تبلیغات
...::مهــــدویت::...

...::مهــــدویت::...
 
سلام.بعد از این به این وبلاگ نیز سری بزنید.پایگاه مهدویت به آدرس :www.mahdavibase.mihanblog.com
نظر سنجی
از مطالب این وبلاگ چقدر راضی هستید؟






ابر برچسب ها
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری فندرسک

سلام دوستان عزیز هدف این وبلاگ افزایش اطلاعات مذهبی شما ومطالب مورد علاقه شما دوستان عزیز است.کپی برداری از مطالب با درج منبع مانعی ندارد.در ضمن نظرات خود را راجع به این وبلاگ بگویید.

به وبلاگ مهدویت خوش آمدید.من به چند تا نویسنده نیاز دارم اگه می خواهید نویسنده وبلاگ من بشید مشخصات خودتون رو برام تو نظرات مطلب ثابت من بذارید.تا نویسنده بشید.در ضمن اگه می خواهید تبلیغات شما به نمایش گذاشته شود هزینه آن 5000 تومان برای هر ماه است.

در ضمن آدرس وبلاگ های دیگر من در اینجا درج شده است.

www.star-download100.mihanblog.com

www.livelight.ir

www.taminkhabar.mihanblog.com

www.livelight.mihanblog.com






[ پنجشنبه 1 فروردین 1392 ] [ ساعت 03 و 24 دقیقه و 10 ثانیه ] [ محمد كیانی تکاب ]

همان گونه كه از جهت تكوینى، وجود ستارگان و كیفیّت وضع آن ها موجب امان و آرامش كرات و سیارات و كهكشان هاست، وجود امام زمان (علیه السلام) نسبت به موجودات زمین نیز چنین است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری - بخش مهدویت تبیان
امام زمان

در این مقاله از توقیعات امام زمان علیه السلام در کتاب شریف کمال الدین دو نمونه را انتخاب کردیم و برای شما عزیزان مختصری شرح می دهیم:

1- او امان اهل زمین است

قال مولانا الامام المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) :إِنّی لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ. (كمال الدین، ج2، ص485، ح10 ; الغیبة، شیخ طوسى، ص292، ح247 ; احتجاج، ج2، ص284 ; إعلام الورى، ج2، ص272 ; كشف الغمة، ج3، ص340 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1115 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10)
همانا، من، امان و مایه ایمنى براى اهل زمینم; همان گونه كه ستاره ها، سبب ایمنى اهل آسمان اند.

توضیحاتی پیرامون این کلام نورانی:

حضرت مهدی (علیه السلام) به این نكته ى مهم هم اشاره دارند كه به دلیل سستى مردم در پذیرش حق، این طور نیست كه همه ى امامان به حكومت برسند و یا در میان مردم حاضر باشند، همان طور كه همه ى انبیا و اوصیاى الهى گذشته نیز، به حكومت دست نیافتند و برخى نیز تا مدّتى در غیبت به سر بردند

این كلام، قسمتى از جواب هایى است كه امام زمان (علیه السلام)، در پاسخ به نامه ى اسحاق بن یعقوب فرموده است. اسحاق در این نامه، از علت غیبت سؤال مى كند. حضرت بعد از جواب و بیان علّت غیبت، به این نكته اشاره دارد كه وجود امام در غیبت، بى فایده و اثر نیست; از فواید امام این است كه وجود او سبب ایمنى براى اهل زمین است; همان گونه كه ستارگان آسمان مایه ى ایمنى براى اهل آسمان اند.

در روایات صحیح دیگرى نیز به همین مضمون اشاره شده است. در آن روایات آمده است: اگر حجت در زمین نباشد، زمین و اهل آن، دگرگون و مضطرب خواهند شد.

در تشبیه امان بودن امام زمان (علیه السلام) براى اهل زمین، به امان بودن ستارگان براى اهل آسمان، وجوه تشابهى نهفته است كه به دو مورد از آن ها اشاره مى كنیم:

1- همان گونه كه از جهت تكوینى، وجود ستارگان و كیفیّت وضع آن ها موجب امان و آرامش كرات و سیارات و كهكشان هاست، وجود امام زمان (علیه السلام) نسبت به موجودات زمین نیز چنین است.

2- همان گونه كه به سبب ستارگان، شیاطین از آسمان ها رانده شدند و امان و آرامش براى اهالى آسمان ها، از جمله ملائكه فراهم شد، وجود امام زمان (علیه السلام) نیز تكویناً و تشریعاً سبب طرد شیاطین از اهل زمین، خصوصاً انسان ها خواهد بود.

2- وجود او همیشگی است

قال مولانا الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف: أَنَّ الاَرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِراً وَإِمّا مَغْمُوراً. (كمال الدین، ج2، ص511، ح42 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1110، ح26 ; بحارالأنوار، ج53، ص191، ح19)
زمین، هیچ گاه، از حجّت خالى نخواهد بود; چه آن حجّت ظاهر باشد و چه پنهان.

شرحی اجمالی:

از فواید امام این است كه وجود او سبب ایمنى براى اهل زمین است; همان گونه كه ستارگان آسمان مایه ى ایمنى براى اهل آسمان اند

این كلام، قسمتى از توقیعى است كه امام زمان (علیه السلام) به عثمان بن سعید عمرى و فرزندش محمّد مرقوم داشته اند. حضرت (علیه السلام) بعد از سفارش هاى زیاد، به مطلبى اشاره مى كند و مى فرماید: باید همیشه، در روى زمین، حجّت الهى باشد، و نمى توان حتّى لحظه اى را تصوّر كرد كه امام معصوم نباشد.
احتیاج انسان و دیگر موجودات به امام، ادامه ى احتیاج آنان به پیامبر است. نیاز به فرد معصوم چه پیامبر و چه امام را از دیدگاه هاى مختلفى مى توان بررسى كرد. یكى از این وجوه، نیاز به قانون الهى و تفسیر آن از سوى معصوم است. در كتاب هاى كلام، با دلیل هاى عقلى ثابت شده است كه بشر براى اصلاح زندگى دنیوى خود و رسیدن به سعادت ابدى و اخروى، نیازمند پیامبر است. نیاز بشر به دین و تفسیر صحیح از آن، ابدى است. پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله و سلم) دین اسلام را به عنوان آخرین دین الهى، آورد و همه ى احكام و مسائل آن را بازگو كرد. پس از وفات پیامبر (صلى الله علیه وآله و سلم) به همان دلیل هاى عقلى، باید كسانى مانند پیامبر در علم و عصمت و ... وجود داشته باشند. اینان كسانى نیستند جز امامان بزرگوار (علیهم السلام).
حضرت مهدی (علیه السلام) به این نكته ى مهم هم اشاره دارند كه به دلیل سستى مردم در پذیرش حق، این طور نیست كه همه ى امامان به حكومت برسند و یا در میان مردم حاضر باشند، همان طور كه همه ى انبیا و اوصیاى الهى گذشته نیز، به حكومت دست نیافتند و برخى نیز تا مدّتى در غیبت به سر بردند.



منابع:
سایت اندیشه قم
علی اصغر رضوانی- شرح چهل حدیث حضرت مهدی(عج)



طبقه بندی: مهدویت،
[ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 ] [ ساعت 22 و 59 دقیقه و 05 ثانیه ] [ محمد كیانی تکاب ]

در تاریخ پیامبران الهی مواردی یافت می شود كه پیامبر خدا به دلایلی از میان امت و قوم خود غایب شده است، و این مطلب یكی از وجوهی است كه در توجیه غیبت امام زمان بیان شده است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری - بخش مهدویت تبیان
ظهور ؛ حضرت مهدی

مسئله غیبت امام زمان (عج) را می توان از رازهای غیبی خدا دانست كه آگاهی بر حقیقت و اسرار آن فراتر از توان و ظرفیت فكر بشری است، ولی با استناد به براهین عقلی و نقلی می دانیم كه همه افعال الهی مشتمل بر حكمتها و مصالحی است كه تضمین كننده سعادت بشری می باشند، هر چند علم و آگاهی بشر از درك كامل آن ناتوان باشد.
بنابراین، پس از اثبات حكمت و عدل خداوند، و لزوم وجود امام و عصمت او، در مسئله غیبت با مشكلی مواجه نخواهیم شد؛ زیرا علم اجمالی به این كه این كار، حكیمانه و عالمانه بوده، و در برگیرنده مصلحت عمومی بشر است، برای اعتقاد به آن كافی است.
مطلب فوق مضمون روایتی است كه مرحوم صدوق از امام صادق علیه السلام روایت كرده است. عبدالله بن فضل هاشمی می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود: «برای صاحب این امر، غیبتی مقرر شده است كه باید به آن عمل كنند، و در زمان غیبت او اهل باطل دچار شك و تردید می شوند؟»

پس از اثبات حكمت و عدل خداوند، و لزوم وجود امام و عصمت او، در مسئله غیبت با مشكلی مواجه نخواهیم شد؛ زیرا علم اجمالی به این كه این كار، حكیمانه و عالمانه بوده، و در برگیرنده مصلحت عمومی بشر است، برای اعتقاد به آن كافی است.

به امام علیه السلام عرض كردم گفتم: فدایت شوم! این غیبت برای چیست؟  امام علیه السلام پاسخ داد: برای امری است كه ما مأذون به كشف آن نیستیم. گفتم: پس وجه حكمت الهی در غیبت او چیست؟
 امام علیه السلام فرمود: «وجه حكمت آن، جز پس از ظهور او آشكار نخواهد شد، چنانكه وجه حكمت سوراخ كردن كشتی، و كشتن جوان، و ساختن دیوار توسط خضر علیه السلام ، برای موسی علیه السلام روشن نشد، مگر هنگام مفارقت آن دو از یكدیگر. ای فرزند فضل! این امر، امری الهی، و سری خدایی و غیبی از غیوب خداوند است. هرگاه ما دانستیم كه خداوند عزوجل حكیم است، تصدیق می كنیم كه همه افعال او حكیمانه است، هر چند وجه حكمت آن ها برایمان روشن نگردد». (علل الشرایع، باب 179، علة الغیبة، حدیث 8)

مسئله غیبت در تاریخ امت های پیشین

در تاریخ پیامبران الهی مواردی یافت می شود كه پیامبر خدا به دلایلی از میان امت و قوم خود غایب شده است، و این مطلب یكی از وجوهی است كه در توجیه غیبت امام زمان بیان شده است، چنانكه امام صادق علیه السلام در پاسخ این سؤال كه وجه حكمت غیبت حضرت قائم (عج) چیست؟ فرمود: «وجه حكمت غیبت آن حضرت همان وجه حكمت غیبت های سایر حجت های خدا قبل از اوست.» (علل الشرایع، ص 246)
و در حدیث دیگری آمده است كه امام صادق علیه السلام به حنان بن سدیر فرمود: «مشیت خدا بر این استقرار یافته كه سنتهای پیامبران پیشین علیهم السلام را در مورد غیبت قائم ما جاری سازد، پس حاصل جمع مدت غیبت های آنان درباره او واقع خواهد شد.» (علل الشرایع، ص 245)
بنابراین می توان نتیجه گرفت که مسئله غیبت در تاریخ امت های پیشین هم وجود داشته است ولی هر کدام با دیگری متفاوت بوده است.
در قائم آل محمد پنج شباهت از پنج پیامبر موجود است:
1.  شباهت به یونس علیه السلام و آن عبارت است از بازگشت به سوی قوم خود پس از غیبت از آنان، به گونه ای كه وقتی از میان آنان رفت جوان بود، و وقتی بازگشت پیر شده بود.

امام صادق علیه السلام به حنان بن سدیر فرمود: «مشیت خدا بر این استقرار یافته كه سنتهای پیامبران پیشین علیهم السلام را در مورد غیبت قائم ما جاری سازد، پس حاصل جمع مدت غیبت های آنان درباره او واقع خواهد شد.» (علل الشرایع، ص 245)

2.  شباهت به یوسف علیه السلام كه عبارت است از غیبت از قوم و خویشاوندان و دشوار شدن امر غیبت وی بر پدرش یعقوب علیه السلام .
3.  شباهت با موسی علیه السلام در خفای ولادت، و غیبت از شیعیان و پیروانش، و آزارهایی كه از دشمنانشان دیدند، تا این كه بازگشت و خداوند او را بر فرعونیان پیروز ساخت.
4.  شباهت با عیسی علیه السلام در این كه در مورد زنده بودن او اختلاف نمودند، برخی گفتند: زنده است، و برخی گمان كردند كه او مرده است.
5.  شباهت با جدش رسول اكرم صلّی الله علیه و آله كه با شمشیر قیام خواهد كرد و دشمنان خدا و رسول خدا را نابود خواهد ساخت. (بحار الانوار، ج 51، ص 218 217)
نیز درباره غیبت صالح علیه السلام از امام صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود: او مدتی طولانی غایب بود. و هنگامی كه بازگشت قیافه اش كاملاً تغییر كرده بود، و مردم در مورد او سه دسته شده بودند، عده ای او را تصدیق كردند، عده ای او را تكذیب نمودند، و گروهی نیز دچار شك و تردید شدند.
هم چنین از آن حضرت پرسیده شد: آیا در دوران غیبت صالح علیه السلام عالم و دانشمندی در میان قوم او بود تا آنان را راهنمایی كند؟ امام علیه السلام پاسخ داد: خدا عادل تر از آن است كه زمین را بدون عالمی كه مردم را به خدا دعوت نماید، باقی گذارد. (بحار الانوار ، ص 216 215)


منابع:
سایت اندیشه قم
بحارالانوار ج 52





طبقه بندی: مهدویت،
[ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 ] [ ساعت 22 و 11 دقیقه و 40 ثانیه ] [ محمد كیانی تکاب ]

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس آیة الكرسی را در هنگام خواب قرائت كند، خدا او را و خانه َاش و خانه همسایگانش را، ایمن خواهد كرد. (مستدرک الوسائل ج 1 ص 343)

فرآوری: آمنه اسفندیاری - بخش قرآن تبیان
آیة الكرسی

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «براى هر چیز نخبه اى است و نخبه و قلّه قرآن، آیة الکرسى است هر کس یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگوارى از ناگواری هاى دنیا و هزار ناگوارى از ناگواری هاى آخرت را از او بر می گرداند، آسان ترین ناگوارى دنیا فقر و سهل ترین ناگوارى آخرت عذاب قبر است و من به امید ارتقای درجه و مقامم آن را می خوانم» (عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، ج 1، ص 136)
طبق فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برگزیده قرآن سوره بقره و برگزیده بقره، آیة الکرسى است (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج 2، ص 626) و آن یکی از مشهورترین آیات قرآن است که از جنبه های گوناگون مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا، برخی پاداش ها برای خواندن این فراز قرآنی در موقعیت های مختلف در نظر گرفته شده است:

خواندن آیة الکرسی پس از نماز

در كتاب امالی از شیخ صدوق علیه الرحمه آمده: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: اگر بدانید آیة الكرسی چه اندازه با اهمیت و با ارزش است در هیچ حالی آنرا ترك نمی كنید. برای رفع و از بین بردن مشكلات خود به آیة الكرسی پناه ببرید، اگر مشكلی دارید و یا اگر گرفتارید، اگر بیمارید، اگر تمام درهای این عالم به روی شما بسته شده است چرا از آیة الكرسی غافلید. با ایمان كامل و اعتقاد به اثر بخوانید و نتیجه بگیرید كما اینكه خواندند و نتیجه گرفتند.

1. پیامبر اسلام فرمودند: کسى که در پى نماز واجب، «آیة الکرسى » مى خواند، تا نماز دیگر در پناه خداست. (لخمی طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، ج 3، ص 84)
 2. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): «هر شخصی که پس از نماز واجب، آیة الکرسی را بخواند، خود خداوند او را قبض روح می کند و این شخص مانند کسی است که به همراه انبیاء جهاد کرده و به شهادت رسیده باشد». (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی ، محمد جواد، ج 2، ص 626)
 3. امام علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می کند: «هرکس پس از هر نماز واجب آیة الکرسى بخواند، این تنها مرگ است که فاصله او و بهشت خواهد بود (به مجرد مردن، وارد بهشت خواهد شد) و تنها مردم راست گو و عابد بر این کار مواظبت خواهند کرد» (طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص 288)

خواندن آیة الکرسی قبل از خواب

١ـ امام صادق (علیه السلام): «هرکس هنگام خوابیدنش سه بار آیة الکرسى و آیه اى که در سوره آل عمران است: "شَهِدَ الله أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ ..." (آل عمران، 18: «خداوند، [با ایجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستى] گواهى می دهد که معبودى جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش، [هر کدام به گونه اى بر این مطلب] گواهى می دهند در حالى که [خداوند در تمام عالم] قیام به عدالت دارد معبودى جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است») و آیه سخره (به آیه 54 سوره اعراف آیه سُخره گفته می شود. طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج 3، ص 327) و آیه سجده را بخواند، دو شیطان بر او گمارده شود که او را از تیررس شیاطین دیگر حفظ کنند، چه بخواهند و چه نخواهند. به همراه آن دو، سى تن فرشته باشند که خداوند را حمد کنند و او را تسبیح، تهلیل و تکبیر گویند و براى او آمرزش خواهند تا آن بنده از خواب بیدار شود و همه ثوابش از آن او باشد». (الکافی، ج 2، ص 539)
 2. امام رضا (علیه السلام): «هرکسی آیة الکرسى را هنگام خواب تلاوت کند، إن شاء الله از فلج شدن ترسى نخواهد داشت» (شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 105)

خواندن آیة الکرسی در هنگام وضو

امام باقر (علیه السلام): «هر کسی که بعد از وضو آیة الکرسی را بخواند، خداوند ثواب چهل سال [عبادت] را به او می دهد، چهل درجه او را بالا می برد و چهل حور العین به او داده می شود». (شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، ص 45)

خواندن آیة الکرسی برای مردگان

امام علی (علیه السلام): «هرگاه مؤمن آیة الکرسى را بخواند و ثوابش را براى مردگان قرار دهد خداوند به هر حرفى از آیة الکرسى فرشته اى را قرار دهد که براى او تا روز قیامت تسبیح خدا کنند» (دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب إلی الصواب، ج 1، ص 176)

خواندن آیة الکرسی در سجده

امام باقر (علیه السلام): «کسی که آیة الکرسی را در حال سجده بخواند، هرگز داخل در آتش جهنم نخواهد شد». (جامع الأخبار، ص 46)

خواندن آیة الکرسی برای رهایی از ترس

امام علی (علیه السلام): «هرگاه مؤمن آیة الکرسى را بخواند و ثوابش را براى مردگان قرار دهد خداوند به هر حرفى از آیة الکرسى فرشته اى را قرار دهد که براى او تا روز قیامت تسبیح خدا کنند».

امام صادق (علیه السلام): «وقتی در مکان ترسناکی قرار گرفتی؛ این آیه را بخوان: "وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصیراً" (اسراء، 80: «و بگو: پروردگارا! مرا [در هر کار] با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوى خود، حجتى یارى کننده برایم قرار ده!») و زمانی که چیز ترسناکی به چشمت خورد آیة الکرسى را بخوان». (برقی، احمد بن محمد، المحاسن، محقق، محدّث، جلال الدین، ج 2، ص 36)

آغاز سفر با آیة الكرسى

امام صادق (علیه َالسلام) فرمود: سفر را با دادن صدقه و یا با خواندن آیة الكرسى آغاز كن. (فروع کافی ج 4 ص 283)

آیة الكرسی برای رفع گرفتاری

در كتاب امالی از شیخ صدوق علیه الرحمه آمده: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: اگر بدانید آیة الكرسی چه اندازه با اهمیت و با ارزش است در هیچ حالی آنرا ترك نمی كنید. برای رفع و از بین بردن مشكلات خود به آیة الكرسی پناه ببرید، اگر مشكلی دارید و یا اگر گرفتارید، اگر بیمارید، اگر تمام درهای این عالم به روی شما بسته شده است چرا از آیة الكرسی غافلید. با ایمان كامل و اعتقاد به اثر بخوانید و نتیجه بگیرید كما اینكه خواندند و نتیجه گرفتند.




طبقه بندی: قران، اخلاق و عرفان،
[ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 ] [ ساعت 22 و 09 دقیقه و 55 ثانیه ] [ محمد كیانی تکاب ]

شاید تصور ما این باشد که اعمال عبادی اسلامی یا حداقل چند عمل واجب اصلی، از همان روز نخست تولد اسلام، به مسلمانان ابلاغ شده باشد. اما تاریخ، یا بهتر بگویم روش تربیتی اسلام، چیز دیگری میگوید.

فاطمه حسینی مجرد /کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی - بخش قرآن تبیان
 بهشت

گواه مطلب آن که تقریباً تا 14 سال پس از بعثت پیامبر گرامی اسلام یعنی تا سال دوم هجری، هنوز "روزه" بر مسلمانان واجب نشده بود. نوشته اند روز دوم ماه شعبان سال دوم هجری یا به نقلی هم روز بیست و هشتم این ماه، روزی است که خطاب آمد: "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون. أَیَّاماً مَعْدُودات ..." (بقره، 183- 184) "اى كسانى كه ایمان آورده اید روزه بر شما نوشته شده است آن گونه كه بر امت هایى كه قبل از شما بودند نوشته شده بود شاید پرهیزكار شوید. چند روز معدودى را باید روزه بدارید..."
خطاب شیرین "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا" ویژه ی آیات سوره های مدنی است. و سوره ی مبارکه ی بقره نیز که حاوی آیات فراوانی از احکام عبادی است، در مدینه نازل شده است.

آیه ای که حکم وجوب روزه را اعلام میکند، اشاره دارد که روزه گرفتن عبادتی مخصوص شما نیست؛ امت های قبلی هم ملزم بوده اند که روزه بگیرند. انسان وقتی می فهمد کار سختی را که به عهده ی اوست، دیگران هم قبل از او انجام داده اند، انجام آن برایش آسان تر می شود. و دیگر این که، روزه، عملی است که زمان کوتاه و محدودی دارد؛ در سال، فقط 30 روز.

با دقتی کوتاه در می یابیم که هر ظرافتی که برای ایده آل ترین تربیت لازم باشد، اسلام برای پروراندن امت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله به کار بسته است. در جای لازم، صبورانه و با حوصله، شیوه ی "تدریج" را پیش می گیرد تا با فراهم شدن همه ی مقدمات لازم، احکام نورانی خود را در دل اهالی اسلام بنشاند؛ و گاهی در جای دیگر، قاطعانه و بی مهابا، یکی از پایه های فرهنگ شرک را در هم میشکند.
گویی اینجا برای برپایی حکم روزه، مقدمات چهارده ساله ای لازم بوده است. پیش از هجرت، 13 سال مکه فرصتی بود تا پایه های اعتقادی اسلام گذارده شود. سخن از توحید و معاد، و نفی اعتقادات شرک  آمیز جاهلی، بیشترین تأکید آیات مکی است.
آنچه که از فرهنگ مشرکانه ی بت پرستی در وجود این امت ریشه دوانده بود، باید به تدریج جای خود را به ایمان توحیدی می داد. برخی از احکام عبادات، خیلی زودتر، همزمان با این تحول عظیم، و شاید برای تسریع این تحول عظیم، واجب شده بود. مثل نماز. اهالی مکه، یک مرد را می دیدند که به نماز ایستاده و یک بانو و یک نوجوان هم پشت سرش، آنچه را او بجا می آورد، انجام می دهند. یعنی از وقتی که اسلام، تنها سه طرفدار داشت (پیامبر و خدیجه و علی بن ابیطالب علیهم السلام) نماز ستون دین بود.
اما قصه ی روزه، جور دیگری رقم خورده است. به فرموده ی امام باقر علیه السلام روزه یکی از پایه های بنای اسلام است: "اسلام بر پنج پایه بنا شده است: برپا داشتن نماز، پرداخت زكات، روزه ماه رمضان، حج بیت اللّه الحرام، و ولایت ما اهل بیت" (الأمالی للمفید : ٣٥٣/٤- میزان الحکمه، ج5، ص 371)
از ظرافت های دیگر اینکه: آیه ای که حکم وجوب روزه را اعلام میکند، اشاره دارد که روزه گرفتن عبادتی مخصوص شما نیست؛ امتهای قبلی هم ملزم بوده اند که روزه بگیرند. انسان وقتی می فهمد کار سختی را که به عهده ی اوست، دیگران هم قبل از او انجام داده اند، انجام آن برایش آسانتر میشود. و دیگر اینکه، روزه، عملی است که زمان کوتاه و محدودی دارد؛ در سال، فقط 30 روز.
علامه طباطبایی(رحمةالله علیه) سه نکته ی زیبا در اعلام حکم روزه را چنین بیان نموده است:

هر ظرافتی که برای ایده  آل ترین تربیت لازم باشد، اسلام برای پروراندن امت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله به کار بسته است. در جای لازم، صبورانه و با حوصله، شیوه ی "تدریج" را پیش می گیرد تا با فراهم شدن همه ی مقدمات لازم، احکام نورانی خود را در دل اهالی اسلام بنشاند؛ و گاهی در جای دیگر، قاطعانه و بی مهابا، یکی از پایه های فرهنگ شرک را در هم می شکند.

1- بعد از آنكه در جمله: "یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ"، مساله وجوب روزه بر مسلمانان را خاطرنشان كرد، بلافاصله فرمود:" كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ" و فهمانید كه شما مسلمانان نباید از تشریع روزه وحشت كنید، و آن را گران بشمارید، چون این حكم منحصر به شما نبوده، بلكه حكمى است كه در امت هاى سابق  نیز تشریع شده بود.
2- (لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)، یعنى علاوه بر اینكه عمل به این دستور، همان فائده اى را دارد كه شما به امید رسیدن به آن ایمان آوردید، و آن، عبارت است از تقوا، و علاوه بر این، این عمل كه گفتیم در آن، امید تقوا براى شما هست، همچنان كه براى امتهاى قبل از شما بود،
3- عملى نیست كه تمامى اوقات شما را و حتى بیشتر اوقاتتان را بگیرد، بلكه عملى است كه در ایامى قلیل و معدود انجام مى شود، (أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ) (ترجمه تفسیر المیزان، ج 2، ص5)
ظاهراً حکم روزه برای امت اسلام قدری آسان تر و سبک تر از امت های قبل تشریع شده است. این را در روایتی میخوانیم که سؤال دانشمند یهودی را از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله نقل فرموده است:
از امام حسن بن علىّ بن ابى طالب علیهما السّلام روایت شده است، كه فرمود: تنى چند از یهود به نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله آمدند، پس دانشمندترین ایشان درباره مسائلى از آن حضرت سؤال كرد، و از جمله سؤال هایش این بود كه گفت: خداى عزّ و جلّ به چه منظور سى روز روزه در ساعات روز را بر امّت تو واجب ساخته است و بر امّتهاى دیگر بیش از این فرض فرموده است؟
رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: وقتى آدم علیه السّلام از آن میوه درخت خورد، سى روز اثر آن در شكم او باقى ماند، از این جهت خداى سى روز گرسنگى و تشنگى را بر نسل او فرض فرمود، و آنچه در شب می خورند تفضّلى از جانب خداى عزّ و جلّ در باره ایشان است. و كار بر آدم نیز بر همین گونه بوده است، و از این رو خدا آن را بر امّت من واجب ساخته است.
سپس این آیه را تلاوت فرمود: كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ، أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ . مرد یهودى گفت: راست گفتى یا محمّد، پس مزد كسى كه این ایام را روزه بدارد چیست؟ فرمود: هیچ مؤمنى نیست كه ماه رمضان را به قصد قربت روزه بدارد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى هفت خصلت را بر او واجب می سازد: نخست آنكه حرام را در بدنش ذوب میكند، و دوم آنكه او را به رحمت خداى تبارك و تعالى نزدیك می سازد، و سوم آنكه با این عمل خطاى پدرش آدم را جبران می كند، و چهارم آنكه فشارهاى بیهوش كننده جان دادن را بر او آسان می سازد، و پنجم آنكه او را از گرسنگى و تشنگى روز قیامت در امان می دارد، و ششم آنكه خدا برات آزادى از آتش جهنّم را به او عطا می كند، و هفتم آنكه خداى عزّ و جلّ او را از غذاهاى پاكیزه بهشت اطعام می نماید. گفت: راست گفتى، یا محمّد. (من لا یحضره الفقیه / ترجمه غفارى، على اكبر ومحمد جواد و بلاغى، صدر، ج 2، ص: 386)

در آخر:

حسن ختامی زیباتر از سخن رسول خدا صلی الله و علیه وآله در وصف پاداش روزه داران نیست که فرمود: "بهشت را دروازه اى است به نام «ریّان (سیراب)» كه جز روزه داران از آن وارد نمى شوند. (معانی الأخبار: ٤٠٩/٩٠. میزان الحکمه، ج2، ص 283)




طبقه بندی: اخلاق و عرفان، اعتقادی،
[ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 ] [ ساعت 22 و 07 دقیقه و 59 ثانیه ] [ محمد كیانی تکاب ]

چنین بلایی بر سر کسی می آید که در دفاع از مدافع ولایت سکوت می کند! حال چه رسد به کسی که با عدم اطاعت از ولایت روزگار می گذراند.

رقیه جمالو - بخش مهدویت تبیان
ولایت فقیه

در مقاله قبل به معنا و جایگاه حجت اشاره شد. در روایات دو حجت باطن و آشکار معرفی شده است. حجت آشکار، رسولان و پیغمبران و امامان، و حجت پنهان، عقل می باشد. به طور کلی حجت به معنای دلیل آشکار مطرح شده است. خداوند از طریق ارسال حجج خود بر بندگان، راه هدایت را مشخص کرده و راه بهانه جویی را بر آنها بسته است.

حاکمیتِ اسلامی با یک نفر، نَه یک عده!

امام عصر علیه السلام در روایت «و أما الحوادث الواقعة....» یکی از مصادیق حجت در زمان غیبت را راویان حدیث معرفی کرده اند. اما نکته حائز اهمیت این است که ایشان نفرموده اند که در برخی امور به ایشان مراجعه کنید و شرایط خاصی را استثنا نکرده اند.
اما قبل از پرداختن به دامنه اختیارات ولی فقیه، باید گفت الزام وجود حاکم بر هر جامعه ای واضح و مبرهن است. امیرالمومنین علیه السلام نیز در پاسخ به خوارج که می گفتند: حکومت جز برای خدا نیست، فرمودند: آری، درست است که حکم خاص «خدای متعال» است، لیکن ایشان (خوارج) می گویند: حکومت خاص خدای متعال است؛ و حال آن که مردم به ناچار باید حاکمی داشته باشند، چه درستکار و چه نادرست. (1)

حاکم زمانی می تواند بر طبق احکام الهی، حکم کند که آگاهی کامل به آیات و روایات داشته و علم کافی را داشته باشد. با این وجود تبعیت از این حاکم واجب شرعی است زیرا در عین حاکم بودن، راوی حدیث اهل البیت علیهم السلام نیز می باشد

بنابراین وجود حاکم در جامعه اسلامی لازم است و حتی در روایات بیان شده که حاکمیت جامعه اسلامی باید به دست یک نفر باشد نه یک عده! که در مقبوله عمر بن حنظله بیان شده است.(2)  حال دامنه اختیارات حاکم جامعه اسلامی در صورتی که امام معصوم نباشد چقدر است؟ برخی از فقها نیز اختلاف در مراتب حکومت اسلامی را به معنای اختلاف در دامنه اختیارات حاکم معصوم و غیرمعصوم ندانسته اند.

حضرت امام خمینی (ره) در این مورد می فرمایند: «این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله بیشتر از حضرت امیر علیه السلام بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر علیه السلام بیش از فقیه است، باطل و غلط است. البته فضایل حضرت امیر علیه السلام از همه بیشتر است؛ اما زیادی فضایل معنوی اختیارات حکومتی را افزایش نمی دهد. همان اختیارات و ولایتی که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و دیگر ائمه علیهم السلام در تدارک و بسیج سپاه، تعیین ولات، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است؛ منتها شخص معینی نیست، روی عنوان «عالِم عادل» است».(3)

اطاعت از چه کسی؟

حال شاید این سوال به ذهن خطور کند که در جامعه، اطاعت از حاکم لازم است؛ از طرفی بنا به فرمایش امام زمان علیه السلام باید به راویان حدیث نیز مراجعه کرد و قاعدتا این مراجعه باید با اطاعت همراه باشد؛ حال از کدام یک از این دو باید اطاعت کرد؟!
در قرآن بر لزوم عدم ولایت کافران بر مومنین تأکید شده است. در واقع حاکم جامعه اسلامی باید خود فردی مومن و آگاه به دین باشد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «مومنان نباید کافران را به جای مومنان، دوست و ولی خود بگیرند و هر کس چنین کند از لطف و ولایت خدا بی بهره است.»(4)  همچنین در سوره مائده فرموده: «کسانی که بر طبق آنچه خداوند نازل کرده حکم نکنند آنهایند که کافرند.» (5)
امیرالمومنین علیه السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله نقل کرده اند: "اللهم ارحم خلفائی-ثلاث مرات- قیل یا رسول الله و مَن خلفائک؟ قال: الذین یأتون من بعدی، یرون حدیثی و سنتی(6) ؛ خداوند خلفای مرا رحمت کند عرض شد ای رسول خدا خلفای شما چه کسانی هستند، فرمود: آنها که بعد از من می آیند و حدیث و سنت مرا نقل می کنند."
حاکم زمانی می تواند بر طبق احکام الهی، حکم کند که آگاهی کامل به آیات و روایات داشته و علم کافی را داشته باشد. با این وجود تبعیت از این حاکم واجب شرعی است زیرا در عین حاکم بودن، راوی حدیث اهل البیت علیهم السلام نیز می باشد.

سوالی مهم از خود

حال باید از خود بپرسیم این امر واجب را چقدر در زندگی خود انجام داده ایم؟ به راستی! چقدر مطیع راویان حدیث که در رأس آن، رهبر جامعه اسلامی می باشد بوده ایم؟ آیا ابراز ارادت و محبت به ایشان و اطاعت پذیری ما فقط در حد زبان و شعار بوده است؟! یا واقعا کلام ایشان سرلوحه زندگی ما بوده است؟ که اگر فقط در حد شعار بوده و در عمل آن چنان که باید مشهود نباشد، این روایت شامل حالمان می شود که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «لا رأی لمن لایطاع؛ نظر دادن کسی که از او اطاعت نمی شود چه سودی دارد؟»(7) 

عاقبت حمایت نکردن از ولیّ

امام عصر علیه السلام در روایت «و أما الحوادث الواقعة....» یکی از مصادیق حجت در زمان غیبت را راویان حدیث معرفی کرده اند. اما نکته حائز اهمیت این است که ایشان نفرموده اند که در برخی امور به ایشان مراجعه کنید و شرایط خاصی را استثنا نکرده اند

حمایت و اطاعت از ولایت آنچنان مورد اهمیت است که نه تنها دفاع از ولایت، بلکه دفاع از حامیان ولایت نیز مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. در زمان امیرالمومنین علیه السلام یکی از اصحاب حضرت، گرفتار نیش عقرب شد و به درد شدیدی مبتلا شد به حدی که در شرف مرگ قرار گرفت. وقتی او را پیش امیرالمؤمنین علیه السلام آوردند، حضرت فرمودند: زمان مرگ او هنوز نرسیده است، و زمان درد کشیدنش هم هنوز به پایان نرسیده است. او را به خانه اش برگرداندند و پس از دو ماه درد کشیدن سراغش را گرفت و به او گفت: «این درد تو بخاطر این بود که فلان روز، در جلسه ای کسی به دلیل ولایت سلمان نسبت به ما، به او طعنه زد، و تو نه از جانت ترسیدی و نه مالت در خطر بود، بلکه فقط به دلیل رو در بایستی، آن شخص را تحقیر نکردی و جوابش را ندادی. اکنون توبه کن و عهد کن که دیگر چنین نکنی، تا دردت آرام شود.» (8)
چنین بلایی بر سر کسی می آید که در دفاع از مدافع ولایت سکوت می کند! حال چه رسد به کسی که با عدم اطاعت از ولایت روزگار می گذراند. مبادا افکار، گفتار و کردارمان همسو با فرمایشات ولی فقیه که حاکم جامعه اسلامی است نباشد!

از ما نیست کسی که شبیه غیرماست

اطاعت از امام معصوم، در زمان غیبت و ظهور ایشان بر شیعیانشان واجب است. گاهی به طور مستقیم و گاه به واسطه از معصوم تبعیت می کنیم. یعنی گاهی اوقات مستقیم از امام علیه اسلام دستورات را دریافت می کنیم و گاهی اوقات از کسانی که نماینده و نائب حضرت محسوب می شوند دستورات را دریافت می کنیم. در زمان غیبت ما مأمور به اطاعت از حاکم جامعه اسلامی یعنی ولی فقیه هستیم.
با توجه با آنچه از روایات بر می آید اطاعت از ولی فقیه که رهبری جامعه اسلامی را بر عهده دارد در واقع اطاعت از اهل بیت علیهم السلام است و عدم تبعیت از او، به منزله عدم تبعیت از اهل بیت علیهم السلام است. آیا چنین کسی را می توان منتظر امام زمان علیه السلام نامید؟ حضرت رحمة للعالمین صلی الله علیه و آله فرمودند: "لیس منا من تشبه بغیرنا (9) ؛ از ما نیست کسی که شبیه غیر ما باشد." «غیر» اینجا یعنی بیگانه، یعنی کسی که خط مشی او از خط زندگانی اهل بیت علیهم السلام جدا می باشد. کسی که در مقابل ولی فقیه قرار می گیرد در واقع در مقابل اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته و مسیر زندگی خود را از صراط مستقیم جدا کرده است.

پی نوشت:

1 . نهج البلاغه، خطبه 40
2 . اصول كافی: 1/67
3 . ولایت فقیه:40

4. لایَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَن یَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فِی شَیْءٍ. آل عمران: 28
5. مَن لمْ یَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ. مائده: 44
6. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، باب النوادر، ح 5919
7. نهج البلاغه، خطبه 27
8. فَلَمْ یَمْنَعْكَ مِنَ الرَّدِّ وَ الِاسْتِخْفَافِ بِهِ خَوْفٌ عَلَى نَفْسِكَ وَ لَا عَلَى أَهْلِكَ وَ لَا عَلَى وُلْدِكَ وَ مَالِكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنِ اسْتَحْیَیْتَهُ فَلِذَلِكَ أَصَابَك. بحار الانوار: ۲۶/۲۳۸
9. نهج الفصاحة: 509، ح



طبقه بندی: مهدویت،
[ پنجشنبه 27 اسفند 1394 ] [ ساعت 20 و 04 دقیقه و 11 ثانیه ] [ محمد كیانی تکاب ]

مدتی است یک تفکر در میان برخی از مردم ایجاد شده است که می کوشد با وجود اعلام شیعه بودن نسبت به شهادت حضرت زهراء علیهاالسلام شک کند و در اسناد و تاریخ اتفاقات مربوطه خدشه وارد کند. حقیقت چیست؟

روح الله رستگارصفت - بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
شهادت حضرت زهرا س

به رغم آنکه ما شیعیان همواره به شهادت حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام حساسیت به خرج می داده ایم و با یادآوری ظلمهایی که در حق آن بانو شده است سوگواری می کنیم، مدتی است یک تفکر در میان برخی از مردم ایجاد شده است که در نقطه مقابل قرار دارد. برخی می کوشند که با وجود اعلام شیعه بودن نسبت به شهادت حضرت زهراء علیهاالسلام شک کنند و در اسناد و تاریخ اتفاقات مربوطه خدشه وارد کنند.
حضرت زهراء علیهاالسلام «صدیقه» و «شهیده» است. شهیده به هر دو معنای شهادت ظاهری جسمانی و شهادت باطنی به معنای دیدن حقایقی که از دید مردم پنهان است؛ اما برخی عوامل سبب شده است که اخیرا عده ای از شیعیان درباره شهادت حضرت زهراء علیهاالسلام شک کنند. در اینجا می خواهیم درباره سببهای این تردید قدری اندیشه کنیم.

شک چرا؟

جای آن دارد از خود بپرسیم که چه شده که این تردید در ذهن برخی از ما ایجاد شده است. در اینجا چند سبب را در این باره بیان می کنیم:

1. برداشت نادرست از وحدت شیعه و سنی

در حقیقت، برخی از فکرهای و استدلالهای ما، حقیقی نیستند بلکه ریشه در کار دیگری دارند. مثلا برای اینکه خدای ناکرده دروغگویی خود را توجیه کنیم، به کمک قوه عقل و خیال، اثبات می کنیم که برخی جاها دروغ اشکال ندارد تا به این وسیله از عذاب وجدان دور شویم

ممکن است عده ای تصور کنند که پرداختن به مسأله شهادت حضرت صدیقه علیهاالسلام به وحدت شیعه و سنی ضربه می زند و روی این اساس به تردید و شک در اصل شهادت می پردازند؛ اما باید گفت که این روش اشتباهی است و مقصود وحدت با این راه حاصل نمی شود. آنانکه به مسأله وحدت اهتمام دارند، باید نسبت به حفظ باورهای درست نیز حساس باشند و در عین حال به جریحه دار نشدن احساسات اهل سنت نیز توجه کنند. هیچیک از پیشگامان وحدت، ما را به فراموشی باورها و سست شدن مطالب ریشه دار عقیدتی دعوت نکرده است.

2. تبلیغات رسانه ای مخالفان شیعه

در زمان حاضر رسانه های مختلفی اعم از سایتها و تلویزیونها در حال شبهه افکنی درباره عقاید شیعه هستند. آنان می کوشند به هر دستاویزی بیاویزند تا عقاید حقه شیعه را در نظر ما سست کنند و از جمله اقدامات آنها ایجاد شک و تردید نسبت به شهادت حضرت زهراء علیهاالسلام است. آگاهی از این مسأله می تواند ما را به ریشه برخی از شبهات دینی در جامعه آگاه سازد.

3. سستی پایه های برائت در برخی دلها

تردید نسبت به شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام ممکن است عاملی درونی و اخلاقی داشته باشد که به مسأله "برائت" مربوط است. شکی نیست که "برائت" یکی از واجبات دینی است که محل اجرای آن "قلب" می باشد. هر کس نسبت به این واجب کوتاهی کند و در دل نسبت به آن سستی ورزد، مجبور می شود که در دنیای ذهن و فکر خود دستکاری کند و در باورهای برائت آمیز خود تردید ایجاد کند.
در حقیقت، برخی از فکرها و استدلالهای ما، حقیقی نیستند بلکه ریشه در کار دیگری دارند. مثلا برای اینکه خدای ناکرده دروغگویی خود را توجیه کنیم، به کمک قوه عقل و خیال، اثبات می کنیم که برخی جاها دروغ اشکال ندارد تا به این وسیله از عذاب وجدان دور شویم. به همین طریق، کسانی که در دل خود می خواهند از برائت کردن طفره بروند، چاره ای ندارند جز آنکه در باورهای برائت آمیز خود دستکاری کنند و تفکرات و تخیلات نادرستی را برای خود ایجاد کنند و به آن شکل عقلانی و مستدل بدهند.

4. ساده انگاری نسبت به تاریخ و تاریخ نویسان

گاهی اوقات ما فریب تاریخ نویسان را می خوریم و به شکل کاملا ساده انگارانه و خوشبینانه خود را به دامان تاریخ و تاریخ نویسان می اندازیم؛ حال آنکه برای روشن بینی و امان ماندن از فریب، باید به شکلی تحلیلی و با چشمانی باز در تاریخ نگاه کنیم. گاه یک جمله کوتاه می تواند دورنمایی باشد از یک افق که به شکلی کاملا خلاصه و به نیت سانسور بقیه وقایع به جا مانده است.
به عنوان مثال برای روشن بینی نسبت به وقایع صدر اسلام خوب است به خطبه حضرت زهراء علیهاالسلام در همان حدی که در کتابهای اهل سنت گزارش شده است بنگریم. مشاهده می کنیم که حضرت زهراء علیهاالسلام در جامعه حاضر می شود و با وجود حفظ حجاب و حیای زنانه آن چنان لب به اعتراض و شکایت و ناله می گشاید که مردم به گریه می افتند اما با این حال، کار موثری نمی کنند.
اگر ساده اندیش باشیم از کنار این واقعه به راحتی می گذریم؛ اما اگر اهل بررسی باشیم، واقعه مذکور، سرشار از مطالب فراوانی درباره شناخت حضرت زهراء علیهاالسلام و شناخت مسلمانان و زمامداران بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله است. وقتی قطعات کوچک اینچنینی را کنار هم قرار می دهیم، متوجه عمق فشار و مظلومیت و حقانیت و محرومیت حضرت زهراء علیهاالسلام می شویم.

آنها که در این وقایع تردید دارند در چه اندیشه ای هستند؟

گاهی اوقات ما فریب تاریخ نویسان را می خوریم و به شکل کاملا ساده انگارانه و خوشبینانه خود را به دامان تاریخ و تاریخ نویسان می اندازیم؛ حال آنکه برای روشن بینی و امان ماندن از فریب، باید به شکلی تحلیلی و با چشمانی باز در تاریخ نگاه کنیم

آیا در آن دوره که رسانه ها محدود و در اختیار حاکمان بوده و ترس و رعب دل مردم را فرا گرفته بود، انتظار انعکاس شفاف همه چیز را دارند؟
آیا انتظار دارند که برخی منابع که توسط نویسندگانی نوشته شده که سالها بعد از آن جریان و با عینک خاص خود قلم به دست گرفته اند، همه آن جریانات را به شکل کامل و مو به مو نقل کنند؟
مثالی از دوران خودمان می زنیم. نگاهی به روزنامه های مختلف بیندازیم که هر یک واقعه روز گذشته را از یک زاویه و با قلم مخصوص به خود و با نیت پشتیبانی از حزب و ایده های خود نوشته و تیتر زده اند. حال اگر در یک قضیه فقط دو سه رسانه موافق و یک رسانه مخالف وجود داشته باشد، چه انتظاری داریم؟
در زمانی که شیعیان در اقلیت بودند و تاریخ هم در جوّی مخالف طرز فکرشان نوشته می شد، آیا منصفانه است که برای شناخت واقعی تاریخ به ظاهر همان رسانه های رسمی بسنده کنیم؟
این انتظار بجایی است که توقع کنیم در آن جوّ و زمانه، سخن آشکاری از مردم درباره شهادت حضرت زهراء علیهاالسلام گزارش شود؟

سرنخهایی که روشنگر اتفاقات پشت پرده هستند

از خلیفه اول نقل شده که گفت سه کار بود که انجامش دادم اما دوست داشتم که انجامش نداده بودم: (اول آنکه) دوست داشتم که خانه فاطمه علیهاالسلام را نگشوده بودم حتی اگر بنای جنگ با من می داشتند.
این جمله اعتراف صریح بر این کار است که در "تاریخ طبری" و "معجم الکبیر" طبرانی و "کنز العمال" متقی هندی نقل شده است.
اگر باز بخواهیم به منابع اهل سنت بسنده کنیم می توانیم به سقط شدن حضرت محسن علیه السلام و نارضایتی حضرت زهراء علیهاالسلام از خلیفه اول و دوم تا پایان عمر هم اشاره کنیم. در مجموع هجوم و آزار فاطمه زهراء علیهاالسلام در جریان بیعتگیری از امیر مومنان علیه السلام حتی بر طبق منابع اهل سنت نیز قطعی و مستند است و برای آگاهی از جزئیات این واقعه جانگداز، مراجعه به منابع شیعی می تواند راهگشا باشد.




طبقه بندی: اخلاق و عرفان،
[ دوشنبه 3 اسفند 1394 ] [ ساعت 20 و 07 دقیقه و 17 ثانیه ] [ محمد كیانی تکاب ]

در آیات و روایات یک سلسله عوامل به عنوان افزایش روزی شمرده شده است که اگر کسی آن ها را انجام دهد، روزی او افزایش می یابد. از سوی دیگر یک سلسله عوامل نیز هستند که به عنوان اسباب کاهش رزق به شمار آمده اند.

فرآوری: زهرا اجلال - بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
گندم


از ناملایمات زندگی آدمی، پدیده فقر و نیاز مالی است كه روح بشر را آزار می دهد و گاه به خاطر عدم مهارت انسان ها در مقابله با این پدیده، فقر آنها را از مسیر فطریشان كه رسیدن به سعادت و رستگاری است باز می دارد و به سوی خطرات مهلكی سوق می دهد.
در روایتی به خطرات فقر تصریح شده است.
پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) فرمود: «كادَ الفَقْرُ انْ یكونَ كُفراً» (ری شهری،/ 448)
«نزدیك است كه فقر به كفر انجامد.»
از این جهت كه پدیده فقر مالی، آزار دهنده روح آدمی و زمینه ساز سقوط او از مسیر فطری است، پیامبر اسلام از كفر و فقر مالی به خدا پناه می برد و می گوید: «اللّهمَّ إِنّی اَعُوذُ بِكَ من الكُفْرِ و الْفَقْرِ. فقالَ رَجُلٌ: أیَعدِلان؟ قال: نَعَمْ.» (همان)
«بارخدایا، من از كفر و فقر به تو پناه می برم. مردی عرض كرد: آیا این دو با هم برابرند؟ فرمود: آری.»
در آیات و روایات یک سلسله عوامل به عنوان افزایش روزی شمرده شده است که اگر کسی آن ها را انجام دهد، روزی او افزایش می یابد، از سوی دیگر یک سلسله عوامل نیز هستند که به عنوان اسباب کاهش رزق به شمار می آمده اند.
آنچه باید بدان توجه داشت این است که این عوامل افزایش روزی علت تامه برای وسعت رزق نیستند، بلکه مقتضی هستند، یعنی خود به خود و به تنهایی موجب افزایش روزی نمی شوند، بلکه باید علاوه بر انجام دادن مقتضی و فراهم شدن شرایط لازم، از مرتکب شدن اسباب کاهش رزق بر حذر بود تا بعد از وجود مقتضی و فقدان مانع، افزایش روزی بر آن عمل مترتب شود، چه بسا شخصی عوامل افزایش روزی را به جا می آورد، ولی از سویی دیگر از اسباب کاهش رزق خود را برحذر نمی دارد، طبیعی است که این فرد به نتیجه نخواهد رسید.

تقوا؛ معتبرترین راه برای پولدار شدن

خداوند تعالى در قرآن كریم فرموده است:

انسان با اعتقاد و با تقوا نگران روزی و معیشت خود نیست، چون خداوند متعال راه هایی را فرا روی او قرار می دهد تا مشکلاتش را برطرف سازد و وقتی در تنگنا و بن بست قرار گرفت خداوند راه نجاتی برایش قرار می دهد و روزی اش را از راهی که گمان نمی برد می رساند

«وَلَوْ انَّ اهْلَ الْقُرى امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالارْضِ وَلكِنْ كَذَّبُوا فَاخَذْناهُمْ بِما كانُوا یَكْسِبُونَ» (سوره اعراف: آیه 96)
اگر اهالى شهرها و قریه ها همگى با هم ایمان آورند و تقوا داشته باشند درهاى رحمت و بركت را از آسمان و زمین به رویشان مى گشاییم. امّا آنان حقایق را تكذیب كردند، ما نیز آن ها را به كیفر اعمالشان مجازات كردیم.
و نیز فرموده است: «...وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا وَ یَرْزُقُهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ...» (سوره طلاق: آیات 2 3 )
انسان با اعتقاد و با تقوا نگران روزی و معیشت خود نیست، چون خداوند متعال راه هایی را فرا روی او قرار می دهد تا مشکلاتش را برطرف سازد و وقتی در تنگنا و بن بست قرار گرفت خداوند راه نجاتی برایش قرار می دهد و روزی اش را از راهی که گمان نمی برد می رساند.

شکرگزار باشیم

شکر و سپاس در هر شکلی از قلب تا زبان تا عمل و رفتار، کار پسندیده ای است. البته شکر واقعی نسبت به نعمت های الهی، استفاده درست از آن نعمت ها برای دست یابی به کمال است.
به این معنا که اگر نعمت الهی چون نعمت وجود، عافیت، سلامتی، پول و ثروت، قدرت و جوانی و شادابی و مانند آنها را به درستی به کار بریم و برای ارتقای خود و دیگران و تقرب به خدا مصرف کنیم، این همان شکر واقعی نعمت است که در برابر آن کفران نعمت است.
یکی از اثراتی که این شکر گزار بودن دارد این است که رزق و روزی انسان افزایش پیدا می کند... چنانچه می فرمایند: (لَئِن شَكَرْتُمْ لأزِیدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِید) (ابراهیم /7)
«اگر شكرگزاری كنید (نعمت خود را) شما خواهم افزود، و اگر ناسپاسی كنید، مجازاتم شدید است.»

از صدقه دادن و انفاق کوتاهی نکنیم

مطابق آیات كریمه كسی كه انفاق می كند عوضش را از خدا دریافت می كند و بلكه فزونتر از آنچه كه در راه خدا داده است پس می گیرد. (وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِین) (سبأ /39)
«و هر چیزی را (در راه خدا) انفاق كنید، عوض آن را می دهد، و او بهترین روزی دهندگان است.»
و همچنین فرمود: (وَاللَّهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم) (بقره/268)
«خداوند وعده آمرزش و فزونی به شما می دهد و خداوند با قدرت وسیعش، به هر چیز داناست.»
در تفسیر مجمع البیان از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است كه هنگام انفاق دو چیز از طرف خداست و دو چیز از ناحیه شیطان است. آنچه از جانب خداست، یكی آمرزش گناهان و دیگری وسعت و فزونی اموال است. و آنچه از طرف شیطان است یكی وعده فقر و تهیدستی و دیگر امر به فحشاء است.»

اسراف را کنار بگذاریم

اسراف مفهوم گسترده دارد. از سوزاندن غذا در آشپزخانه برای یک خانم خانه گرفته تا ریخت و پاش هایی که یک مدیر عامل برای شهرت بیشتر انجام می دهد که قرآن كریم از آن نهی فرموده است؛ (كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِین) (اعراف /31)
«(از نعمت های الهی) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نكنید كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.»
در روایات به این مهم اشاره شده است:
قال الصادق (علیه السلام): «إِنَّ السَّرَفَ یُورِثُ الْفَقْرَ و إِنَّ الْقَصْدَ یُورِثُ الغِنی». (احسان بخش، 8/441)
«به درستی كه اسراف و زیاده روی موجب تنگدستی و اقتصاد و میانه روی باعث ثروت و بی نیازی است.»
و در جایی دیگر فرمودند: «إِنَّ مع الاسراف قِلَّةُ الْبَرَكة». (همان) «همانا بی بركتی همراه زیاده روی است.»

با اهل خانه همدل باشیم

امام کاظم علیه السلام در نصیحتی به هشام بن حکم در مورد اثرات مادّی رفق و نیکی و خوش اخلاقی فرمودند: «عَلَیْکَ بِالرِّفْقِ فَاِنَّ الرِّفْقَ یُمْنٌ وَالْخُرْقَ شُوْمٌ اِنَّ الرِّفْقَ وَالْبِرَّ وَحُسْنَ الْخُلْقِ یَعْمُرُ الدِّیارَ وَیَزِیدُ فِی الرِّزْقِ؛ بر تو باد که [با دیگران] با رفق و ملایمت رفتار کنی؛ چرا که رفق مبارک [و با برکت] و تندخویی شوم و ناپسند است. رفق، نیکی و خوش اخلاقی با دیگران، شهرها را آباد و رزقها را افزون می کند


امام صادق علیه السلام در این زمینه فرموده اند: «به هر خانواده ای که سهم آنان از رفق [و همدلی] هدیه شده باشد [و با یکدیگر با مدارا و ملایمت رفتار کنند]، خداوند حتما رزق آنان را افزایش خواهد داد. در تقدیر معیشت [همدلی و] مدارا بهتر از ثروت زیاد است. با رفق [در زندگی] هیچ کمبودی وجود ندارد و با ولخرجی، هیچ چیزی باقی نمی ماند. خداوند عزیز و با جلال اهل رفق [و مدارا] است و رفق را دوست دارد.»

صله رحم را دست کم نگیریم

ارتباط با بستگان و مشارکت در غم و شادی آنان و مطّلع شدن از احوال و روزگارشان، ثمرات و برکات مادّی و معنوی فراوانی در پی دارد که از جمله برکات مادّی آن، افزایش رزق و روزی است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ارتباط با خویشاوندان باعث نیکی اخلاق، مبارک شدن دست، پاکیزگی روح، افزایش رزق و تأخیر در مرگ آدمی می شود.»
امام باقر علیه السلام نیز برکات ارتباط با خویشان و بستگان را پاکیزه شدن اعمال، دفع بلا، ازدیاد ثروت، طول عمر، وسعت رزق و محبوبیت در بین خانواده معرفی کردند. ایشان می فرمایند: « صله رحم اعمال را پاکیزه می گرداند، بلا را دفع می کند، اموال را افزایش می دهد، عمر انسان را طولانی می کند، رزق او را توسعه می بخشد، و [او را] در خانواده اش محبوب می گرداند؛ پس انسان باید تقوای الهی پیشه کرده و صلح رحم کند.»

خوش رفتاری و مدارا با مردم، روزی آور است

امام کاظم علیه السلام در نصیحتی به هشام بن حکم در مورد اثرات مادّی رفق و نیکی و خوش اخلاقی فرمودند: «عَلَیْکَ بِالرِّفْقِ فَاِنَّ الرِّفْقَ یُمْنٌ وَالْخُرْقَ شُوْمٌ اِنَّ الرِّفْقَ وَالْبِرَّ وَحُسْنَ الْخُلْقِ یَعْمُرُ الدِّیارَ وَیَزِیدُ فِی الرِّزْقِ؛ بر تو باد که [با دیگران] با رفق و ملایمت رفتار کنی؛ چرا که رفق مبارک [و با برکت] و تندخویی شوم و ناپسند است. رفق، نیکی و خوش اخلاقی با دیگران، شهرها را آباد و رزقها را افزون می کند.» (صحیفه امام کاظم؛ جواد قیومی اصفهانی)




طبقه بندی: اخلاق و عرفان، اعتقادی،
[ پنجشنبه 29 بهمن 1394 ] [ ساعت 20 و 40 دقیقه و 21 ثانیه ] [ محمد كیانی تکاب ]

از انقلاب اسلامی ایران تا انقلاب مهدوی آخرالزمان (3)

هر بار که با فتنه ای جدید، دنیا منتظر شنیدن صدای فروپاشی بنای جمهوری اسلامی ایران شد، محکمتر شدن پایه های آن و رساتر شدن صدایش و در نوردیدن مرزها و فتح سنگرهای بیشتر نشان داد که «صاحب این مملکت، امام زمان سلام الله علیه است.»

سمیه علیمردانی - بخش مهدویت  تبیان
از «روح الله» تا «حجة الله»

پیش از این، از منجی خلق و موعود امم گفتیم؛ از قائم آل محمد صلی الله علیه و آله  که شکستن شیشه عمر فساد و ستم را با یدِ بیضای او وعده داده اند؛ و از تأخیر او، حال آن که عصایش مهیّاست برای بلعیدن مارهای دروغین ساحران همه تاریخ؛ که ظهور و تحقق آن امر عظیم جهانی، جهانی لبیک گو می خواهد .... در این میان، روح خدا چنان لبیک گفت که حجتی شد برای لبیک جهانیان تا آنجا که اهل بَصَر و صبر، پیش از عصا افکندن موسای زمان «گفتند ایمان آوردیم به پروردگار جهانیان؛ پروردگار موسی و هارون» (1)

هر بار که با فتنه ای جدید، دنیا منتظر شنیدن صدای فروپاشی بنای جمهوری اسلامی ایران شد، محکمتر شدن پایه های آن و رساتر شدن صدایش و در نوردیدن مرزها و فتح سنگرهای بیشتر نشان داد که «صاحب این مملکت، امام زمان سلام الله علیه است.»(٢)

با جلوه عنایات و دست یاری غیب بر سر این انقلاب، جهانیان دسته دسته و قدم به قدم، به سوی بیداری و آمادگی برای آن امر عظیم، حرکت کردند و خواب از چشمان خفتگان ربوده و نگاه ها به همان افقی دوخته شد که روح خدا نشان می داد.
این انقلاب، به جهانیان ثابت کرد که ایران شیعه خانه اهل بیت علیهم السلام است. مى شكند، خم مى شود، خطر هست، ولى آنها نمى گذارند سقوط كند، آنها نگهش مى دارند.(٣)
وقتی که در 26 دی 1357 شاه مورد حمایت مستکبران، همچون سارقی نگران از ایران فرار کرد؛
وقتی در 12 بهمن 1357، امام مستضعفان، پس از پانزده سال تبعید در میان سیل خروشان امت، به ایران بازگشت؛
وقتی در 22 بهمن 1357 تخت رژیم سفاک پهلوی، واژگون شد و طومار 2500 ساله سلطنت، در هم پیچید و به موزه های عبرت تاریخ سپرده شد؛

ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان، بیش از پیش می بینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالی را نزدیک و نزدیکتر می نماید. گویی جهان، مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان.

وقتی در 12 فروردین 1358، 98/2 % مردم ایران به نظام مقدس جمهوری اسلامی، رأی آری دادند؛
وقتی در 13 آبان 1358 لانه جاسوسی شیطان بزرگ، به دست دانشجویان پیرو خط امام، تسخیر شد و عوامل شیطان، دست بسته و چشم بسته اسیر شدند و شاخ شیطان بزرگ شکست؛
وقتی در 5 اردیبهشت 1359 شن های بیابان، مأموران خدا شدند،(٤) تا بالگرد های شیطان بزرگ را که در صدد توطئه علیه این انقلاب الهی بود، ساقط و نظامیانش را تبدیل به زغال کنند؛
وقتی مستکبرین جهان که در 31 شهریور 1359 دیوانه ای به نام صدام را تا بن دندان مسلح کردند و علیه این مستضعفین دست خالی، جنگ جهانی سوم را به راه انداختند و با 8 سال مقاومت حسینی، روبرو شدند و مزدورانشان بدون غصب حتی یک میلی متر از خاک ایران، ذلیلانه بیرون رانده شدند؛ همان ایرانی که 7 سال پیش از انقلاب، در 23 مرداد 1350، استان چهاردهمش؛ یعنی بحرین، را برای خوش آمد روباه پیر، بی سر و صدا و به آسانی از مادرش ایران جدا و دو دستی تقدیم کرد؛
وقتی مشیت الهی، اقدام ناجوانمردانه ترور 6 تیر 1360 آیة الله خامنه ای مد ظله العالی را خنثی کرد و ایشان را برای آغاز مأموریت 8 سال آینده انقلاب ذخیره نمود؛
وقتی مزدوران خشک مغز، مردم مسلمان و مغزهای متفکرشان را در حوزه و دانشگاه و خیابان و خانه به رگبار بستند و این گونه پاسخ شنیدند که «با ریختن خون عزیز ما، تأیید شد انقلاب ما، این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا می کند. بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود. ما از مرگ نمی ترسیم و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهی شب، متفکران ما را می کشید.»؛(٥)
وقتی در 14 خرداد 1368 با انتخاب خبرگان رهبری، امام خامنه ای مد ظله العالی، خَلَف صالح امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، بدون حتی یک قدم عقب نشینی، چون کوهی استوار، عَلَم انقلاب را به دست گرفت و ترجمان «و الله إن قطعتموا یمینی، إنی أحامی ابداً عن دینی» شد و امید دشمنان را ناامید کرد؛

وقتی نقشه کودتای کور 18 تیر 1359 (نوژه) سازمان نقاب، در همان صبح روز اجرای آن، افشا و نقش بر آب شد؛
وقتی استکبار جهانی، در 18 تیر 1378، کوی دانشگاه تهران را به خیال کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی به آشوب کشید و با حضور انقلابیون در 23 تیر، تیر فتنه اش به سنگ خورد؛
وقتی شیطان بزرگ و روباه پیر و رژیم غاصب کودک کش صهیونیستی پس از آنکه برای طراحی یک کودتای جدید و حساب شده تر دست به دست هم دادند و پس از ده سال وقت، صرف کردن، در انتخابات 22 خرداد 1388 فرمان اجرای کودتا را با رمز «تقلب» صادر کردند و تمام قوای شیطانی و ستون پنجم خود را به کار بستند و در رسیدن به هدف پلیدشان از هیچ جنایتی فرو گذار نکردند؛ دیدند که با استغاثه آن مقتدر مظلوم، در نماز جمعه 29 خرداد 1388 که:

با جلوه عنایات و دست یاری غیب بر سر این انقلاب، جهانیان دسته دسته و قدم به قدم، به سوی بیداری و آمادگی برای آن امر عظیم، حرکت کردند و خواب از چشمان خفتگان ربوده و نگاه ها به همان افقی دوخته شد که روح خدا نشان می داد.

«اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بكنیم انجام می دهیم؛ آنچه باید گفت هم، گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبرویی هم دارم كه این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را من كف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما تویی؛ صاحب این كشور تویی؛ صاحب این انقلاب تویی؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه، ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما.»(6)،

دست حمایتگر صاحب انقلاب، از پرده برون شد و جولان هشت ماهه شیاطین، به غربال گری نظام و خروج ناخالصی های آن انجامید و لحظه شماری کدخدای خودخوانده برای پهلوگرفتن و بازگشایی لانه جاسوسیش؛ به جمع کردن تکه های خرد شده کِشتی فتنه در طوفان غیرت 9 دی انقلابیون حسینی، تبدیل شد و نسخه ای که در کودتای (انقلاب نارنجی) اوکراین  و امثال آن، به آسانی جواب داد؛ در ایران، مچاله شد و به زباله دان تاریخ افتاد. و...
بر صاحبان بصیرت، آشکار شد که «اینجا قوای رحمانی در کار بود. با خدای تبارک و تعالی هیچ کس نمی تواند ستیزه کند. اینجا دست غیبیِ الهی بود و تا این دست هست و تا عنایت الهی هست شما پیروزید.»(7)
همه اینها وسیله ای شد که «ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان، بیش از پیش می بینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالی را نزدیک و نزدیکتر می نماید. گویی جهان، مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان.»(٨)
ادامه دارد...
 



پی نوشت ها:

1) قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِینَ. رَبِّ مُوسَىٰ وَهَارُونَ؛ سوره اعراف/آیات 121و122.
2) صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رضوان الله علیه، 1378، ج 15، ص 193
3) ر.ک: مسعود پور سید آقایی، میر مهر جلوه های محبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، نشر حضور، 138، ص 25
4) ر.ک: صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رضوان الله علیه، 1378، ج 12، ص 380
5) همان، ج 7، ص 183
6) خطبه های نماز جمعه تهران امام خامنه ای مد ظله العالی، 29/3/1388
7) صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رضوان الله علیه، 1378، ج 7، ص 55
8) همان، ج 17، ص 480 و 481




طبقه بندی: رهبری،
[ پنجشنبه 15 بهمن 1394 ] [ ساعت 19 و 53 دقیقه و 10 ثانیه ] [ محمد كیانی تکاب ]

تعداد کل صفحات : 79 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

هدف این وبلاگ تنها افزایش اطلاعات مذهبی شماست.اگر با تبادل لینک یا تبادل بنر موافقید ما رو با نام مهدویت لینک کنید بعد به ما خبر بدید تا شما رو لینک کنیم.در ضمن نظر یادتون نره.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پربازدیدترین مطالب
Instagram