان گفت این دو روایت تعارض ندارند و سبب خلط به خاطر آن است كه برای مرگ ابلیس نتوانسته اند دو مرگ را قائل شوند. همانطور كه انسانها از دنیا رحلت می كنند -یعنی یك زمان مشخص برای مرگ دارند، و پس از آنكه در برزخ حاضر شدند تا زمان دمیده شدن صور و بر پایی قیامت در آنجا مستقر اند- پس از دمیده شدن صور همین افراد نیز خواهند مرد -البته باید توجه كرد كه مرگ، در دو نشئه مختلف است- حال می توان برای شیطان دو مرگ متصور شد در این صورت نه تنها روایات متعارض نیستند بلكه دو مطلب جداگانه را می خواهند اثبات نمایند.

اگر شیطان نباشد پس امتحان بندگان چه می شود

عده ای هم ادعا كرده اند که " «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» پس از اتمام زندگی انسانها خواهد بود، چون انسان باید بین خوبی ها و بدی ها وسوسه ای داشته باشد تا انتخاب كند و دارای اجر و یا عذاب شود و اگر شیطان در عصر ظهور كشته شود با تكلیف انسانی در تعارض است."
در پاسخ باید گفت در آن زمان، آزادی و اختیار از انسانها گرفته نمی شود؛ چنانکه مرحوم علامه طباطبایى مى فرماید: «ملازمه اى بین تکلیف انسان و وجود شیطان براى اغواگرى او وجود ندارد؛ پس چنین نیست که تا انسان مکلّف است در پى گمراه کردن او باشد؛ زیرا ممکن است خداوند، جامعه انسانى را صالح گرداند و فساد را ریشه کن کند، و مردم جز پروردگار کسى را نپرستند، در این صورت شیطان نمى تواند کسى را گمراه کند.»(المیزان، ج ۱٢، ص 128) به عبارت دیگر هر چند وجود شیطان سبب افزایش وسوسه خواهد بود اما تمام وسوسه با شیطان نیست بلكه نفس اماره هم اگر شیطان نباشد، انسان را به امور ناپسند وسوسه می كند پس این قول هم بسیار ضعیف هست و نمی توان بدان توجه كرد.

روایتی دیگر از مرگ شیطان

برخی می گویند که "كشته شدن و نابودی شیطان همانند كشته شدن و نابودی انسان نیست؛ شیطان مانند ما جسم ندارد تا كشته شود" در صورتی که باید توجه نمود علاوه بر اینکه طبق قولی شیطان چون از جن است، مثل آنها می توان برای او مرگ و كشته شدن نیز تصور كرد.

وقتی كه قائم ما ظهور كند و به حجر كوفه بیاید، در این حجر شیطان به حضور آن حضرت می آید و زانو به زمین می زند و می گوید: «یا ویل من هذا الیوم؛ ای وای از این روز.» آنگاه امام قائم موی پیشانی شیطان را می گیرد و گردنش را می زند و او را به هلاكت می رساند.

همچنین این احتمال وجود دارد كشته شدن شیطان همان قطع نفوذ او است و مرگ حكومت و تزویز او. یعنی منظور از كشته شدن شیطان این است كه ریشه های فساد و عوامل انحراف و ظلم و جو در عصر درخشان حكومت امام مهدی علیه السلام نابود می گردد و به جای آن عقل و ایمان حكومت می كند. چنانچه در در صحف ادریس پیامبر آمده است:

 "تو ای شیطان تا زمانی كه مقدر كرده ام كه زمین را در آن زمان از كفر و شرك و گناه پاك سازم، مهلت داده خواهی شد؛ ولی در این زمان به جای تو بندگان خالص و پاك دل و با ایمان روی كار می آیند. آنها را خلیفه می كنم و حاكم زمین می كنم و دینشان را استوار سازد كه آنها تنها مرا می پرستند و هیچ چیز را شریك من قرار نمی دهند در آن روز است كه تو و همه لشكریانت از پیاده و سواره را نابود می نماییم."
یعنی در آن زمان حنای شیطان و فرزندان او رنگی دیگر ندارد و در حكومت صالحان حكومت شیطان از بین رفتنی است.



طبقه بندی: مهدویت، اعتقادی،
  ساعت 15 و 26 دقیقه و 05 ثانیه  دوشنبه 27 دی 1395  محمد كیانی تکاب
امام مهدی علیه السلام؛ آینه جمال و جلال الهی

خداوند، پیامبران و امامان علیهم السلام را برای هدایت و دستگیری مردم فرستاده است. بررسی سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام حاکی از تلاش آن بزرگواران برای رشد و تعالی انسانها و دستگیری از مردم است. امام مهدی علیه السلام نیز به عنوان آخرین ذخیره الهی و ختم کننده جانشینان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سیره اجداد مطهرشان را ادامه خواهند داد. ظهور امام مهدی علیه السلام و قیام ایشان همانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیام رحمت را برای جهانیان به همراه خواهد داشت و برای فریادرسی و دستگیری از مردم خواهند آمد. ایشان بهار دلها و خرمی روزگاران هستند.  1

بقیه الله

رحمت عالمگیر نبوی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد سیره و روش فرزندشان امام مهدی علیه السلام می فرمایند: «قائم از نسل من است، نام او نام من، کنیه او کنیه من، سیمای او سیمای من و روش او روش من است. او مردم را بر دین و شریعت من استوار می دارد و آنها را به سوی کتاب خدای صاحب عزت و جلال فرا می خواند ...» 2
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رحمت برای جهانیان هستند. 3 حرکت امام مهدی علیه السلام نیز در آخرالزمان مایه برکت و رحمت برای جهانیان خواهد بود. در حدیث لوح حضرت زهرا علیها السلام که حدیث قدسی (سخن خداوند) است، آمده است: «به درستی که من هیچ پیامبری را مبعوث نکردم، جز آنکه وقتی ایامش کامل و مدتش سپری شد، برای او وصی ای قرار دادم... سپس کامل کردم آن [سلسله اوصیا] را به فرزندش [فرزند امام حسن عسکری علیه السلام] رحمت بر عالمیان ... او دارای کمال موسی، شکوه عیسی و شکیبایی ایوب است.» 4

ظهور امام مهدی علیه السلام و قیام ایشان همانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیام رحمت را برای جهانیان به همراه خواهد داشت و برای فریادرسی و دستگیری از مردم خواهند آمد. ایشان بهار دلها و خرمی روزگاران هستند

دستگیری از بندگان حتی دشمنان

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام نشان می دهد که آن بزرگواران تمام توان خود را به کار می گرفتند تا افراد بیشتری را به مسیر هدایت و رشد و کمال بیاورند و از آنها دستگیری کنند. این بزرگواران حتی دستگیر دشمنان خود نیز بودند. به طور نمونه برخورد امام حسن علیه السلام با فردی که دشمن اهل بیت علیهم السلام است، گواهی بر این مدعا است.5  امام مهدی علیه السلام نیز برای دستگیری و فریادرسی از مردم خواهد آمد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «از میان امت من مهدی قیام می کند، خداوند او را برای فریاد رسی مردمان بر می انگیزاند ...» 6

مهربانتر از مادر، دلسوزتر از پدر

ائمه اطهار علیهم السلام مظهر رحمت بی انتهای الهی هستند. امام رضا علیه السلام در قسمتی از یک حدیث طولانی در مورد جایگاه امام می فرمایند: «امام همدمی رفیق و پدری دلسوز و برادری همزاد و مادری نیکوکار نسبت به فرزند کوچکش و پناه مردم در مصیبتها و دشواری های عظیم است.» 7
امام مهربان ترین مردم در روی زمین است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «... به خدا سوگند که من نسبت به شما، از خود شما مهربان تر و رحیم ترم... » 8
امام رضا علیه السلام فرمودند: «امام نشانه هایی دارد ... او نسبت به مردم از خودشان سزاوارتر است و بر مردم از مادران و پدرانشان دلسوزتر است ....» 9

منطقی ترین حکومت جهان

حکومت امام مهدی علیه السلام تکیه بر برهان و استدلال دارد. امام حسن مجتبی علیه السلام در سخنی از پدر بزرگوارشان امیر مؤمنان علی علیه السلام نقل کرده اند که ایشان فرمودند: «در آخر الزمان و سختی روزگار و جهالت مردمان، خداوند مردی را بر می انگیزاند که او را با فرشتگان تأیید می کند و یارانش را محافظت می نماید، و او را با آیاتش یاری می دهد و بر سرتاسر زمین مسلّط می گرداند ... او زمین را از قسط و عدالت و نور و برهان پر می کند...» 10

امام مهدی علیه السلام مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای هدایت و دستگیری مردم ظهور خواهند کرد. ایشان بعد از اتمام حجت با انکار کنندگان حجت خدا مبارزه می کنند و عدالت را در همه جا برقرار می کنند. حکومت ایشان محبوب تمام دلهاست

آینه غضب الهی بعد از اتمام حجت

خشم و غضب امام مهدی علیه السلام شامل کسانی می شود که در برابر منطق امام می ایستند و بر ظلم و فساد خود پافشاری می کنند. امام صادق علیه السلام دلیل ملقب شدن امام مهدی علیه السلام را به نقمت [برای دشمنان] چنین بیان می دارند: «حجت خدا بر آفریدگان تمام می شود تا همگان نسبت به دین، شناخت پیدا کنند و بر روی زمین کسی باقی نماند که دین به او ابلاغ نشده باشد. (در آن هنگام) حضرت قائم ظهور می کند و سبب نقمت [عذاب] خدا و خشم و غضب او بر بندگان می گردد، زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمی گیرد مگر بعد از آنکه به انکار حجتش بپردازند.» 11
بنابراین امام مهدی علیه السلام بعد از اتمام حجت، با از میان برداشتن این افراد و پایان دادن به ظلم آنها که خواسته تمام مظلومان و مستضعفان در طول تاریخ است، عدالت را در جهان برقرار می کنند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «... آگاه باشید! به خدا سوگند! به طور حتم، عدالت او داخل خانه های آنها خواهد رفت، همان گونه که گرما و سرما، چنین خواهد بود.» 12

حکومت بر دلها

این حکومت به گونه ای خواهد بود که رضایت تمام موجودات را به همراه خواهد داشت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «شما را به مهدی بشارت می دهم او در امتم بر انگیخته خواهد شد... ساکنان زمین و آسمان از او راضی هستند.» 13 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «امت مهدی به او پناه می برند، همان گونه كه زنبور به دور ملكه خود می گردد...»  14
بنابراین امام مهدی علیه السلام مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای هدایت و دستگیری مردم ظهور خواهند کرد. ایشان بعد از اتمام حجت با انکار کنندگان حجت خدا مبارزه می کنند و عدالت را در همه جا برقرار می کنند. حکومت ایشان محبوب تمام دلهاست. در مقالات بعدی به ابعاد مختلف دولت کریمانه می پردازیم.

پی نوشت:

1 . بحار الأنوار، مجلسی، ج 99، ص 101: اشاره به زیارت امام مهدی علیه السلام:«... السَّلَامُ عَلَى رَبِیعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَه الْأَیَّامِ ...».
 2. اثبات الهداه، شیخ حر عاملی، ج5، ح 189، ص 98 و 99.
 3. سوره انبیاء/ آیه 107: وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَه لِلْعَالَمِین.
4. کمال الدین، صدوق، ج1، باب28، ح1، ص310.
5. بحارالانوار، مجلسی، ج 43، باب 16، ص 344: مردی از اهل شام وارد مدینه می شود. به خاطر تبلیغات سوء معاویه و دشمنان اهل بیت علیهم السلام کینه ای عمیق از امام علی علیه السلام و اهل بیت ایشان در دل دارد. یک روز که امام حسن علیه السلام را سوار بر مرکب می بیند به او دشنام می دهد و او را نفرین می کند. امام در مقابل این برخورد او لبخند می زند و به او می فرماید: «گمان می کنم تو در این شهر غریبی، گویا سوء تفاهمی پیش آمده است، اگر گرسنه ای سیرت می کنم و اگر بدون لباس باشی به تو لباس می دهم و اگر نیازمندی تو را بی نیاز می کنم و اگر بی پناه باشی به تو پناه می دهم و اگر حاجتی داشته باشی آن را بر آورده می کنم، حالا وسایلت را بردار و با من بیا مهمان من باش.» هنگامی که آن مرد سخنان امام حسن  علیه السلام را شنید به گریه افتاد و گفت: به خدا قسم ، تو جانشین خدا در زمین هستی، خدا خودش می داند که رسالتش را بر عهده چه کسی قرا دهد، تو و پدرت منفورترین مردم نزد من بودید اکنون محبوب ترین مردم نزد من هستی. آنگاه به مهمانی امام رفت و از دوستداران امام شد.
6. کشف الغمه فی معرفه الائمه، اربلی، ج2، ص470.
 7. الکافی، کلینی، ج1، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، ح1، ص200.
 8. بحار الانوار، مجلسی، ج47، باب 5، ح56، ص78.
 9. من لایحضره الفقیه، صدوق، ج4، ح5914، ص 418.
 10. بحارالانوار، مجلسی، ج 52، ح 6، ص280.
 11. تاظهور، نجم الدین طبسی، ج1، ص 226- 227، به نقل از بحار الانوار، مجلسی، ج 57، ص 213، باب 36، ح 23.
 12. الغیبه، نعمانی، ص 297.
 13. الغیبه، طوسی، ص178.
 14. اثبات الهداه، شیخ حر عاملی، ج5، ص271به نقل از الحاوی للفتاوی، ص 77.




طبقه بندی: مهدویت،
  ساعت 15 و 25 دقیقه و 03 ثانیه  دوشنبه 27 دی 1395  محمد كیانی تکاب
نزول آهن از آسمان یعنی چه؟

خداوند در سوره حدید می‌فرماید: ما آهن را از آسمان فرو فرستادیم!(حدید/25). منظور از نزول آهن از آسمان چیست؟ آیا این موضوع از موارد اعجاز قرآن به شمار می‌رود؟

نزول آهن

خدای متعال پیامبران خود را با حجت‌ها و معجزات بسیارى براى هدایت بشر فرستاد؛ با آنها کتاب آسمانى بود که از طریق وحى بر آنها فرود آمده و مردم را به سوى حق و حقیقت دعوت می‌نمودند؛ میزانى به همراه داشتند تا در معاملات و تعاملات به حقوق یکدیگر تجاوز ننمایند، و روى میزان عدل و مساوات عمل نمایند. علاوه بر اینها آهن را در اختیار آنان قرار داد تا هم ابزار دفاعی آنان باشد و هم منفعت‌های فراوانی را با استفاده از آن به دست آورند:

قرآن کریم در این ارتباط می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس»[1] ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب  (آسمانى) و میزان (شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم، تا مردم قیام به عدالت کنند. و آهن را نازل کردیم که در آن نیروى شدید و منافعى براى مردم است.

این آیه هدف خداوند از فرستادن پیامبران، و نازل کردن کتاب و میزان را همراه ایشان بیان کرده، و مى‏فرماید: غرض از فرستادن پیامبران همراه با کتاب، این بود که آنان مردم را به سوی عدالت سوق دهند: «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». تا مردم در اجتماعی عادل زندگى کنند، و آهن را نازل کرد تا بندگان خود را در دفاع از اجتماع صالح خود و گسترش کلمه حق در زمین بیازماید. علاوه بر این آهن منافع دیگرى دارد که مردم از آن بهره‏‌مند می‌شوند.

آنچه در این آیه مورد پرسش است، این است که منظور از انزال آهن چیست؟ آیا خداوند آن‌را از آسمان نازل کرد، یا معنای دیگری در آن نهفته است؟!

مفسران در این زمینه احتمالاتی را مطرح کرده‌‌اند. برخی گفته‌اند؛ نزول در آیه به معناى خلقت است. در حدیثى از امام على(ع) در تفسیر این جمله آمده است: «انزاله ذلک خلقه ایاه»؛ منظور از نازل کردن آهن، خلقت آن است.[2] لازمه نزول، خلقت است، و این تفسیر ملازم شیء است؛ زیرا هر مخلوقی به اعتبار این‌که در لوح محفوظ ثبت است، وقتی بخواهد ایجاد شود، به اعتبار لوح محفوظ تعبیر به نزول پیدا می‌کند.[3] 

بعضی می‌گویند؛ نزول در این‌جا  به معناى فرستادن از مکان بالا نیست، بلکه در این‌گونه موارد به معناى «نزول مقامى» و نعمتى است که از مقام برتر به مقام پایین‌‏تر داده شود.[4]

بعضی هم می‌گویند؛ انزال آهن نظیر تعبیر انزال چارپایان است: «وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ»؛[5] 

و براى شما هشت زوج از چهارپایان ایجاد کرد.

اگر از خلقت چارپایان در زمین، تعبیر کرده که ما آنها را نازل کردیم، با این‌که آن حیوانات از آسمان نازل نشده‌‏اند، به این اعتبار است که خداى تعالى ظهور موجودات در زمین را بعد از آن‌که نبودند، انزال آن خوانده؛ به دلیل آن‌که در آیه شریفه «وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»،[6] به طور کلى موجودات را نازل شده، و اندازه‏‌گیرى شده از خزینه‌‏هایى می‌داند که از هر چیز بی‌اندازه‌‏اش در آن‌جا است.[7]، [8]

البته، برخی از رسول خدا(ص) نقل می‌کنند که آن‌حضرت فرمود: «چهار برکت از آسمان به زمین فرود آمده، آهن، آب، آتش و نمک».[9]

قرآن کریم در ادامه آیه می‌فرماید؛ در آهن بأس شدید است: «فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس».

بعضی می‌گویند؛ نزول در این‌جا به معناى فرستادن از مکان بالا نیست، بلکه در این‌گونه موارد به معناى «نزول مقامى» و نعمتى است که از مقام برتر به مقام پایین‌‏تر داده شود

کلمه «بأس» به معناى تأثیر و قدرت شدید است، اما غالباً در شدت در دفاع و جنگ استعمال می‌شود، و بدین جهت فرمود در آهن بأسى شدید است که به طور مدام جنگ‌‏ها و دفاع‌ها نیاز به آهن داشت؛ چون اقسام سلاح‌ها از آهن بود، و بشر از دیر باز به این فلز دست یافته، و متوجه منافعش شده، و آن‌را استخراج کرده است. اما منافع دیگرى که این فلز براى مردم دارد نیاز به بیان ندارد؛ زیرا می‌بینیم که آهن در تمامى شعب زندگى و صنایع مربوط به آنها دخالت دارد.[10]

برخی معتقدند این نوع مثال‌ها با توجه به زمان و زندگی مردم آن روز بیان شده است. اگر در عصر ما بود به منافع امروزی آهن مثال می‌زد که در جوامع بشری مورد استفاده قرار می‌گیرد. [11]

بنابر این آیه در مقام بیان یکی از نعمت‌های الهی است که در اختیار بشر قرار گرفته است، اما این‌ یک استنباط شخصی است که انزال حدید در قرآن را به عنوان یک معجزه اعلام کنیم که مرادش آن باشد که آهن ابتدا در زمین نبوده و بعدها از آسمان نازل شده است و در همین راستا، نفی چنین استنباطی، ضرر به اعجاز این کتاب مقدس وارد نساخته و تردید در چنین استنباطی به عنوان یک گفت‌وگوی علمی نیز ایرادی نداشته و افرادی که چنین ادعاهایی را مطرح می‌کنند باید با ارائه دلایل متقن به اثبات آن اقدام کنند. [12].

پی‌نوشت‌ها:

[1]. حدید، 25.

[2]. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، محقق، مصحح، خرسان، محمد باقر، ج ‏1، ص 250، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، 1403ق.

[3]. آلوسى، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، على، عبدالبارى عطیة ج ‏14، ص 188، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1415ق.

[4]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏19، ص 381- 382، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.

[5]. زمر، 6.

[6]. حجر، 21.

[7]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏19، ص 172، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق

[8]. ر. ک: خزینه‌های نعمت‌های الهی و چگونگی نزول و فرستادن این نعمت‌ها، 53661.

[9]. طبرسی، فضل بن حسن، تحقیق، بلاغی، محمد جواد، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏9، ص 363، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.

[10]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏19، ص 17.

[11]. مغنیه، محمد جواد، تفسیر الکاشف، ج ‏7، ص 256، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1424ق.

[11]. اسلام کوئیست




طبقه بندی: قران، اعتقادی،
  ساعت 15 و 22 دقیقه و 48 ثانیه  دوشنبه 27 دی 1395  محمد كیانی تکاب
رمزگشایی از توهین برخی معلوم الحال ها به امام زمان(عج) !

چند وقتی است که هتاکی و بی‌حرمتی یکی از خواننده‌های معلوم الحال سفر کرده به فرنگ، در فضای رسانه‌ای و مجازی دست به دست می ‌چرخد. این فرد که بی شرمی اش قله ‌های بی ‌دینی را فتح کرده، به خود اجازه داده است، که اعتقادات صدها میلیون شیعه و عاشق امام زمان(عج) را به سخره گرفته و فرهنگ مهدویت را زیر سؤال ببرد.


امام زمان، اباصالح، یابن الحسن

وقتی گناه و مستی انسان را کافر می کند 

با اندک دقتی در گذشته و زندگی دسته ای از افراد به خوبی متوجه می ‌شویم که عشوه‌ گری، عیاشی، میگساری، فحشا و منکرات پای ثابت زندگی ایشان بوده، به طوری که آنها را در خود غرق کرده است. این سبک زندگی غربی و غیر انسانی آنان، موجب شده است که فطرت پاک و الهی در وجودشان خشکانده شود. اگر افراد عیاش، وجود امام زمان(عج) را به باد سخره می گیرند، جای تعجبی نیست؛ چرا که این دسته افراد مصداق بارز آیه شریفی هستند که خدای متعال در توصیف آنها می فرماید: «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ؛ [سوره روم، آیه 10] سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جایى رسید كه آیات خدا را تكذیب كردند و آن را به مسخره گرفتند!»

این افراد در طغیان و سرکشی غرق شده‌اند و خدای متعال نیز آنها را به خاطر طغیان و شهوترانیشان در سرگردانی و بی ‌خبری رها کرده است: «اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فی‏ طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ؛[سوره بقره، آیه15] خداوند آنان را استهزا مى‏كند و آنها را در طغیانشان نگه مى‏دارد، تا سرگردان شوند.»

دوری از گناهان و اعمال ناشایست، یکی از اساسی ترین و مهمترین وظایف منتظران است. در توقیع شریفی از ناحیه حضرت صاحب الامر به شیخ مفید، وجود گناهان درجامعه یکی از اسباب طولانی شدن غیبت و دوری از امام زمان معرفی شده است.«...پس تنها چیزی که ما را از آنان (شیعیان) پوشیده می دارد، همانا چیزهای ناشایستی است که از ایشان به ما می رسد خوشایندمان نیست و از آنان انتظار نمی رود

امام زمان(عج) مصداق آیات الهی

امام زمان(عجل الله تعال فرجه) مصداق روشن آیاتی است که، خدای متعال در آن آیات نوید نجات بشریت را داده است.[1] «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ؛[سوره قصص، آیه5] ما مى ‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم!».

علاوه بر آیات و روایات اسلامی، همه ادیان الهی و مکاتبی که رنگ دینی و الهی در  آنان قابل مشاهده است، در خود به آموزه‌ای به نام منجی باوری اعتقاد دارند، از اینرو اعتقاد به منجی و امام مهدی(عجل الله تعالی شریف) ساخته و پرداخته آیین تشیع و یا سایر مذاهب اسلامی نیست، که شخص مطرب و عیاشی، درصدد تشکیک و استهزاء آن برآید. اگر این افراد غیرت ایرانی داشتند که ندارند، اگر ادعای باستان‌ گرایی داشتند که ندارند، باید بدانند که در ادیان باستانی همچون زرتشت اعتقاد و باور به منجی یکی از مسائل مطرح و شناخته شده به حساب می آمده است: واژه «سوشیانس» در آیین زرتشت به معنای منجی به کار رفته است. در کتاب «زند بهمن یسن» در تفسیر کلمه سوشیانس این چنین بیان شده است «سوشیانس آخرین کسی است که می آید و زرتشت را در عالم نجات می دهد، سوشیانس، عالم را پاک می کند، آن گاه قیامت برپا خواهد شد».[2]

برکات مهدی باوری و فاصله ی معاندان از آن

اعتقاد و باور به مهدی و پایبندی به ارکان مهدویت، دارای لوازم و آثاری است که معاندان و مخالفان را از آن بهره ای نیست. در ادامه به بعضی از این آثار و برکات اشاره می‌کنیم: 

1). تهذیب نفس و خودسازی: انتظار و چشم امید به منجی، نقش اساسی و مهمی در پالایش و تنزیه روح و روان بر عهده دارد، به طوری که موجب می شود انسان به سوی خودسازی گام بردارد. به عبارت دیگر اندیشه مهدویت و عنصر انتظار عامل و بهانه‌ای مهم، برای آماده سازی و خودسازی برای ظهور است.[3] 

2). دقت در گفتار و رفتار: اعتقاد به ظهور مهدی نیازمند عناصر مهمی همچون خود کنترلی اجتماعی و دقت در رفتار و گفتار است. مهدی یاوران و مهدی باوران، رفتار و گفتارشان بر پایه اخلاق و رفتار اسلامی تنظیم و تطبیق شده است. در روایتی از امام حسن عسکری (علیه السلام) این چنین نقل شده است: «وَ انْتِظَارُ الْفَرَجِ بِالصَّبْرِ وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ وَ حُسْنُ الْجِوَار؛[4] انتظار فرج با صبر، خوش صحبتی و خوش خلقی همراه است.»

اگر افراد عیاش، وجود امام زمان(عج) را به باد سخره می گیرند، جای تعجبی نیست؛ چرا که این دسته افراد مصداق بارز آیه شریفی هستند که خدای متعال در توصیف آنها می فرماید: «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ؛ [سوره روم، آیه 10] سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جایى رسید كه آیات خدا را تكذیب كردند و آن را به مسخره گرفتند!»

3). پیراستگی از بدی و آراستگی به خوبی: دوری از گناهان و اعمال ناشایست، یکی از اساسی ترین و مهمترین وظایف منتظران است. در توقیع شریفی از ناحیه حضرت صاحب الامر به شیخ مفید، وجود گناهان درجامعه یکی از اسباب طولانی شدن غیبت و دوری از امام زمان معرفی شده است.«...پس تنها چیزی که ما را از آنان (شیعیان) پوشیده می دارد، همانا چیزهای ناشایستی است که از ایشان به ما می رسد خوشایندمان نیست و از آنان انتظار نمی رود».[5] 

سخن آخر

گرفتار شدن در دادم ویروس گناه و رذایل اخلاقی از چنان آسیب و خطری برخوردار است، که می تواند، آتش به خرمن معرفت و شناخت فطری افراد بی افکند به طوری که انسان منکر آیات الهی شود. موضوع روشنی که مصداق آن را به خوبی می توان در سرگذشت و زندگی نکبت بار افراد مطرب و عیاش مشاهده کرد.   


پی نوشت ها:

[1]. طوسى، محمد بن الحسن‏، الغیبة (كتاب الغیبة للحجة) للحجة، ص184. «در کتاب غیبت شیخ طوسی، از امیر المؤمنین (علیه السّلام) روایت می كند كه در تفسیر این آیه فرمود: اینان كه در زمین ضعیف گشته‏اند آل پیغمبرند كه خداوند مهدى آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل گرداند». 

[2]. زند وهمن یسن، ص 19 و150. 

[3]. محمد سبحانی، مهدویت و آرامش، ص66. 

[4]. ابن بابویه، محمد بن على‏، الخصال، ج‏2، ص479، ح46. 

[5]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحارالانوار،ج53، ص177.


طبقه بندی: مهدویت،
  ساعت 15 و 20 دقیقه و 19 ثانیه  دوشنبه 27 دی 1395  محمد كیانی تکاب
امان اهل زمین را می شناسید؟

همان گونه كه از جهت تكوینى، وجود ستارگان و كیفیّت وضع آن ها موجب امان و آرامش كرات و سیارات و كهكشان هاست، وجود امام زمان (علیه السلام) نسبت به موجودات زمین نیز چنین است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری - بخش مهدویت تبیان
امام زمان

در این مقاله از توقیعات امام زمان علیه السلام در کتاب شریف کمال الدین دو نمونه را انتخاب کردیم و برای شما عزیزان مختصری شرح می دهیم:

1- او امان اهل زمین است

قال مولانا الامام المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) :إِنّی لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ. (كمال الدین، ج2، ص485، ح10 ; الغیبة، شیخ طوسى، ص292، ح247 ; احتجاج، ج2، ص284 ; إعلام الورى، ج2، ص272 ; كشف الغمة، ج3، ص340 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1115 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10)
همانا، من، امان و مایه ایمنى براى اهل زمینم; همان گونه كه ستاره ها، سبب ایمنى اهل آسمان اند.

توضیحاتی پیرامون این کلام نورانی:

حضرت مهدی (علیه السلام) به این نكته ى مهم هم اشاره دارند كه به دلیل سستى مردم در پذیرش حق، این طور نیست كه همه ى امامان به حكومت برسند و یا در میان مردم حاضر باشند، همان طور كه همه ى انبیا و اوصیاى الهى گذشته نیز، به حكومت دست نیافتند و برخى نیز تا مدّتى در غیبت به سر بردند

این كلام، قسمتى از جواب هایى است كه امام زمان (علیه السلام)، در پاسخ به نامه ى اسحاق بن یعقوب فرموده است. اسحاق در این نامه، از علت غیبت سؤال مى كند. حضرت بعد از جواب و بیان علّت غیبت، به این نكته اشاره دارد كه وجود امام در غیبت، بى فایده و اثر نیست; از فواید امام این است كه وجود او سبب ایمنى براى اهل زمین است; همان گونه كه ستارگان آسمان مایه ى ایمنى براى اهل آسمان اند.

در روایات صحیح دیگرى نیز به همین مضمون اشاره شده است. در آن روایات آمده است: اگر حجت در زمین نباشد، زمین و اهل آن، دگرگون و مضطرب خواهند شد.

در تشبیه امان بودن امام زمان (علیه السلام) براى اهل زمین، به امان بودن ستارگان براى اهل آسمان، وجوه تشابهى نهفته است كه به دو مورد از آن ها اشاره مى كنیم:

1- همان گونه كه از جهت تكوینى، وجود ستارگان و كیفیّت وضع آن ها موجب امان و آرامش كرات و سیارات و كهكشان هاست، وجود امام زمان (علیه السلام) نسبت به موجودات زمین نیز چنین است.

2- همان گونه كه به سبب ستارگان، شیاطین از آسمان ها رانده شدند و امان و آرامش براى اهالى آسمان ها، از جمله ملائكه فراهم شد، وجود امام زمان (علیه السلام) نیز تكویناً و تشریعاً سبب طرد شیاطین از اهل زمین، خصوصاً انسان ها خواهد بود.

2- وجود او همیشگی است

قال مولانا الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: أَنَّ الاَرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِراً وَإِمّا مَغْمُوراً. (كمال الدین، ج2، ص511، ح42 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1110، ح26 ; بحارالأنوار، ج53، ص191، ح19)
زمین، هیچ گاه، از حجّت خالى نخواهد بود; چه آن حجّت ظاهر باشد و چه پنهان.

شرحی اجمالی:

از فواید امام این است كه وجود او سبب ایمنى براى اهل زمین است; همان گونه كه ستارگان آسمان مایه ى ایمنى براى اهل آسمان اند

این كلام، قسمتى از توقیعى است كه امام زمان (علیه السلام) به عثمان بن سعید عمرى و فرزندش محمّد مرقوم داشته اند. حضرت (علیه السلام) بعد از سفارش هاى زیاد، به مطلبى اشاره مى كند و مى فرماید: باید همیشه، در روى زمین، حجّت الهى باشد، و نمى توان حتّى لحظه اى را تصوّر كرد كه امام معصوم نباشد.
احتیاج انسان و دیگر موجودات به امام، ادامه ى احتیاج آنان به پیامبر است. نیاز به فرد معصوم چه پیامبر و چه امام را از دیدگاه هاى مختلفى مى توان بررسى كرد. یكى از این وجوه، نیاز به قانون الهى و تفسیر آن از سوى معصوم است. در كتاب هاى كلام، با دلیل هاى عقلى ثابت شده است كه بشر براى اصلاح زندگى دنیوى خود و رسیدن به سعادت ابدى و اخروى، نیازمند پیامبر است. نیاز بشر به دین و تفسیر صحیح از آن، ابدى است. پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله و سلم) دین اسلام را به عنوان آخرین دین الهى، آورد و همه ى احكام و مسائل آن را بازگو كرد. پس از وفات پیامبر (صلى الله علیه وآله و سلم) به همان دلیل هاى عقلى، باید كسانى مانند پیامبر در علم و عصمت و ... وجود داشته باشند. اینان كسانى نیستند جز امامان بزرگوار (علیهم السلام).
حضرت مهدی (علیه السلام) به این نكته ى مهم هم اشاره دارند كه به دلیل سستى مردم در پذیرش حق، این طور نیست كه همه ى امامان به حكومت برسند و یا در میان مردم حاضر باشند، همان طور كه همه ى انبیا و اوصیاى الهى گذشته نیز، به حكومت دست نیافتند و برخى نیز تا مدّتى در غیبت به سر بردند.



منابع:
سایت اندیشه قم
علی اصغر رضوانی- شرح چهل حدیث حضرت مهدی(عج)



طبقه بندی: مهدویت،
  ساعت 22 و 59 دقیقه و 05 ثانیه  پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395  محمد كیانی تکاب
این یکی از رازهای غیبی خداست!

در تاریخ پیامبران الهی مواردی یافت می شود كه پیامبر خدا به دلایلی از میان امت و قوم خود غایب شده است، و این مطلب یكی از وجوهی است كه در توجیه غیبت امام زمان بیان شده است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری - بخش مهدویت تبیان
ظهور ؛ حضرت مهدی

مسئله غیبت امام زمان (عج) را می توان از رازهای غیبی خدا دانست كه آگاهی بر حقیقت و اسرار آن فراتر از توان و ظرفیت فكر بشری است، ولی با استناد به براهین عقلی و نقلی می دانیم كه همه افعال الهی مشتمل بر حكمتها و مصالحی است كه تضمین كننده سعادت بشری می باشند، هر چند علم و آگاهی بشر از درك كامل آن ناتوان باشد.
بنابراین، پس از اثبات حكمت و عدل خداوند، و لزوم وجود امام و عصمت او، در مسئله غیبت با مشكلی مواجه نخواهیم شد؛ زیرا علم اجمالی به این كه این كار، حكیمانه و عالمانه بوده، و در برگیرنده مصلحت عمومی بشر است، برای اعتقاد به آن كافی است.
مطلب فوق مضمون روایتی است كه مرحوم صدوق از امام صادق علیه السلام روایت كرده است. عبدالله بن فضل هاشمی می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود: «برای صاحب این امر، غیبتی مقرر شده است كه باید به آن عمل كنند، و در زمان غیبت او اهل باطل دچار شك و تردید می شوند؟»

پس از اثبات حكمت و عدل خداوند، و لزوم وجود امام و عصمت او، در مسئله غیبت با مشكلی مواجه نخواهیم شد؛ زیرا علم اجمالی به این كه این كار، حكیمانه و عالمانه بوده، و در برگیرنده مصلحت عمومی بشر است، برای اعتقاد به آن كافی است.

به امام علیه السلام عرض كردم گفتم: فدایت شوم! این غیبت برای چیست؟  امام علیه السلام پاسخ داد: برای امری است كه ما مأذون به كشف آن نیستیم. گفتم: پس وجه حكمت الهی در غیبت او چیست؟
 امام علیه السلام فرمود: «وجه حكمت آن، جز پس از ظهور او آشكار نخواهد شد، چنانكه وجه حكمت سوراخ كردن كشتی، و كشتن جوان، و ساختن دیوار توسط خضر علیه السلام ، برای موسی علیه السلام روشن نشد، مگر هنگام مفارقت آن دو از یكدیگر. ای فرزند فضل! این امر، امری الهی، و سری خدایی و غیبی از غیوب خداوند است. هرگاه ما دانستیم كه خداوند عزوجل حكیم است، تصدیق می كنیم كه همه افعال او حكیمانه است، هر چند وجه حكمت آن ها برایمان روشن نگردد». (علل الشرایع، باب 179، علة الغیبة، حدیث 8)

مسئله غیبت در تاریخ امت های پیشین

در تاریخ پیامبران الهی مواردی یافت می شود كه پیامبر خدا به دلایلی از میان امت و قوم خود غایب شده است، و این مطلب یكی از وجوهی است كه در توجیه غیبت امام زمان بیان شده است، چنانكه امام صادق علیه السلام در پاسخ این سؤال كه وجه حكمت غیبت حضرت قائم (عج) چیست؟ فرمود: «وجه حكمت غیبت آن حضرت همان وجه حكمت غیبت های سایر حجت های خدا قبل از اوست.» (علل الشرایع، ص 246)
و در حدیث دیگری آمده است كه امام صادق علیه السلام به حنان بن سدیر فرمود: «مشیت خدا بر این استقرار یافته كه سنتهای پیامبران پیشین علیهم السلام را در مورد غیبت قائم ما جاری سازد، پس حاصل جمع مدت غیبت های آنان درباره او واقع خواهد شد.» (علل الشرایع، ص 245)
بنابراین می توان نتیجه گرفت که مسئله غیبت در تاریخ امت های پیشین هم وجود داشته است ولی هر کدام با دیگری متفاوت بوده است.
در قائم آل محمد پنج شباهت از پنج پیامبر موجود است:
1.  شباهت به یونس علیه السلام و آن عبارت است از بازگشت به سوی قوم خود پس از غیبت از آنان، به گونه ای كه وقتی از میان آنان رفت جوان بود، و وقتی بازگشت پیر شده بود.

امام صادق علیه السلام به حنان بن سدیر فرمود: «مشیت خدا بر این استقرار یافته كه سنتهای پیامبران پیشین علیهم السلام را در مورد غیبت قائم ما جاری سازد، پس حاصل جمع مدت غیبت های آنان درباره او واقع خواهد شد.» (علل الشرایع، ص 245)

2.  شباهت به یوسف علیه السلام كه عبارت است از غیبت از قوم و خویشاوندان و دشوار شدن امر غیبت وی بر پدرش یعقوب علیه السلام .
3.  شباهت با موسی علیه السلام در خفای ولادت، و غیبت از شیعیان و پیروانش، و آزارهایی كه از دشمنانشان دیدند، تا این كه بازگشت و خداوند او را بر فرعونیان پیروز ساخت.
4.  شباهت با عیسی علیه السلام در این كه در مورد زنده بودن او اختلاف نمودند، برخی گفتند: زنده است، و برخی گمان كردند كه او مرده است.
5.  شباهت با جدش رسول اكرم صلّی الله علیه و آله كه با شمشیر قیام خواهد كرد و دشمنان خدا و رسول خدا را نابود خواهد ساخت. (بحار الانوار، ج 51، ص 218 217)
نیز درباره غیبت صالح علیه السلام از امام صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود: او مدتی طولانی غایب بود. و هنگامی كه بازگشت قیافه اش كاملاً تغییر كرده بود، و مردم در مورد او سه دسته شده بودند، عده ای او را تصدیق كردند، عده ای او را تكذیب نمودند، و گروهی نیز دچار شك و تردید شدند.
هم چنین از آن حضرت پرسیده شد: آیا در دوران غیبت صالح علیه السلام عالم و دانشمندی در میان قوم او بود تا آنان را راهنمایی كند؟ امام علیه السلام پاسخ داد: خدا عادل تر از آن است كه زمین را بدون عالمی كه مردم را به خدا دعوت نماید، باقی گذارد. (بحار الانوار ، ص 216 215)


منابع:
سایت اندیشه قم
بحارالانوار ج 52





طبقه بندی: مهدویت،
  ساعت 22 و 11 دقیقه و 40 ثانیه  پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395  محمد كیانی تکاب

 

دریافت کد تبادل آگهی هوشمند