تبلیغات
...::مهــــدویت::... - مطالب فروردین 1394
 
...::مهــــدویت::...
سلام.بعد از این به این وبلاگ نیز سری بزنید.پایگاه مهدویت به آدرس :www.mahdavibase.mihanblog.com
درباره وبلاگ


هدف این وبلاگ تنها افزایش اطلاعات مذهبی شماست.اگر با تبادل لینک یا تبادل بنر موافقید ما رو با نام مهدویت لینک کنید بعد به ما خبر بدید تا شما رو لینک کنیم.در ضمن نظر یادتون نره.

مدیر وبلاگ : محمد كیانی تکاب
نظرسنجی
از مطالب این وبلاگ چقدر راضی هستید؟






برچسبها

عزّت انسان در چیست؟

ایمان

آیا انسان، این موجودِ سراپا فقر و نیاز، نباید متوكّل به خالق «عَلی كُلِّ شَئٍ قَدِیر» باشد؟!

بله؛ شرف و عزّت انسان در این است كه به دیگران از امثال خودش، وابسته و متّكی نباشد؛ بلكه به خودش، یعنی به همان قوایی كه خدا به او داده است اتّكا كند و آنها را به كار بیندازد و از خدا بخواهد كه به او مدد داده و او را به هدف برساند و همین معنای توكّل قرآنی و اعتماد به نفس و خود كفایی، صحیح و معقول است.
از رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) در معنای توكّل نقل شده كه:
(اَلْعِلْمُ بِأنَّ الْمَخْلُوقَ لا یضُرُّ وَ لا ینْفَعُ وَ لا یعْطِی وَ لا یمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْیأسِ مِنَ الْخَلْقِ)؛
«دانستن اینكه مخلوق، نه زیانی می ‌تواند برساند و نه نفعی، نه اعطایی دارد و نه منعی.»
خالق است كه دل ها را به كسی متوجّه می ‌كند و از كسی بر می ‌گرداند؛ به وسیله‌ی كسی عطا می ‌كند و به وسیله‌ی كسی منع می ‌كند.
(فَإذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لایعْمَلُ لِأحَدٍ سِوَی اللهِ وَ لَمْ یرْجُ وَ لَمْ یخَفْ سِوَی اللهِ وَ لَمْ یطْمَعْ فِی أحَدٍ سِوَی اللهِ فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ)؛
وقتی انسان به چنین باوری رسید دیگر، برای احدی جز خدا كار نمی‌ كند، خدمت به خلقش نیز برای جلب رضای خدا می ‌شود و امتثالاً لِأمْرِ الله به احدی جز خدا امیدوار نمی ‌گردد و از احدی جز خدا نمی ‌ترسد و به احدی جز خدا چشمِ طمع نمی ‌دوزد.

وقتی این حال، در آدمی پیدا شد علاوه بر زندگی اُخرویش، در همین دنیا آسایش روحی می‌ یابد. حالا عاقبتش كه جای خودش محفوظ، در دنیا راحت و با عزّت و بی غصّه و غم زندگی می‌ كند و زبان حالش این می ‌شود:

به جهان، خرّم از آنم كه جهان، خرّم از اوست
عـاشقم  بر همه عالم كه  همه  عالم از اوست
به حَلاوت بخورم زهر، كه شاهد، ساقی است
بـه ارادت بكـشم  درد، كه درمـانم از اوست
 

«خداوند همة امور مومن را به خودش واگذار نموده، ولی به او اجازه نداده است كه خودش را خوار و ذلیل گرداند. آیا به این كلام خداوند نمی ‌نگرید كه فرمود: «پس سزاوار است كه مومن عزیز بوده و ذلیل نباشد»

عالی ترین صفت اهل ایمان

(( إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُوْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِیبَةٌ یَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَیَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ

قُل لَّن یُصِیبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُوْمِنُونَ

قلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن یُصِیبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَیْدِینَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ))
«اگر نیكى به تو رسد آنان را بدحال مى ‏سازد و اگر پیشامد ناگوارى به تو رسد مى ‏گویند ما پیش از این تصمیم خود را گرفته‏ایم و شادمان روى بر مى ‏تابند.

بگو جز آنچه خدا براى ما مقرر داشته هرگز به ما نمى ‏رسد او سرپرست ماست و مومنان باید تنها بر خدا توكل كنند.

بگو آیا براى ما جز یكى از این دو نیكى را انتظار مى ‏برید در حالى كه ما انتظار مى‏كشیم كه خدا از جانب خود یا به دست ما عذابى به شما برساند پس انتظار بكشید كه ما هم با شما در انتظاریم.»
در آیه‌ی 50 خداوند حكیم یكی از علائم و نشانه ‌های منافقان را نشان می‌دهد كه: خود خواهی و خود پسندی درباره‌ی خودشان و بدخواهی و حسادت درباره‌ی دیگران است؛ و در آیه‌ی 51 و 52 یكی از صفات بسیار عالی اهل ایمان را ارائه می ‌فرماید كه: توكّل و رضا دادن به قضا و تقدیر حكیمانه‌ی خداوند است.

می‌ فرماید:
(( إنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُوْهُمْ))؛
«اگر حسنه ای به تو برسد ناراحتشان می‌ كند.»

امروزه جدیدترین علم، یعنی روانپزشكی همان چیزهایی را تعلیم می‌ دهد كه پیامبران تعلیم می ‌دادند، زیرا پزشكان روحی دریافته‌اند كه دعا و نماز و ایمان محكم، نگرانی، تشویش، هیجان و ترس را كه موجب بسیاری از ناخوشی ‌هاست، برطرف می ‌سازد. (دیل کارنگی، آیـیـن زندگی، ترجمه جهانگیر افخمی، ص188)

اصولاً ایمان تأثیر به سزایی در نفس انسان دارد، چرا كه اعتماد نفس و قدرت او را بر صبر و تحمل سختی ‌های زندگی افزایش داده و احساس امنیت و آرامش را در نفس او مستقر ساخته و در درونش آسودگی خاطر به وجود می‌آورد.(همان، ص88)

ویلیام جیمز معتقد است در ایمان به خدا نیروی خارق العاده‌ای وجود دارد كه نوعی قدرت معنوی به انسان می ‌بخشد و در تحمل سختی ‌های زندگی به او كمك می ‌كند. (دیل کارنگی، آیین زندگی: چگونه اضطراب و نگرانی را از خود دور کرده و زندگی آرامی آغاز کنیم، ترجمه: سوسن اردکانی، ص 31.)

قرآن كریم، در سوره‏ طلاق می فرماید:

هر كس پرهیزكاری كند، خداوند راه خروجی برای رهایی وی از مشكلات‏ قرار می ‌دهد و از طریقی كه گمان ندارد روزیش را می ‏رساند، و هر كس بر خدا اعتماد كند و كار خود به وی واگذارد، خدا برای او كفایت است. همانا خدا فرمان خویش را به نتیجه می ‏رساند و آنچه را كه بخواهد تخلف ندارد. (طلاق: 2 و 3)

توكل بر خدا كه منبع فناناپذیر قدرت و توانایی است، موجب افزایش مقاومت انسان در برابر مشكلات و حوادث سخت زندگی می‌شود. (آل عمران: 173)

در آیه‌ی 50 خداوند حكیم یكی از علائم و نشانه ‌های منافقان را نشان می‌دهد كه: خود خواهی و خود پسندی درباره‌ی خودشان و بدخواهی و حسادت درباره‌ی دیگران است؛ و در آیه‌ی 51 و 52 یكی از صفات بسیار عالی اهل ایمان را ارائه می ‌فرماید كه: توكّل و رضا دادن به قضا و تقدیر حكیمانه‌ی خداوند است

توكل بر خدا، آثار فراوانی دارد، از جمله:

1. آنكه بر خداوند توكل نماید: اولین نتیجه آن، خودكفایی و عدم نیاز به غیر است، 2. آنكه بر خداوند توكل نماید: تنها از او درخواست چیزی می ‌نماید و او نیز جواب مثبت خواهد داد، 3. آنكه بر خداوند توكل نماید: برای برآوردن تقاضای افراد نیازمند، به خدا قرض ‌الحسنه می ‌دهد و او آن را بهتر و بیشتر پس دهد، 4. آنكه بر خداوند توكل نماید: شكرگذار اوست و خدا را یاور خویش می ‌بیند. (نصرا... شاملی و علی بنائیان اصفهانی، «تبیین میدان معناشناسی واژه "توکل" در نهج البلاغه»، فصلنامه علوم اسلامی، ص 12)

 

داشتن ایمان، مهم ترین فاکتور برای داشتن آرامش

قرآن، امنیت و آرامشی را كه ایمان در نفس مومن ایجاد می‌ كند چنین توصیف می ‌فرماید: «آری، آنها كه ایمان آوردند و ایمان خود را با شرك نیامیختند، امنیت، مال آنهاست و آنها هدایت یافتگان‌اند.» (انعام: 82)

در فضیلت عظمت و قدرت نفس همین بس كه خداوند در قرآن كریم می ‌فرماید: «و عزت از آن خدا و از آن پیامبر او و از آن مومنان است.» (منافقون: 80)

امام صادق (علیه السلام) نیز در این باره فرموده است: «خداوند همة امور مومن را به خودش واگذار نموده، ولی به او اجازه نداده است كه خودش را خوار و ذلیل گرداند. آیا به این كلام خداوند نمی ‌نگرید كه فرمود: «پس سزاوار است كه مومن عزیز بوده و ذلیل نباشد.» (احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی، اخلاق اسلامی، ص 135)

بنابراین، دین و ایمان، انسان را بر نفس مسلط می ‌كند و هنگام كشمكش‌ های درونی، وی را بر طبیعت خود مسلط و امیال را آرام و مهار می سازد. (جمعی از نویسندگان، «دین و دین‌داری در عصر حاضر»، مجموعه سخنرانی ها و مقالات دومین و سومین همایش نیایش، ص 153)



نوع مطلب : قران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نکاتی جالب از ماجرای آفرینش انسان!

خلقت


قرآن کریم موضوع آفرینش انسان و دیگر موجودات جاندار را در سوره‌ها و آیات مختلف مطرح نموده و به بیان چگونگی آفرینش آنان پرداخته و در هر مورد از زاویه‌ای به تشریح این آفرینش پرداخته است.

از جمله در آیه ششم سوره زمر در مورد چگونگی آفرینش انسان می‌فرماید:
«خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیَةَ أَزْوَاجٍ یَخْلُقُكُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ»؛
شما را از نفسى واحد آفرید سپس جفتش را از آن قرار داد و براى شما از دام ها هشت قسم پدید آورد شما را در شكم هاى مادرانتان آفرینشى پس از آفرینشى [دیگر] در تاریكی هاى سه گانه [م شیمه و رحم و شكم] خلق كرد این است ‏خدا پروردگار شما فرمانروایى [و حكومت مطلق] از آن اوست ‏خدایى جز او نیست پس چگونه [و كجا از حق] برگردانیده مى ‏شوید.

اکنون به بررسی فرازهای این آیه می‌ پردازیم:
1. «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ»: این آیه در مقام بیان خلقت انسان و اظهار قدرت خالق هستی بر آمده و اشاره به مراتب خلقت دارد که آفرینش انسان، نخست از یک حقیقت آغاز شده و پس از آن به اعتبار وجود طبیعى او و پیدایش وى در عالم طبیعت، در شکم مادران در سه ظلمت؛ یعنى تاریکى شکم، تاریکى رحم، و تاریکى زهدان(تخمدان) براى او خلقتى پس از خلقتى پدید خواهد آمد.
مخاطب آیه عموم مردم‌اند. مراد از «نفس واحده»، آدم ابوالبشر (علیه السلام) است. آفرینش همه‌ی انسان ‌ها از یک نفس، اشاره به مسئله آفرینش آدم (علیه السلام) است که این همه افراد بشر با تنوع خلقت، خلق و خوى متفاوت، استعدادها و ذوق ‌‌هاى مختلف، همه به یک ریشه باز می ‌گردد که آن حضرت آدم (علیه السلام) است.
2. «ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها»: منظور از «زوج ‌ها» همسر وی بوده که از نوع خود او و در انسانیت مانند او است؛ یعنی خداى تعالى این نوع را خلق کرد، و افراد آن‌ را از یک نفس و همسرش زیاد کرد. [1]
3. «وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ». از چهارپایان هشت زوج براى شما نازل کرد. خداوند در این فراز به آفرینش چهارپایانی که انسان ها از پوستشان لباس تهیه کرده و از شیر و گوشت آنها تغذیه نموده، و به عنوان وسیله حمل و نقل از آنها بهره می ‌گیرند، اشاره کرده است.

منظور از «هشت زوج» گوسفند نر و ماده، بز نر و ماده، شتر و گاو نر و ماده است. از آن‌ جا که کلمه «زوج» به هر یک از دو جنس نر و ماده گفته می ‌شود مجموعاً هشت زوج می ‌شود. هر چند در تعبیرات روزمره فارسى «زوج» به مجموع دو جنس اطلاق می ‌گردد، ولى در تعبیرات عربى چنین نیست؛ لذا در آغاز همین آیه از همسر آدم به عنوان «زوج» تعبیر شده است.

 آفرینش انسان، نخست از یک حقیقت آغاز شده و پس از آن به اعتبار وجود طبیعى او و پیدایش وى در عالم طبیعت، در شکم مادران در سه ظلمت؛ یعنى تاریکى شکم، تاریکى رحم، و تاریکى زهدان(تخمدان) براى او خلقتى پس از خلقتى پدید خواهد آمد

4. تعبیر به «أَنْزَلَ لَکُمْ»(براى شما نازل کرد) در مورد چهارپایان به معناى فرستادن از مکان بالا نیست، بلکه در این ‌گونه موارد به معناى «نزول مقامى» و نعمتى است که از مقام برتر به مقام پایین‌‏تر داده شود.[2]

برخی هم می‌گویند؛ اگر از خلقت چارپایان در زمین، تعبیر کرده که ما آنها را نازل کردیم، با این‌که آن حیوانات از آسمان نازل نشده‌‏اند، به این اعتبار است که خداى تعالى ظهور موجودات در زمین را بعد از آن‌که نبودند، انزال آن خوانده؛ به دلیل آن ‌که در آیه شریفه «وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ»، [3] به طور کلى موجودات را نازل شده، و اندازه ‏‌گیرى شده از خزینه ‌‏هایى می ‌داند که از هر چیز بی‌ اندازه‌‏اش در آن ‌جا است. [4]، [5]
5. «یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ». سپس به حلقه‌ی دیگرى از حلقه‌‏ هاى آفرینش پروردگار که دوره ‌های خلقت جنین باشد، پرداخته و می ‌گوید: او شما را در شکم مادرانتان آفرینشى بعد از آفرینش دیگر می ‌بخشد، آن هم در میان تاریکی ‌هاى سه‌‏گانه! روشن است که منظور از «خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ» آفرینش‌هاى مکرر و پى در پى است، نه فقط دو آفرینش.

نیز روشن است «یخلقکم» به حکم این‌که فعل مضارع است، دلالت بر استمرار دارد و اشاره‏‌اى است کوتاه و پر معنا به تحولات عجیب، و چهره‌‏هاى متفاوت شگفت ‌‏انگیز جنین، در مراحل مختلف در شکم مادر.[6]
در حقیقت این فراز از آیه، بیان کیفیت آفرینش نامبردگان قبلى(انسان و چهارپایان) است و این‌که خطاب را تنها متوجه انسان کرده، از آن ‌رو است که در بین این پنج نوع جاندار، تنها انسان داراى عقل است؛ لذا جانب او را بر دیگران غلبه داده است. معناى خلق بعد از خلق، پشت سر هم بودن آن است؛ مانند نطفه را علقه کردن، و علقه را مضغه کردن.
6. «فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ». نظر مشهور این است که منظور از «ظلمات ثلاث»، تاریکی شکم، تاریکی رحم، و تاریکی تخمدان است. همین معنا را امام باقر (علیه السلام) خطاب به مفضل بیان کرده است. [7]

مراد از «نفس واحده»، آدم ابوالبشر(علیه السلام) است. آفرینش همه‌ی انسان‌ها از یک نفس، اشاره به مسئله آفرینش آدم(علیه السلام) است که این همه افراد بشر با تنوع خلقت، خلق و خوى متفاوت، استعدادها و ذوق‌‌هاى مختلف، همه به یک ریشه باز می‌گردد که آن حضرت آدم(علیه السلام) است

برخی هم گفته‌‏اند: مراد از این تاریکی‌ ها، «صلب پدر»، «رحم مادر»، و «تخمدان» او است. [8] این معنا البته با فرازی که صراحت دارد که تمام این تاریکی‌ ها در شکم مادران است، سازگاری ندارد. [9]
تاریکی‌ های سه ‌گانه در تفسیر عرفانی نیز به سه مرحله از آفرینش تفسیر شده است؛ یعنی طبیعت جسمانیة، نفس نباتی و نفس حیوانی. [10]
7. «ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ». یعنى آن حقیقتى که در این‌ آیه و آیه پیشین به خلقت و تدبیر او اشاره شد، تنها او پروردگار شما است، نه غیر او؛ چرا که پروردگار عبارت است از کسى که مالک و مدبر امر ملک خود باشد. و چون خدا، خالق شما و خالق هر موجود دیگرى غیر از شما است، و نیز پدید آورنده نظام جارى در شما است، پس او مالک و مدبر امر شما است، در نتیجه او رب شما است، نه کسی دیگر؛ یعنى بر هر موجودى از مخلوقات دنیا و آخرت که بنگرى، مالک على الاطلاق او، خدا است.
8. «فَأَنَّى تُصْرَفُونَ». یعنى پس با این وجود چگونه از عبادت خدا به سوى عبادت غیر خدا بر می ‌گردید، با این‌که او رب شما است که شما را خلق کرده و امرتان را تدبیر نموده، و حکمران بر شما است. [11]


پی نوشت ها: 
[1]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏17، ص 238 : طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ‏17، ص 362- 364.

[2]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏19، ص 381- 382.

[3]. حجر، 21.
[4]. المیزان فی تفسیر القرآن ، ج 17، ص 238.
[5]. خزینه‌های نعمت‌های الهی و چگونگی نزول و فرستادن این نعمت‌ها، ۵۳۶۶۱.
[6]. تفسیر نمونه، ج 19، ص 383.
[7]. مفضل بن عمر، توحید المفضل، محقق، مصحح: مظفر، کاظم‏، ص 49.

[8]. ر. ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏8، ص 766.

[9]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏17، ص 238.
[10]. ابن عربى، ابو عبدالله محیى الدین محمد، تفسیر ابن عربى، تحقیق، سمیر، مصطفى رباب، ج ‏2، ص 198.

[11]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏17، 238- 239. 



نوع مطلب : قران، اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

معنای "روح القدس " در قرآن  چیست؟! 

روح القدس


واژه «رُوحُ القُدُس» چهار بار در قرآن مجید آمده که گاه درباره حضرت عیسى (علیه السلام) و گاه درباره پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) است.


در مورد حضرت مسیح (علیه السلام) مى فرماید: «وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ»: (و به عیسى بن مریم دلایل روشن دادیم; و او را با روح القدس تایید کردیم).(سوره بقره، آیه 87)

در مورد سخن گفتن عیسى (علیه السلام ) در گاهواره، مى فرماید: «ذْ أَیَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَكَهْلًا »: (به خاطر آور زمانى که تو را با "روح القدس" تأیید کردم; که در گاهواره و نیز در حال میانسالى، با مردم سخن مى گفتى).(سوره مائده، آیه 110)

و درباره پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ»: (بگو: "روح القدس آن را از جانب پروردگارت بحق نازل کرده").(سوره نحل، آیه 102)

مفسّران براى «رُوحُ القُدُس» عمدتاً دو تفسیر ذکر کرده اند:

یکى فرشته وحى جبرئیل، و دیگرى نیروى مرموز غیبى خاصّى که با انبیاء بوده است.

آیه مربوط به پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) با معناى اول تناسب دارد ولى آیات مربوط به حضرت مسیح (علیه السلام) متناسب با معناى دوم است و همان بود که مسیح را تأیید مى کرد تا در گاهواره سخن بگوید و یا مردگان را زنده نماید.

این روح مقدّس و پاک منبع الهام بخش بزرگى براى انبیاء بوده و حتّى از بعضى از تعبیرات احادیث استفاده مى شود که روح القدس با افراد با ایمان (طبق سلسله مراتب ایمانى) نیز همراه است، و همان است که گویندگان متعهّد و شاعران با ایمان را در گفتن و سرودن نثر و نظم هاى بلیغ تأیید مى نموده، و مومنان راسخ را در تصمیم گیرى هاى مهم تقویت مى کرده است.

از روایات فراوانى بر مى آید که روح القدس حقیقتى بوده است در انبیاء و ائمه معصومین (علیهم السلام) که با آن حقایق بسیارى را درک مى کرده اند از جمله در روایات متعددى آمده است که امامان معصوم (علیهم السلام) به هنگام قضاوت و داورى از روح القدس مدد مى گرفتند. 

 

منظور از تأیید حضرت عیسی (علیه السلام) توسط روح القدس !

موضوع تأیید و کمک عیسی بن مریم (علیه السلام) توسط روح القدس، چندین بار در قرآن آمده است:
1. «وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّیْنَا مِن بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ... ». [1]
2. «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ... ».[2]

3. «إذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسى ابْنَ مَرْیَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِی عَلَیْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَیَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَكَهْلًا ... ». [3]

این روح مقدّس و پاک منبع الهام بخش بزرگى براى انبیاء بوده و حتّى از بعضى از تعبیرات احادیث استفاده مى شود که روح القدس با افراد با ایمان (طبق سلسله مراتب ایمانى) نیز همراه است، و همان است که گویندگان متعهّد و شاعران با ایمان را در گفتن و سرودن نثر و نظم هاى بلیغ تأیید مى نموده، و مومنان راسخ را در تصمیم گیرى هاى مهم تقویت مى کرده است

در آیه اول و دوم نام حضرت عیسی (علیه السلام) بعد از ذکر کلمه پیامبران آمده است. علت این ذکر خاص بعد از عام، به خصوص در آیه اول تأکید بر نام عیسی (علیه السلام) بوده که شریعت جدیدی را بعد از موسی (علیه السلام) آورده است، البته این پیامبران مقام بالایی داشته‌اند، اما بعد از موسی (علیه السلام)، قطعاً عیسی (علیه السلام) دارای شریعت جدید بوده و دین موسی را نسخ کرده و این علت ذکر خاص عیسی(علیه السلام) است. [4]
مفسران «بیّنات» در دو آیه اول را نیز به معنای معجزات عیسی (علیه السلام)؛ مانند زنده کردن مردگان، شفا دادن مریض ‌ها و ... ذکر کرده‌اند. [5]
بحث در مورد روح القدس به دو صورت می ‌تواند تقریر شود:

اول این ‌که، روح القدس به صورت کلی چه معنایی در قرآن دارد؛ در این مورد بحث ‌های مفصلی جریان دارد که نیازی به ذکر آنها در این ‌جا نیست. [6]

دوم: روح القدس در این آیات، چه معانی دارد؛ در این آیات، احتمالاتی پیرامون روح القدس وجود دارد که برخی از آنها معتقدانی نیز دارد و برخی تنها در حد احتمال ذکر شده‌اند. این احتمالات از این قرارند:
1. تعدادی از مفسّران روح القدس در این آیات را به مانند آیات دیگر قرآن به جبرئیل تفسیر کرده‌اند.

2. برخی از مفسّران روح القدس را به انجیل تعبیر کرده‌اند؛ به این معنا که خداوند به وسیله انجیل حقانیت عیسی (علیه السلام) را بر مردم آن زمان اثبات کرد و وجود انجیل، تأیید و کمکی بر عیسی شد. [7]
3. روح القدس، همان اسم اعظمی است که عیسی (علیه السلام) توسط آن مردگان را زنده می‌ کرد و با این اسم بود که حقانیت عیسی بر همگان آشکار شد.
4. منظور از روح در این عبارت؛ روح عیسی (علیه السلام) است و منظور از «القدس» خداوند باری تعالی تعبیر می ‌کند، اما در این‌ که چرا خداوند، روح عیسی (علیه السلام) را به خود نسبت داده، به نظر می ‌رسد برای بزرگ کردن و گرامی داشتن عیسی (علیه السلام) بوده است.[8]
اینها احتمالاتی بود که در تفسیر‌های مختلف ذکر شده است؛ برخی از مفسّران یکی را انتخاب کرده‌اند.


پی نوشت ها:
[1]. بقره، 87: «ما به موسى کتاب دادیم و در پى او پیامبرانى فرستادیم و به عیسى بن مریم معجزاتى دادیم و او را با روح القدس تأیید کردیم ... ».
[2]. بقره، 253:‌ «از آن فرستادگان برخى را بر برخى برترى بخشیدیم. از آنان کسى است که خدا با او سخن گفت، و برخى از آنان را درجات و مراتبى بالا برد. و عیسى بن مریم را دلایل و نشانه‏هاى روشن دادیم، و او را به وسیله روح القدس توانایى بخشیدیم ... ».
[3]. مائده، 110: «[یاد کنید] هنگامى که خدا فرمود: اى عیسى بن مریم! نعمتم را بر خود و بر مادرت یاد کن، آن‌گاه که تو را به وسیله روح القدس توانایى بخشیدم، که با مردم در گهواره [به اعجاز] و در میان‌سالى [به وحى‏] سخن گفت ... ».
[4]. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 3، ص 595، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1420ق.
[5]. فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق: اعلمی، حسین، ج 1، ص 157، انتشارات الصدر، تهران، چاپ دوم، 1415ق.
[6]. برای اطلاعات بیشتر ر.ک: 5973: روح در قرآن و علت عدم توضیح بیشتر در مورد ماهیت آن.
[7]. از جمله کسانی که این قول را مطرح کرده است: محمد رشید بن علی رضا (رشید رضا)، تفسیر المنار، ج 1، ص 312، الهیئة المصریة العامة للکتاب، مصر، 1990م.
[8]. این قول به برخی از بزرگان منسوب است که در برخی از تفاسیر نقل شده است: مفاتیح الغیب ، ج 3، ص 596.




نوع مطلب : اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
این روزها از حرف های بسیاری درباره خطوط قرمز رعایت نشده در توافق می شنوید اما واقعا چه خط قرمزی رعایت نشده است؟
مذاکرات

"موفقیت تضمین نشده" این عبارتی است که اوباما در اولین کنفرانس خبری خود چند دقیقه پس از قرائت بیانیه لوزان آن را درباره تفاهم گفت؛ شاید تا به حال این کلمات از بهترین مضامین است که درباره تفاهم سیاسی به کار گفته شده است. در واقع در لوزان ایران و 5+1 به یک تفاهم رسیده اند که دارای ابهامات، تناقضات و برخی خطوط قرمز است اما هنوز برای یک قضاوت تمام عیار زود است بلکه باید منتظر زمان بود تا در سه ماه پیش رو  راه حل های ارائه شده چگونه بر روی کاغذ می نشینند، متن توافق نهایی چیست و آیا توافق در نهایت حاصل خواهد شد یا خیر.
آنچه مشخص است باید نگاه منطقی به مذاکرات داشت و این نگاه منطقی است که بیش از عبارات توافق برای کل جامعه می تواند زمینه ساز تحولات باشد. اما این نگاه منطقی چیست؟
1. مذاکره برای مذاکره: ابتدا برخی در زمینه توافق دچار تفریط می شوند آنها خیال می کنند توافق یا مذاکره پلی برای رابطه و دوستی میان ایران و آمریکا خواهد بود. این افراد در واقع نه تنها به حصول توافق بلکه به مذاکره نگاهی بسیار خوش بینانه و به عبارت بهتر نادرست دارند. ابتدا در این زمینه به جمله هایی از اوباما اشاره می کنیم اوباما در گفتگوی تلویزیونی خود در ١٦ آذر ماه گفت : ""اگر گزینه‎ای وجود داشت که این امکان را بوجود بیاوریم که تک تک پیچ و مهره‎های برنامه هسته‎ای آنها را حذف کنیم و احتمال داشتن برنامه هسته‎ای ایران را کلاً از بین ببریم تا در نتیجه قابلیت‎های نظامی آن را هم نداشته باشند، آن را انتخاب می‎کردم."(١)

وی در نطق پس از تفاهم خود نیز اینچنین گفت:" تحریم‌ ها دیگر درباره موشکهای بالستیک و حقوق بشر ادامه خواهد یافت" (٢) او همچنین بارها درباره گزینه های روی میز و عدم اعتماد به ایران و تلاش برای عقب انداختن برنامه هسته ای اشاره داشته است، آنچه مشخص است از هیچ کدام از این جملات بوی دوستی به مشام نمی رسد بلکه دست چدنی زیر دستکش مخملی است که کاملا آشکار است و معلوم نیست کسانی که به دنبال رابطه بهتر با آمریکا هستند از چه زاویه ای صحبت های اوباما را نگاه می کنند و گویا نمی دانند دوستی های یه طرفه سرانجامی خوش ندارد!  

متاسفانه اکنون از فضای افکار عمومی می توان متوجه شد که به دلایل تمرکز اشتباه و عدم فرهنگی سازی درست رسانه ها و نهادهای مربوطه  نقطه امید ملت  به جای توان داخلی، لغو تحریم ها شده است

اما رهبر همیشه از ابتدا  در کنار حمایت از مذاکرات بیان داشته اند که به مذاکرات خوش بین نبوده که علت آن را در رفتار و سابقه سیاسی غرب می توان یافت. شاید طلایی ترین جمله رهبر در اینباره این است که فرمودند: "دشمن با اصل انقلاب مخالف است و حتی با قبول دیکته‌های آن در مسئله هسته‌ای نیز تحریم‌ها برداشته نخواهد شد" (٣) این جملات ناظر به آن است که تفاهم امری صرفا تاکتیکی و ابزاری است و الا تا زمانی که ایران اسلامی باشد امریکا نخواهد توانست با آن کنار آید مگر اینکه بپذیرد ما  از اسلام شیعی خود دست نمی کشیم، دشمنی خود را با اسرائیل حفظ خواهیم کرد و...

2. امتیاز گیری و امتیاز دهی: عده ای به توافق نگاه افراط و تفریطانه دارند.  اهالی تفریط می گویند به هر صورت باید امتیاز دهیم تا تحریم ها برداشته شود حتی اگر انرژی هسته ای تعطیل شود تا بتوانیم چرخ زندگی مردم را  بهتر بچرخانیم. این افراد نگاهی کوتاه مدت داشته و توجهی به اهمیت انرژی هسته ای برای حال و آینده کشور ندارند.

 مقاومت ایران بر سر انرژی هسته ای و تحمل فشارها لج بازی نیست بلکه مقاومتی است که برای آینده بدان نیاز داریم مصارف مختلف این انرژی در صنعت، پزشکی و کشاورزی و همینطور نیم نگاهی به ذخایر اتمام پذیر سوخت می گوید که انرژی هسته ای برای ایران نه یک ابزار نظامی بلکه ابزاری برای زندگی و آینده ای بهتر است. اما عده ای که افراطی به مذاکرات نگاه می کنند می خواهند  ایران بدون دادن امتیازی صرفا امتیاز بگیرند البته که هر چه بیشتر و بهتر  از غرب امتیاز گیری  شود  برد بهتری خواهد بود اما باید پذیرفت  در کنار امتیاز گیری باید امتیازاتی هم داد هر چند تلخ باشد زیرا مذاکرات میدان بده بستان امتیاز است و راه گریزی از آن نیست .این افراد باید دقت کنند  که مهمتر از امتیاز دهی عدم عبور از خط قرمزها، و مراقبت از  خدعه های طرف مقابل است  که انشاالله تیم یتم مذاکره کننده که بارها مورد حمایت رهبر واقع شده اند و فرزندان انقللاب نامیده شده اند پایبندی خود را به اثبات خواهند رساند البته امتیاز دهی و کند شدن روند هسته ای  باید  با منطق درست، پشتوانه علمی و نگاه به آینده و اقدامات جانبی دیگر  باشد که در ادامه بدان اشاره می کنیم.

ایران 93 به روایت دیگران

3. اقتصاد درون زا: همانطور که اشاره شد رهبری بارها در کنار حمایت از مذاکرات فرموده اند به غرب خوش بین نیستند و همچنین پیش بینی کرده اند که تحریم ها می ماند چون آنها با اصل انقلاب مخالفند که در اولین واکنش اوباما به تفاهم نیز شاهد آن بودیم .غرب بارها نشان داده است که اهل خلف وعده است و این مورد قبل و بعد از انقلاب هم نمی شناسد.

برای همین هم است که رهبری  تاکید داشته اند  که: "من همواره طرفدار ابتکار در سیاست خارجی و مذاکره بوده و هستم و توصیه همیشگی من به مسئولان این بوده که در سیاست خارجی و مبادلات بین‌المللی هرچه تلاش و ابتکار وجود دارد به کار بندند اما نباید نیازمندی‌های کشور و برخی مسایل همچون تحریم‌ها، به مذاکره گره زده شود." (٤)

 یا "  برداشته شدن تحریم‌ها جزیی از مذاکرات است و نه نتیجه مذاکرات" (٥)

در واقع این دید که مذاکرات خوب است چون لغو تحریم ها  را به دنبال دارد و علت اصلی نجات  و رونق اقتصادی است محاسبه ای اشتباه و کوتاه مدت است. اگر سیاست خارجی نقطه اتکا  و رفع مشکل اقتصادی کشور شود این نقطه شکست کشور و مذاکرات و برنامه دولت و یا هر کسی است که چنین نگاهی دارد.
در واقع باید دنبال راه حل دیگری گشت که حتی اگر توافق نهایی انجام نشد یا در صورت توافق طرف  مقابل زیر قول خود زد و باز به گزینه های دیگر از جمله تحریم روی آورد ما از این مقطع و در بلند مدت بدون آسیب گذر کنیم و آن راه حل چیزی نیست  جز رونق اقتصادی از طریق اقتصاد مقاومتی که رهبری  تاکید فراوان بر آن دارند. رهبری اخیرا هم تاکیدی دوباره بر اقتصاد درون زا  داشتند و از مهمترین توصیه  های ایشان به دولت یازدهم «توجه به ظرفیت‌های درونی کشور و استعدادهای ملت ایران» می باشد.

مقاومت ایران بر سر انرژی هسته ای و تحمل فشارها لج بازی نیست بلکه مقاومتی است که برای آینده بدان نیاز داریم مصارف مختلف این انرژی در صنعت، پزشکی و کشاورزی و همینطور نیم نگاهی به ذخایر اتمام پذیر سوخت می گوید که انرژی هسته ای برای ایران نه یک ابزار نظامی بلکه ابزاری برای زندگی و آینده ای بهتر است

در نهایت چه توافق شود و چه نشود باید خیلی زود دولت تمرکز خود را بیش از هر مورد دیگر با برنامه ریزی های متناسب روی اقتصاد مقاومتی قرار دهد و از تمرکز روی موضوعات دیگر از جمله سیاست خارجی به عنوان محور اصلی و راه گشا دست بردارد اگر توافق ادامه دار باشد  باید به  این ده سال به عنوان فرصتی مناسب نگریسته شود تا  پایه های اقتصاد مقاومتی محکم و  بالنده شود.
متاسفانه اکنون از فضای افکار عمومی می توان متوجه شد که به دلایل تمرکز اشتباه و عدم فرهنگی سازی درست رسانه ها و نهادهای مربوطه  نقطه امید ملت  به جای توان داخلی، لغو تحریم ها شده است، برای همین برخی از واکنش های افراطی در امیر کبیر یا مصدق دانستن ظریف را می شنویم البته در زحمات بی شائبه وزیر خارجه شکی نیست اما این طرز تفکر به خاطر برداشت اشتباه از راه نجات اقتصادی ملت است.
آخر کلام:
شاید اولین وظیفه نهادهای مسئول در کنار اقتصاد و سیاست خارجی ، فرهنگ سازی برای افکار عمومی است که نگاه منطقی به مذاکرات داشته باشند اینکه ایران در مذاکره خود را اهل منطق نشان داده است، از راه مذاکره برای بهبود اقتصاد سود جسته است، می خواهد اقتصاد مقاومتی را دنبال کند نمی تواند به غرب اعتماد کند .

یقینا  دشمنی غرب با ملت ایران و مقاومت در مقابل آن مادام اسلام خواهی ما ادامه دارد و مذاکرات صرفا نوعی میدان مبارزه دیپلماتیک است و نباید دوستی و یا لغو تحریم ها نقطه خواب زدگی ما باشد بلکه باید تازه خط بیداری را برای جبران عقب ماندگی های اقتصادی و نیل به اقتصاد مقاومتی برای مقاوم کردن کشور در برابر تهدیدهای آینده و رفاه مردم  دنبال کرد.

توهم تفاهم لوزان همان تفکر مغایر توصیه رهبری است که "نباید نیازمندی‌های کشور و برخی مسایل همچون تحریم‌ها، به مذاکره گره زده شود".




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

انتظار مقدس در نهاد مقدس (3)

امام زمان

در مقالۀ قبل برخی از کارکردهای مهم ازدواج را بیان کردیم و بیان شد که خانوادۀ مهدوی می تواند زمینه ساز تشکیل جامعۀ مهدوی باشد. چرا که جامعه متشکل از خانواده هاست و خانواده تشکیل شده از افرادِ آن خانواده. این مسیر به مانند طی کردن پله های نردبان می باشد که تا پله های ابتدایی را نگذرانی نمی توانی به پله های مابعد برسی. از این رو تشکیل خانوادۀ مهدوی از اهمیت خاصی برخوردار است و بدون آن نمی توان به پلۀ بعدی رسید.
اکنون که به ضرورت ازدواجی سالم و مهدوی پی بردیم، نوبت به آن رسیده است که شاخصه های همسران مهدوی را بررسی کنیم. تا با شناخت این شاخصه ها ازدواجی مهدوی و خانواده ای مهدوی شکل بگیرد. 
در ابتدا باید بررسی کنیم که چه معیارهایی در انتخاب همسر وجود دارد و از چه راه هایی می توان همسر خوب را برگزید. بعد از بررسی ملاک های همسر مناسب، ویژگی هایی که همسران باید در خانواده ای مهدوی داشته باشند را بررسی خواهیم کرد.


چگونه یک همسر مهدوی انتخاب کنیم

برخی، آشنایی های قبل ازدواج را پیشنهاد می دهند. ایشان قائلند: دختر و پسر با یکدیگر رفت و آمد کنند تا با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند و بعد از آشنایی، ازدواج صورت گیرد. این عده معمولاً طرفدار روابط آزاد دختر و پسر هستند. اما این روش مورد تائید دین نیست. دلیل ما بر این مطلب، آیات[1] و روایات فراوانی است که در این زمینه وجود دارد. مانند روایتی که حضرت زهرا  علیهاالسلام می فرمایند: «برای زنان بهتر آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند»[2] و یا اظهار خوشحالی که حضرت زهرا علیهاالسلام از خود نشان دادند، آن زمان که پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله کارهای بیرون از خانه را به عهدۀ حضرت علی علیه السلام و کارهای داخل خانه را به عهدۀ دخترشان گذاشتند[3] و... .

رابطۀ غیر اصولی دختر و پسر ضررهای جبران ناپذیری دارد. از آن جمله ضررها، این است که باعث از بین رفتن حیا می- باشد. در دین مبین اسلام حیا از جایگاه مهمی برخوردار است و به فرمودۀ امام صادق علیه السلام «کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد.»[4] از بین رفتن حیا سرمنشاء بدی ها و زشتی هاست، امام علی علیه السلام می فرمایند: «حیا مانع انجام کارهای زشت و قبیح می شود.»[5] 
همچنین این روش، از نظر اجتماعی نیز عواقب نابجایی در بر دارد. این گونه آشنائی ها گرچه به نام ازدواج صورت می گیرد، اما معمولاً به ازدواج ختم نمی شود بلکه وسیله ای می شود برای کامجوئی های نامشروع. و در این میان دخترخانمها هستند که بیشتر آسیب می بینند. علاوه بر این، پژوهش ها نشان داده که آن دسته ای هم که به ازدواج ختم می شود، بسیار در معرض ناکامی و طلاق و از هم گسیختگی هستند.

بنابراین، روش فوق شیوه ای مناسب برای انتخاب همسر نیست و مورد پشنهاد ما نخواهد بود. دختر و پسر مهدوی نیز تلاش می کنند از بهترین راه ها همسران مناسبی اختیار کنند. ایشان همواره در حفظ ایمان و پاکدامنی خویش می کوشند و از سپر حیا مدد می جویند، چرا که حضرت علی علیه السلام فرموده اند: «ثمرۀ حیا؛ پاکدامنی است.»[6]

خانواده ای مهدوی می باشد که افراد در آن، حرکتی به سمت کمال طی کنند و در این حرکت هم زن برای مرد و هم مرد برای زن یاوری مناسب باشد. بنابراین باید در انتخاب همسر دقت شود تا شخصی انتخاب شود که همراه و همسفر خوبی در این مسیر محسوب گردد
روش اصولی برای شناخت روحیات و ویژگی های همسر مناسب:

1- ایمان و اخلاق فرد:  از اولین راه های شناخت همسر مناسب، دقت در ایمان و تقوای شخص است که مورد سفارش قرار گرفته، چراکه یاوران امام مهدی علیه السلام باتقواترین افراد زمان هستند. به عبارت دیگر،‌ از با ارزش ترین ویژگی هایی که زوج های جوان می توانند بواسطۀ آنها همسری مناسب انتخاب کنند توجه به میزان ایمان، دینداری و اخلاق فرد مقابل است. توجه به این معیار مهم در قرآن کریم مورد تاکید قرار گرفته است. خداوند می فرماید: «زنان ناپاک شایستۀ مردانی ناپاک، و مردان زشتکار نیز شایستۀ زنانی بدین وصف هستند. و زنان پاکبزۀ نیکو، لایق مردانی چنین و مردان پاکیزۀ نیکو، لایق زنانی اینگونه اند...»[7]

در بیانات اهل بیت علیهم السلام نیز تاکید زیادی وجود دارد که همسری دیندار برای خود برگزینید.[8] همچنین با اخلاقی نیکو محیط خانواده تبدیل به بهشت کوچکی می شود و در مقابل، با بی اخلاقی زندگی، جهنمی بیش نخواهد بود. امام علی علیه السلام می فرمایند: «با خوش اخلاقی زندگی نیکو و مطلوب می گردد.»[9] از این رو حضرت رضا علیه السلام سفارش می کنند که: «اگر خواستگار بداخلاق است دختر خود را به ازدواج او در نیاور.»[10]

خانه ای مخصوص امام زمان

2- اصالت خانوادگی: فرزندان آینۀ تربیت پدر و مادران هستند. فرزندانی که در خانواده ای معتدل و متناسب بزرگ شده اند از رفتاری با ثبات تر و معتدل تر برخوردارند. دین داری یا بی دینی اعضای خانواده، خوش خلقی، حسن رفتار، بدرفتاری و... در کیفیت شکل گیری شخصیت فردی و اجتماعی فرزندان به طور مستقیم دخالت دارد.

از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده که خطاب به اصحاب فرمودند: «با خانواده ای از فلان قوم و قبیله وصلت کنید؛ چراکه مردانشان عفیف و پاک دامن اند. در نتیجه زنان آنان نیز چنین شدند. با خانوادۀ فلان قوم ازدواج نکنید؛ چراکه مردانشان بی عفتی کردند و پاک دامن نبودند. در نتیجه زنانشان نیز بی عفت اند.»[11] این بیان پیامبر صلی الله علیه و آله صراحت دارد در توجه دادن افراد، به اصالت خانوادگی در هنگام ازدواج. البته در این زمینه استثنائاتی هم هست که باید به آنها توجه شود،[12] اما غالب اینگونه است.
3- تحقیق و بررسی: این مطلب درست است که نمی¬توان صد در صد به تحقیقات اعتماد کرد و شخصیت واقعی طرف را تشخیص داد. اما تحقیق، راهی اصولی است که می¬توان تا حد زیادی برای انسان راهگشا باشد. با تحقیقی مناسب و جمع¬آوریِ آراء  افراد می توان به یک نتیجۀ کلی رسید. این تحقیق باید همه جانبه باشد یعنی در همۀ محیط هایی که آن جوان بوده باید رفت و سوال مستقیم از افراد پرسید. محل¬هایی مانند محل تدریس، محل زندگی، محل کار، حتی محل ورزش اگر مکان مشخصی را برای ورزش و یا تفریح دارد. از دوستان، از فامیل و حتی از اساتید باید از وی پرسیده شود. چراکه هر کدام از این افراد در شرایط متفاوتی با شخص بوده¬اند پس جمیع آرای آن¬ها می¬تواند کمک شایانی در شناخت شخص کند. 
4- گفتگویی در جهت شناخت: از دیگر وسایل برای شناخت، گفتگو است. این گفتگو با آن گفتگویی که اول بحث گفتیم متفاوت است؛ به دلیل واضح بودن تفاوت، اطالۀ کلام نمی کنیم. در گفتگوهای خواستگاری به شخصیت و احساسات طرف مقابل می توان پی برد. مثلا افراد خونسرد و آرام اشخاص خونگرم و پرتحرک را برای همسری ترجیح می دهند. ممکن است افرادی که به شدت احساساتی هستند تیپ منطقی و عقلانی را نپسندند و برعکس.

دختر و پسر مهدوی نیز تلاش می کنند از بهترین راه ها همسران مناسبی اختیار کنند. ایشان همواره در حفظ ایمان و پاکدامنی خویش می کوشند و از سپر حیا مدد می جویند، چرا که حضرت علی علیه السلام فرموده اند: «ثمرۀ حیا؛ پاکدامنی است»

5- بیان شروط:  دو طرف می توانند شروط و انتظاراتی که نسبت به یکدیگر دارند را از هم بپرسند و بیان کنند. در این زمینه و در مورد این سوالات کارشناسان مذهبی مطالب زیادی بیان کرده اند. مخاطبان عزیز می توانند به کتب و فایل های صوتی که در این زمینه وجود دارد مراجعه کنند. البته می توان محورهای سوالات را اینگونه بیان کرد:
* میزان پایبندی هر یک از زن و مرد به احکام  دین مبین اسلام.
* مدیریت خانواده و نقش هریک از زن و مرد در خانواده.
* شرایط مادی و نوع زندگی؛ تجملی یا ساده.
* نظر مرد و زن در مورد حجاب و میزان و نوع رفت و آمد با فامیل.
* ادامۀ تحصیل و یا شغل زن.
* در صورت بروز اختلاف، روش حل آن چگونه باشد.
* مراسم و تشریفات ازدواج چگونه باشد.
جواب به هریک از این سوالات می تواند راه مناسبی برای شناخت، و میزان ایمان و اعتقادات طرف مقابل باشد.

 

بهترین همراه و همسفر در مسیر کمال

خانواده محبوب ترین بنیانی است که در اسلام به آن سفارش شده، و به خصوص در آخرالزمان و درگیری با فتنه های آن دوران، خانواده نقش پررنگ تری پیدا می کند. خانواده ای مهدوی می باشد که افراد در آن، حرکتی به سمت کمال طی کنند و در این حرکت هم زن برای مرد و هم مرد برای زن یاوری مناسب باشد. بنابراین باید در انتخاب همسر دقت شود تا شخصی انتخاب شود که همراه و همسفر خوبی در این مسیر محسوب گردد.  

 

در آرزوی سربازیِ امام زمان خویش

ای جوان منتظر! اکنون که به راه های شناخت همسری مناسب و باایمان پی بردی با روحیه ای پرنشاط به دنبال زندگی شاد و سعادتمندباش و در این راه با همسری شایسته و هم راهی باتقوا در پی کسب رضایت مولای خویش حجة ابن الحسن العسکری علیه السلام  بکوش و همواره در طلب این باش که در پرتو زندگی پر از نور، آرزوی سربازی امام خویش کنی. به فرمودۀ امام صادق علیه السلام : «هرکس شاد می شود، که از اصحاب قائم باشد، باید منتظر او باشد و با پرهیزکاری و اخلاق پسندیده عمل نماید، در حالی که منتظر است.»[13]
در این مجال، سعی شد راه های انتخاب همسری مناسب که بتواند همراهی مهدوی برای جوان باشد را بیان کردیم، در آینده به وظایف خاص خانم و آقا اشاره خواهیم کرد تا در پرتو شناخت وظایف، بتوان بهترین خانوادۀ مهدوی را شکل داد.

 

پی نوشت:
[1] نور/31.  
[2] بحارالانوار، ج43، ص54
[3] همان، ج14، ص123
[4] کافی، جلد2، ص106
[5] غررالحکم، ص257
[6] همان 
[7] نور/26
[8] مراجعه شود به این روایات؛ کافی، ج5، ص332. همان، ص341. کنزالعمال، ج21، ص216. بحارالانوار، ج103، ص235. 
[9] عیون الحکم و المواعظ، ص188
[10] مستدرک الوسائل، ج14، ص192



نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

2فن کارساز مبارزه با هوای نفس!

هوای نفس


مبارزه با هوای نفس دو بخش دارد که این دو بخش را باید در کنار هم انجام دهیم: 1-ترک شهوات 2-صبر در ناملایمات.

امام صادق(علیه السلام) به یکی از اصحاب خود فرمود: «من به حق به شما می‌گویم که شما به آنچه می‌خواهید (نهایتاً لقاءالله) نمی‌رسید مگر به ترک آنچه میل و شهوت دارید و به چیزهایی که آرزو دارید نمی‌رسید مگر با صبر کردن در برابر ناملایمات؛

بِحَقٍّ أَقُولُ‏ لَکُمْ‏ إِنَّکُمْ‏ لَا تُصِیبُونَ‏ مَا تُرِیدُونَ إِلَّا بِتَرْکِ مَا تَشْتَهُونَ وَ لَا تَنَالُونَ مَا تَأْمُلُونَ إِلَّا بِالصَّبْرِ عَلَى مَا تَکْرَهُونَ»(تحف العقول/ص305 و امالی مفید/208)

بعضی از آدم‌های مذهبی حاضرند شهوت و گناه را ترک کنند ولی حاضر نیستند در بلا و مصیبت صبر کنند. بعضی‌ها نیز حاضر هستند در بلا صبر کنند ولی حاضر نیستند گناه را ترک کنند. در صورتی که این دو باید با هم باشد تا نتیجه بدهد. چون انسان با دو بال می‌تواند پرواز کند، یکی اینکه وقتی هوسی به سراغش آمد، آن را ترک کند و گناه را کنار بگذارد و دیگر اینکه وقتی بلایی بر سرش آمد صبر کند.

از حاج آقای دولابی(ره) می‌پرسیدند که به ما دستور العمل بدهید، ایشان می‌فرمود که دستورالعمل نمی‌خواهد فقط «بروید و راضی باشید!» چون مردم معمولاً رضایت را کم دارند. همان کارهای خوبی که انجام می‌دهیم و مراقبتی که در ترک معصیت انجام می‌دهیم اگر با چاشنیِ «رضایت» همراه باشد، به ما کمک خواهد کرد با این دو بال بالاخره از زمین جدا شویم و پرواز را آغاز کنیم.
... گاهی اوقات انسان مشکل دارد ولی باز هم پیش خودش و خدای خودش لبخند می‌زند و این هم مبارزه با هوای نفس محسوب می‌شود و رضایت خدا را به دنبال دارد. ...

• امام حسین(علیه السلام) در سخت‌ترین بلاهای روز عاشورا و آن موقعی که علی اصغر(علیه السلام) بر روی دست‌های حضرت جان می‌داد، خون علی اصغرش را به آسمان پرتاب می‌کرد و می‌فرمود: خدایا من این بلا را تحمل می‌کنم و راضی هستم چون می دانم خدا می بیند(هونٌ‏ عَلَیَّ‏ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ‏ اللَّه؛ لهوف/ص117) «راضِیَةً مَرْضِیَّةً» به این می‌گویند.

نفس اماره اگر چه دشمن اصلی روح ملکوتی است اما وجودش برای رشد روح ضروری است زیرا بدون ضدیت و مبارزه رشد روح ملکوتی امکان پذیر نمی باشد. خواسته های نفس اماره را می توان به توکسین میکربی تشبیه کرد. اگر قوی و به مقدار زیاد باشد برای روح ملکوتی مضر و حتی کشنده است. اما اگر ضعیف شده و به مقدار کم باشد روح را در مقابل نفس اماره واکسینه می کند و موجب می شود که روح ملکوتی بتواند انگیزش های نفس اماره را به تدریج مهار کند.

 حاج آقای دولابی(ره) می‌پرسیدند که به ما دستور العمل بدهید، ایشان می‌فرمود که دستورالعمل نمی‌خواهد فقط «بروید و راضی باشید!» چون مردم معمولاً رضایت را کم دارند. همان کارهای خوبی که انجام می‌دهیم و مراقبتی که در ترک معصیت انجام می‌دهیم اگر با چاشنیِ «رضایت» همراه باشد، به ما کمک خواهد کرد با این دو بال بالاخره از زمین جدا شویم و پرواز را آغاز کنیم

از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: «راه رسیدن به راحتی چیست؟ حضرت فرمود: در مخالفت با هوای نفس است. پرسیدند: چه موقع عبد به راحتی می‌رسد؟ حضرت فرمود: اولین روزی که وارد بهشت می‌شود؛ قِیلَ لَهُ: أَیْنَ طَرِیقُ‏ الرَّاحَةِ؟ فَقَالَ: فِی خِلَافِ الْهَوَى. قِیلَ: فَمَتَى یَجِدُ عَبْدٌ الرَّاحَةَ؟ فَقَالَ ع عِنْدَ أَوَّلِ یَوْمٍ یَصِیرُ فِی الْجَنَّة»(تحف العقول/ص370) یعنی مبارزه با نفس دائمی است و تا آخر عمر ادامه دارد.

مبارزه با نفس اماره یک فرایند طولانی است. و به پشتکار زیاد احتیاج دارد. برای حفظ پشتکار و نگه داشتن انگیزه لازم دیدار با اشخاص معنوی و مقدسین چه در حیات و چه در ممات خدمت به خلق و انفاق مطالعه متون معنوی و الهی عبادت و ... عوامل تقویتی مفیدی هستند.

حربه های اصلی روح ملکوتی در مقابل نفس اماره ایمان قوی و اراده راسخ و اخلاق اصیل است. به کار بستن اخلاق اصیل و اصول الهی مواد غذایی لازم برای رشد ارگانیزم روحی روانی فراهم می آورد. تنها در گرماگرم این مبارزه درونی است که شخص متوجه می شود که بدون کمک خدا هیچ نتیجه ی دایمی ِ قابل توجهی عایدش نمی شود. و همچنین متوجه می شود که اراده اش به تنهایی بدون حمایت و نور خدا قادر به انجام کاری نیست.

با ایمان به خدای حقیقی است که می توان نور او را که حاوی هدایت و انرژی است جذب کرد و اگر نه بدون آن سرکوب مداوم انگیزش های نفس اماره موجب وازدگی، ایجاد عقده و دیگر مشکلات روانی می شود. نظر خدا بر ما اثرات روانی زیان بار ناشی از این سرکوب ها را خنثی می کند.

تا وقتی انسان در این دنیا زندگی می‌کند باید مدام با هوای نفس خودش مخالفت کند، چه در مراحل ابتدایی باشد و چه در مدارج و مراتب بالا باشد. یعنی عرفا و بزرگان ما هم تا آخر عمر مبارزه با نفس می‌کردند، البته در سطح خودشان. 




نوع مطلب : اخلاق و عرفان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فرصتی برای آشتی با قرآن

قرآن

عید نوروز نزدیک است. عیدی باستانی برای ایرانیان تا در آن خستگی طول سال را با در کنار هم بودن از تن بدر کنند. هر کس برای گذراندن تعطیلات برنامه هایی دارد. برخی رفتن بهسفر را انتخاب می کنند. عده ای ترجیح می دهند به دیدار دوستان و آشنایان خویش روند، برخی تفریحات و گردش های درون شهری را برمی گزینند و هر کس به گونه ای خود را مشغول می سازد. در لا به لای این برنامه های بسیار خوب، می توان فرصتی را برایخودسازی و تربیت نفس خویش قرار داد. بهترین راه برای تربیت نفس نیز تدبر در قرآن و بهره گیری از معارف ناب آن است.

 

تربیت نفس و تدبر در قرآن

پرورش و پیشرفت روحی هر انسانی در گرو آن است که برخی رفتارها و خصائص را ترک کرده و به برخی نیز تمسک جوید. هیچ انسانی نیز از زمان تولد کامل نیست و هر کس به تناسب روحیات و شرایط نیازمند هادی و هدایتگر می باشد.

در این میان، قرآن به عنوان آخرین و کامل ترین کتاب آسمانی، بهترین راه برای رسیدن به کمالات بالای روحی است و راه بهره گیری در این کتاب نیز تدبر در آن است. امری که در قرآن بارها مورد تأکید قرار گرفته و بشر را بدان امر کرده است: "أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا "؛ "آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند یا [مگر] بر دل هایشان قفل هایى نهاده شده است." (محمد/24)
اگر آدمی با چشمانی باز و جویای حقیقت به پیشگاه قرآن قدم گذارد بی شک راه را پیدا کرده و سعادتمند خواهد شد. 
امام صادق(علیه السلام) مى‏گوید: "بر شما باد توجه به قرآن: آنچه را در آن بیابید كه سبب نجات كسى پیش از شما بوده، بپذیرید، و از آنچه سبب هلاك كسان پیش از شما شده دورى گزینید". (صافی، ج 1، ص 10)


استفاده از فرصت ها

متأسفانه مشغله های زندگی و روزمرگی های ایجاد شده برای آدمی، منجر به جدایی روزافزون انسان از خدا شده است. نهایت وقتی که بسیاری از ما برای خواندن خدا می گذارد آن است که نمازهای پنجگانه را به جا آورد.

در این میان خواندن و تدبر در قرآن، بخش بسیار کوچکی از زندگی بسیاری از ما مسلمانان را تشکیل می دهد. بسیاری از ما نمی توانیم حتی قرآن را به شکلی صحیح تلاوت کنیم و این امری بسیار اسف بار برای جامعه ی مسلمین است.
کاش هر یک از ما تلاش می کرد فرصتی را برای خواندن این کتاب ارزشمند به دست آورده و اندکی از معارف آن بهره گیرد. روزهای تعطیل، به ویژهتعطیلات عید نوروز، می تواند فرصت مناسبی برای نیل به این هدف باشد. بی شک در این فرصت چند روزه زمان هایی خالی برای خواندن این کتاب مقدس به دست می آید. لازم نیست این زمان طولانی باشد و بخشی طولانی خوانده شود، خواندن حتی یک آیه و تدبر در آن بسیار ارزشمند خواهد بود.

در اوقات عید می توان زمانی را اختصاص داد و با افراد خانواده کنار هم نشسته آیاتی از قرآن را خوانده، معنی کرده و با در نظر گرفتن مطالب یک کتاب تفسیری، که مورد تأیید باشد، در مورد آیه و مضامین آن با یکدیگر بحث نماییم

در حدیثی از امام صادق علیه السلام درباره اصحاب پیغمبر (صلی الله علیه و آله) آمده است كه یكى از ایشان در مدت یك ماه یا كمتر یك بار خواندن قرآن را به پایان مى ‏رسانید. ایشان خطاب به وی فرمودند: "قرآن نباید به شتاب خوانده شود، بلكه لازم است به آهستگى و با توجه خوانده شود، و چون به آیه‏اى برسى كه از بهشت در آن سخن رفته، در آنجا توقف كن و از خداى تعالى خواستار بهشت شو، و چون به آیه‏اى برسى كه در آن از آتش یاد شده، توقّف كن و از آتش به خدا پناه بر". (صافی، ج 1، ص 44)
در اوقات عید می توان زمانی را اختصاص داد و با افراد خانواده کنار هم نشسته آیاتی از قرآن را خوانده، معنی کرده و با در نظر گرفتن مطالب یک کتاب تفسیری، که مورد تأیید باشد، در مورد آیه و مضامین آن با یکدیگر بحث نماییم.

با این روش علاوه بر آنکه فرصتی برای با هم بودن و با هم صحبت کردن به دست آورده ایم ـ امری که در خانواده های امروزی بسیار کم رنگ شده است ـ ، فرزندان خویش و سایر افراد خانواده را نیز با قرآن و مضامین آن آشنا می سازیم و فرصتی مغتنم برای رشد و تعالی خود و خانواده هایمان ایجاد کرده ایم.
تعطیلات عید می تواند فرصتی برای شروع این روند در زندگی ما باشد. زمانی برای آشتی با قرآن. اگر این عید را بتوانیم با این روش به پیش بریم سایر ایام سال نیز موفق به انجام آن خواهیم شد. نه هر روز سال، بلکه یک یا دو روز در هفته که تمام افراد خانواده فرصت دارند.
برای جذابیت بخشیدن به این امر برای کودکان می توان از داستان های قرآن آغاز نمود. داستان های حضرت سلیمان(علیه السلام)، قصص پیرامون حضرت موسی(علیه السلام)، ماجراهایی که دربارۀ زندگی حضرت مریم(علیهاالسلام) و فرزندشان حضرت عیسی(علیه السلام) و ... که در قرآن بیان شده سراسر پر نکته بوده و نکات ترتیبی فراوانی را در خود جای داده است و در عین حال برای تمامی گروه های سنی جذابیت های ویژۀ خود را خواهد داشت.

در کتاب آیات قرآن می توان از کتب داستانی مورد اعتماد و فیلم های ساخته شده دربارۀ زندگی این بزرگان نیز بهره گرفت و دیدی نقادانه به آن ها نگاه کرد.

امام صادق(علیه السلام) مى‏گوید: "بر شما باد توجه به قرآن: آنچه را در آن بیابید كه سبب نجات كسى پیش از شما بوده، بپذیرید، و از آنچه سبب هلاك كسان پیش از شما شده دورى گزینید"

راه های فراوانی برای تدبر در قرآن وجود دارد. فقط باید خواست و تلاش نمود. در آن صورت خواهیم دید که خداوند بزرگ خود در این مسیر یاری رسانمان خواهد بود. ان شاءالله.


نتیجه

تدبر در قرآن بهترین وسیله برای رسیدن به کمالات روحی و تربیت نفس است. در قرآن و روایات تأکیدات فراوانی بر این موضوع شده و از مسلمین خواسته اند تأمل در آیات قرآن را در برنامه زندگی خود قرار دهند.

متأسفانه مشکلات جوامع امروزی، که دامنگیر جامعۀ اسلامی نیز شده است، سبب گردیده مسلمانان از قرآن دور بمانند و همین امر مشکلات فراوانی را برایشان به همراه داشته است.

خواندن و تدبر در قرآن زمانی دراز نیاز ندارد بلکه همتی بلند می طلبد که با همراهی اعضای خانواده می تواند میسر گردد.

تعطیلات عید، که افراد بیش از پیش در کنار یکدیگر هستند می تواند فرصتی مغتنم برای رسیدن به این امر باشد.




نوع مطلب : قران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پربازدیدترین مطالب
Instagram