تبلیغات
...::مهــــدویت::... - مطالب بهمن 1394
 
...::مهــــدویت::...
سلام.بعد از این به این وبلاگ نیز سری بزنید.پایگاه مهدویت به آدرس :www.mahdavibase.mihanblog.com
درباره وبلاگ


هدف این وبلاگ تنها افزایش اطلاعات مذهبی شماست.اگر با تبادل لینک یا تبادل بنر موافقید ما رو با نام مهدویت لینک کنید بعد به ما خبر بدید تا شما رو لینک کنیم.در ضمن نظر یادتون نره.

مدیر وبلاگ : محمد كیانی تکاب
نظرسنجی
از مطالب این وبلاگ چقدر راضی هستید؟






برچسبها

در آیات و روایات یک سلسله عوامل به عنوان افزایش روزی شمرده شده است که اگر کسی آن ها را انجام دهد، روزی او افزایش می یابد. از سوی دیگر یک سلسله عوامل نیز هستند که به عنوان اسباب کاهش رزق به شمار آمده اند.

فرآوری: زهرا اجلال - بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
گندم


از ناملایمات زندگی آدمی، پدیده فقر و نیاز مالی است كه روح بشر را آزار می دهد و گاه به خاطر عدم مهارت انسان ها در مقابله با این پدیده، فقر آنها را از مسیر فطریشان كه رسیدن به سعادت و رستگاری است باز می دارد و به سوی خطرات مهلكی سوق می دهد.
در روایتی به خطرات فقر تصریح شده است.
پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) فرمود: «كادَ الفَقْرُ انْ یكونَ كُفراً» (ری شهری،/ 448)
«نزدیك است كه فقر به كفر انجامد.»
از این جهت كه پدیده فقر مالی، آزار دهنده روح آدمی و زمینه ساز سقوط او از مسیر فطری است، پیامبر اسلام از كفر و فقر مالی به خدا پناه می برد و می گوید: «اللّهمَّ إِنّی اَعُوذُ بِكَ من الكُفْرِ و الْفَقْرِ. فقالَ رَجُلٌ: أیَعدِلان؟ قال: نَعَمْ.» (همان)
«بارخدایا، من از كفر و فقر به تو پناه می برم. مردی عرض كرد: آیا این دو با هم برابرند؟ فرمود: آری.»
در آیات و روایات یک سلسله عوامل به عنوان افزایش روزی شمرده شده است که اگر کسی آن ها را انجام دهد، روزی او افزایش می یابد، از سوی دیگر یک سلسله عوامل نیز هستند که به عنوان اسباب کاهش رزق به شمار می آمده اند.
آنچه باید بدان توجه داشت این است که این عوامل افزایش روزی علت تامه برای وسعت رزق نیستند، بلکه مقتضی هستند، یعنی خود به خود و به تنهایی موجب افزایش روزی نمی شوند، بلکه باید علاوه بر انجام دادن مقتضی و فراهم شدن شرایط لازم، از مرتکب شدن اسباب کاهش رزق بر حذر بود تا بعد از وجود مقتضی و فقدان مانع، افزایش روزی بر آن عمل مترتب شود، چه بسا شخصی عوامل افزایش روزی را به جا می آورد، ولی از سویی دیگر از اسباب کاهش رزق خود را برحذر نمی دارد، طبیعی است که این فرد به نتیجه نخواهد رسید.

تقوا؛ معتبرترین راه برای پولدار شدن

خداوند تعالى در قرآن كریم فرموده است:

انسان با اعتقاد و با تقوا نگران روزی و معیشت خود نیست، چون خداوند متعال راه هایی را فرا روی او قرار می دهد تا مشکلاتش را برطرف سازد و وقتی در تنگنا و بن بست قرار گرفت خداوند راه نجاتی برایش قرار می دهد و روزی اش را از راهی که گمان نمی برد می رساند

«وَلَوْ انَّ اهْلَ الْقُرى امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالارْضِ وَلكِنْ كَذَّبُوا فَاخَذْناهُمْ بِما كانُوا یَكْسِبُونَ» (سوره اعراف: آیه 96)
اگر اهالى شهرها و قریه ها همگى با هم ایمان آورند و تقوا داشته باشند درهاى رحمت و بركت را از آسمان و زمین به رویشان مى گشاییم. امّا آنان حقایق را تكذیب كردند، ما نیز آن ها را به كیفر اعمالشان مجازات كردیم.
و نیز فرموده است: «...وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا وَ یَرْزُقُهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ...» (سوره طلاق: آیات 2 3 )
انسان با اعتقاد و با تقوا نگران روزی و معیشت خود نیست، چون خداوند متعال راه هایی را فرا روی او قرار می دهد تا مشکلاتش را برطرف سازد و وقتی در تنگنا و بن بست قرار گرفت خداوند راه نجاتی برایش قرار می دهد و روزی اش را از راهی که گمان نمی برد می رساند.

شکرگزار باشیم

شکر و سپاس در هر شکلی از قلب تا زبان تا عمل و رفتار، کار پسندیده ای است. البته شکر واقعی نسبت به نعمت های الهی، استفاده درست از آن نعمت ها برای دست یابی به کمال است.
به این معنا که اگر نعمت الهی چون نعمت وجود، عافیت، سلامتی، پول و ثروت، قدرت و جوانی و شادابی و مانند آنها را به درستی به کار بریم و برای ارتقای خود و دیگران و تقرب به خدا مصرف کنیم، این همان شکر واقعی نعمت است که در برابر آن کفران نعمت است.
یکی از اثراتی که این شکر گزار بودن دارد این است که رزق و روزی انسان افزایش پیدا می کند... چنانچه می فرمایند: (لَئِن شَكَرْتُمْ لأزِیدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِید) (ابراهیم /7)
«اگر شكرگزاری كنید (نعمت خود را) شما خواهم افزود، و اگر ناسپاسی كنید، مجازاتم شدید است.»

از صدقه دادن و انفاق کوتاهی نکنیم

مطابق آیات كریمه كسی كه انفاق می كند عوضش را از خدا دریافت می كند و بلكه فزونتر از آنچه كه در راه خدا داده است پس می گیرد. (وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِین) (سبأ /39)
«و هر چیزی را (در راه خدا) انفاق كنید، عوض آن را می دهد، و او بهترین روزی دهندگان است.»
و همچنین فرمود: (وَاللَّهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم) (بقره/268)
«خداوند وعده آمرزش و فزونی به شما می دهد و خداوند با قدرت وسیعش، به هر چیز داناست.»
در تفسیر مجمع البیان از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است كه هنگام انفاق دو چیز از طرف خداست و دو چیز از ناحیه شیطان است. آنچه از جانب خداست، یكی آمرزش گناهان و دیگری وسعت و فزونی اموال است. و آنچه از طرف شیطان است یكی وعده فقر و تهیدستی و دیگر امر به فحشاء است.»

اسراف را کنار بگذاریم

اسراف مفهوم گسترده دارد. از سوزاندن غذا در آشپزخانه برای یک خانم خانه گرفته تا ریخت و پاش هایی که یک مدیر عامل برای شهرت بیشتر انجام می دهد که قرآن كریم از آن نهی فرموده است؛ (كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِین) (اعراف /31)
«(از نعمت های الهی) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نكنید كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.»
در روایات به این مهم اشاره شده است:
قال الصادق (علیه السلام): «إِنَّ السَّرَفَ یُورِثُ الْفَقْرَ و إِنَّ الْقَصْدَ یُورِثُ الغِنی». (احسان بخش، 8/441)
«به درستی كه اسراف و زیاده روی موجب تنگدستی و اقتصاد و میانه روی باعث ثروت و بی نیازی است.»
و در جایی دیگر فرمودند: «إِنَّ مع الاسراف قِلَّةُ الْبَرَكة». (همان) «همانا بی بركتی همراه زیاده روی است.»

با اهل خانه همدل باشیم

امام کاظم علیه السلام در نصیحتی به هشام بن حکم در مورد اثرات مادّی رفق و نیکی و خوش اخلاقی فرمودند: «عَلَیْکَ بِالرِّفْقِ فَاِنَّ الرِّفْقَ یُمْنٌ وَالْخُرْقَ شُوْمٌ اِنَّ الرِّفْقَ وَالْبِرَّ وَحُسْنَ الْخُلْقِ یَعْمُرُ الدِّیارَ وَیَزِیدُ فِی الرِّزْقِ؛ بر تو باد که [با دیگران] با رفق و ملایمت رفتار کنی؛ چرا که رفق مبارک [و با برکت] و تندخویی شوم و ناپسند است. رفق، نیکی و خوش اخلاقی با دیگران، شهرها را آباد و رزقها را افزون می کند


امام صادق علیه السلام در این زمینه فرموده اند: «به هر خانواده ای که سهم آنان از رفق [و همدلی] هدیه شده باشد [و با یکدیگر با مدارا و ملایمت رفتار کنند]، خداوند حتما رزق آنان را افزایش خواهد داد. در تقدیر معیشت [همدلی و] مدارا بهتر از ثروت زیاد است. با رفق [در زندگی] هیچ کمبودی وجود ندارد و با ولخرجی، هیچ چیزی باقی نمی ماند. خداوند عزیز و با جلال اهل رفق [و مدارا] است و رفق را دوست دارد.»

صله رحم را دست کم نگیریم

ارتباط با بستگان و مشارکت در غم و شادی آنان و مطّلع شدن از احوال و روزگارشان، ثمرات و برکات مادّی و معنوی فراوانی در پی دارد که از جمله برکات مادّی آن، افزایش رزق و روزی است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ارتباط با خویشاوندان باعث نیکی اخلاق، مبارک شدن دست، پاکیزگی روح، افزایش رزق و تأخیر در مرگ آدمی می شود.»
امام باقر علیه السلام نیز برکات ارتباط با خویشان و بستگان را پاکیزه شدن اعمال، دفع بلا، ازدیاد ثروت، طول عمر، وسعت رزق و محبوبیت در بین خانواده معرفی کردند. ایشان می فرمایند: « صله رحم اعمال را پاکیزه می گرداند، بلا را دفع می کند، اموال را افزایش می دهد، عمر انسان را طولانی می کند، رزق او را توسعه می بخشد، و [او را] در خانواده اش محبوب می گرداند؛ پس انسان باید تقوای الهی پیشه کرده و صلح رحم کند.»

خوش رفتاری و مدارا با مردم، روزی آور است

امام کاظم علیه السلام در نصیحتی به هشام بن حکم در مورد اثرات مادّی رفق و نیکی و خوش اخلاقی فرمودند: «عَلَیْکَ بِالرِّفْقِ فَاِنَّ الرِّفْقَ یُمْنٌ وَالْخُرْقَ شُوْمٌ اِنَّ الرِّفْقَ وَالْبِرَّ وَحُسْنَ الْخُلْقِ یَعْمُرُ الدِّیارَ وَیَزِیدُ فِی الرِّزْقِ؛ بر تو باد که [با دیگران] با رفق و ملایمت رفتار کنی؛ چرا که رفق مبارک [و با برکت] و تندخویی شوم و ناپسند است. رفق، نیکی و خوش اخلاقی با دیگران، شهرها را آباد و رزقها را افزون می کند.» (صحیفه امام کاظم؛ جواد قیومی اصفهانی)



نوع مطلب : اخلاق و عرفان، اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

از انقلاب اسلامی ایران تا انقلاب مهدوی آخرالزمان (3)

هر بار که با فتنه ای جدید، دنیا منتظر شنیدن صدای فروپاشی بنای جمهوری اسلامی ایران شد، محکمتر شدن پایه های آن و رساتر شدن صدایش و در نوردیدن مرزها و فتح سنگرهای بیشتر نشان داد که «صاحب این مملکت، امام زمان سلام الله علیه است.»

سمیه علیمردانی - بخش مهدویت  تبیان
از «روح الله» تا «حجة الله»

پیش از این، از منجی خلق و موعود امم گفتیم؛ از قائم آل محمد صلی الله علیه و آله  که شکستن شیشه عمر فساد و ستم را با یدِ بیضای او وعده داده اند؛ و از تأخیر او، حال آن که عصایش مهیّاست برای بلعیدن مارهای دروغین ساحران همه تاریخ؛ که ظهور و تحقق آن امر عظیم جهانی، جهانی لبیک گو می خواهد .... در این میان، روح خدا چنان لبیک گفت که حجتی شد برای لبیک جهانیان تا آنجا که اهل بَصَر و صبر، پیش از عصا افکندن موسای زمان «گفتند ایمان آوردیم به پروردگار جهانیان؛ پروردگار موسی و هارون» (1)

هر بار که با فتنه ای جدید، دنیا منتظر شنیدن صدای فروپاشی بنای جمهوری اسلامی ایران شد، محکمتر شدن پایه های آن و رساتر شدن صدایش و در نوردیدن مرزها و فتح سنگرهای بیشتر نشان داد که «صاحب این مملکت، امام زمان سلام الله علیه است.»(٢)

با جلوه عنایات و دست یاری غیب بر سر این انقلاب، جهانیان دسته دسته و قدم به قدم، به سوی بیداری و آمادگی برای آن امر عظیم، حرکت کردند و خواب از چشمان خفتگان ربوده و نگاه ها به همان افقی دوخته شد که روح خدا نشان می داد.
این انقلاب، به جهانیان ثابت کرد که ایران شیعه خانه اهل بیت علیهم السلام است. مى شكند، خم مى شود، خطر هست، ولى آنها نمى گذارند سقوط كند، آنها نگهش مى دارند.(٣)
وقتی که در 26 دی 1357 شاه مورد حمایت مستکبران، همچون سارقی نگران از ایران فرار کرد؛
وقتی در 12 بهمن 1357، امام مستضعفان، پس از پانزده سال تبعید در میان سیل خروشان امت، به ایران بازگشت؛
وقتی در 22 بهمن 1357 تخت رژیم سفاک پهلوی، واژگون شد و طومار 2500 ساله سلطنت، در هم پیچید و به موزه های عبرت تاریخ سپرده شد؛

ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان، بیش از پیش می بینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالی را نزدیک و نزدیکتر می نماید. گویی جهان، مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان.

وقتی در 12 فروردین 1358، 98/2 % مردم ایران به نظام مقدس جمهوری اسلامی، رأی آری دادند؛
وقتی در 13 آبان 1358 لانه جاسوسی شیطان بزرگ، به دست دانشجویان پیرو خط امام، تسخیر شد و عوامل شیطان، دست بسته و چشم بسته اسیر شدند و شاخ شیطان بزرگ شکست؛
وقتی در 5 اردیبهشت 1359 شن های بیابان، مأموران خدا شدند،(٤) تا بالگرد های شیطان بزرگ را که در صدد توطئه علیه این انقلاب الهی بود، ساقط و نظامیانش را تبدیل به زغال کنند؛
وقتی مستکبرین جهان که در 31 شهریور 1359 دیوانه ای به نام صدام را تا بن دندان مسلح کردند و علیه این مستضعفین دست خالی، جنگ جهانی سوم را به راه انداختند و با 8 سال مقاومت حسینی، روبرو شدند و مزدورانشان بدون غصب حتی یک میلی متر از خاک ایران، ذلیلانه بیرون رانده شدند؛ همان ایرانی که 7 سال پیش از انقلاب، در 23 مرداد 1350، استان چهاردهمش؛ یعنی بحرین، را برای خوش آمد روباه پیر، بی سر و صدا و به آسانی از مادرش ایران جدا و دو دستی تقدیم کرد؛
وقتی مشیت الهی، اقدام ناجوانمردانه ترور 6 تیر 1360 آیة الله خامنه ای مد ظله العالی را خنثی کرد و ایشان را برای آغاز مأموریت 8 سال آینده انقلاب ذخیره نمود؛
وقتی مزدوران خشک مغز، مردم مسلمان و مغزهای متفکرشان را در حوزه و دانشگاه و خیابان و خانه به رگبار بستند و این گونه پاسخ شنیدند که «با ریختن خون عزیز ما، تأیید شد انقلاب ما، این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا می کند. بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود. ما از مرگ نمی ترسیم و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهی شب، متفکران ما را می کشید.»؛(٥)
وقتی در 14 خرداد 1368 با انتخاب خبرگان رهبری، امام خامنه ای مد ظله العالی، خَلَف صالح امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، بدون حتی یک قدم عقب نشینی، چون کوهی استوار، عَلَم انقلاب را به دست گرفت و ترجمان «و الله إن قطعتموا یمینی، إنی أحامی ابداً عن دینی» شد و امید دشمنان را ناامید کرد؛

وقتی نقشه کودتای کور 18 تیر 1359 (نوژه) سازمان نقاب، در همان صبح روز اجرای آن، افشا و نقش بر آب شد؛
وقتی استکبار جهانی، در 18 تیر 1378، کوی دانشگاه تهران را به خیال کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی به آشوب کشید و با حضور انقلابیون در 23 تیر، تیر فتنه اش به سنگ خورد؛
وقتی شیطان بزرگ و روباه پیر و رژیم غاصب کودک کش صهیونیستی پس از آنکه برای طراحی یک کودتای جدید و حساب شده تر دست به دست هم دادند و پس از ده سال وقت، صرف کردن، در انتخابات 22 خرداد 1388 فرمان اجرای کودتا را با رمز «تقلب» صادر کردند و تمام قوای شیطانی و ستون پنجم خود را به کار بستند و در رسیدن به هدف پلیدشان از هیچ جنایتی فرو گذار نکردند؛ دیدند که با استغاثه آن مقتدر مظلوم، در نماز جمعه 29 خرداد 1388 که:

با جلوه عنایات و دست یاری غیب بر سر این انقلاب، جهانیان دسته دسته و قدم به قدم، به سوی بیداری و آمادگی برای آن امر عظیم، حرکت کردند و خواب از چشمان خفتگان ربوده و نگاه ها به همان افقی دوخته شد که روح خدا نشان می داد.

«اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بكنیم انجام می دهیم؛ آنچه باید گفت هم، گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبرویی هم دارم كه این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را من كف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما تویی؛ صاحب این كشور تویی؛ صاحب این انقلاب تویی؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه، ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما.»(6)،

دست حمایتگر صاحب انقلاب، از پرده برون شد و جولان هشت ماهه شیاطین، به غربال گری نظام و خروج ناخالصی های آن انجامید و لحظه شماری کدخدای خودخوانده برای پهلوگرفتن و بازگشایی لانه جاسوسیش؛ به جمع کردن تکه های خرد شده کِشتی فتنه در طوفان غیرت 9 دی انقلابیون حسینی، تبدیل شد و نسخه ای که در کودتای (انقلاب نارنجی) اوکراین  و امثال آن، به آسانی جواب داد؛ در ایران، مچاله شد و به زباله دان تاریخ افتاد. و...
بر صاحبان بصیرت، آشکار شد که «اینجا قوای رحمانی در کار بود. با خدای تبارک و تعالی هیچ کس نمی تواند ستیزه کند. اینجا دست غیبیِ الهی بود و تا این دست هست و تا عنایت الهی هست شما پیروزید.»(7)
همه اینها وسیله ای شد که «ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان، بیش از پیش می بینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالی را نزدیک و نزدیکتر می نماید. گویی جهان، مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان.»(٨)
ادامه دارد...
 



پی نوشت ها:

1) قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِینَ. رَبِّ مُوسَىٰ وَهَارُونَ؛ سوره اعراف/آیات 121و122.
2) صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رضوان الله علیه، 1378، ج 15، ص 193
3) ر.ک: مسعود پور سید آقایی، میر مهر جلوه های محبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، نشر حضور، 138، ص 25
4) ر.ک: صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رضوان الله علیه، 1378، ج 12، ص 380
5) همان، ج 7، ص 183
6) خطبه های نماز جمعه تهران امام خامنه ای مد ظله العالی، 29/3/1388
7) صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رضوان الله علیه، 1378، ج 7، ص 55
8) همان، ج 17، ص 480 و 481



نوع مطلب : رهبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پربازدیدترین مطالب
Instagram