تبلیغات
...::مهــــدویت::... - مطالب اردیبهشت 1394
 
...::مهــــدویت::...
سلام.بعد از این به این وبلاگ نیز سری بزنید.پایگاه مهدویت به آدرس :www.mahdavibase.mihanblog.com
درباره وبلاگ


هدف این وبلاگ تنها افزایش اطلاعات مذهبی شماست.اگر با تبادل لینک یا تبادل بنر موافقید ما رو با نام مهدویت لینک کنید بعد به ما خبر بدید تا شما رو لینک کنیم.در ضمن نظر یادتون نره.

مدیر وبلاگ : محمد كیانی تکاب
نظرسنجی
از مطالب این وبلاگ چقدر راضی هستید؟






برچسبها

تنها درخواست پیامبر مهربانی ها از مردم!

حضرت محمد

درباره اجر رسالت، دو موضوع را باید از هم جدا کرد: یکی اجر خواهی از خداوند و دیگری اجرخواهی از امت.

اجر خواهی رسالت از خداوند

یكی از آن دو موضوع، بحث اجر الهی است كه وجود مبارك پیغمبر صلی الله و علیه و آله، چون به مانند دیگران بنده خداست و نیازمند همیشگی به فیض الهی است؛ پس بی تردید از او اجر می‌ خواهد و آن را طلب می کند. [1]

برخی اجرشان نجات از آتش جهنم است؛ برخی اجرشان ورود به بهشت است و برخی هم اجرشان لقای الهی است؛ هر کدام که باشد بالأخره موجودِ ممكن، اجر می طلبد.

برای همین است که امیرمۆمنان علیه السلام در تقسیم عبادت آن را گونه ای تقسیم می کند که هیچ عابدی بی اجر و پاداش نماند.

بر اساس تقسیم بندی آن حضرت، هر عابدی از عبادت خود هدفی دارد و اجر خاصی را طلب می کند که آن یا رهایی از آتش است (رَهْبَةً) و یا ورود به بهشت (رَغْبَةً) و یا برای بار یافتن به مقام لقای الهی است (شُكْراً) [2] که آن هم درجاتی دارد.

بنابراین رسول خدا صلی الله و علیه و آله از آن جهت که بنده خداست و او را عبادت می کند و تبلیغ دین نیز خود، عبادتی والاست، از خداوند طلب اجر می کند؛ اجری هم که متناسب با مقام والای آن حضرت تصور می شود، نوع سوم عبادت و اجر؛ یعنی عبادت برای لقای الهی خواهد بود.

 

اجرخواهی آن حضرت از امت

درباره اجرخواهی آن حضرت از امت، آیات متعددی در قرآن کریم وجود دارد که می توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد:

 

آیات گروه اول

آیاتی هستند که در آنها سخن از اجر نخواستن از مردم در مقابل تبلیغ وحی و اداء رسالت [3] است؛ مانند آیه 90 سوره انعام (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً: بگو در برابر رسالتم پاداشى از شما نمى‏خواهم).

 

آیات گروه دوم

آیاتی که نشان می دهد آن حضرت از مردم چیزی طلب می کند که آن یا مودت در قُرباست:

قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى(شوری/23): بگو درباره رسالت خویش از شما مزدى نمى‏ خواهم جز آن كه نسبت به نزدیكانم مودّت داشته باشید.

و یا در پیش گرفتن راه خداست:

قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا (فرقان/57): بگو از شما پاداشى نخواهم جز آنكه راه خداى خویش را پیش گیرید.

رسول خدا صلی الله و علیه وآله از آن جهت که بنده خداست و او را عبادت می کند و تبلیغ دین نیز خود، عبادتی والاست، از خداوند طلب اجر می کند؛ اجری هم که متناسب با مقام والای آن حضرت تصور می شود، نوع سوم عبادت و اجر؛ یعنی عبادت برای لقای الهی خواهد بود

یعنی همان خدایی که فرمود پیامبر صلی الله و علیه و آله در برابر تبلیغ وحی الهی اجری از امت نمی خواهد؛ همان خدا بر اساس این آیات دو نوع اجر؛ برای آن حضرت مقرر می فرماید: یکی مودت نسبت به نزدیکان و دیگری اهل سیر و سلوک الهی بودن.  

 

آیات گروه سوم

در این گروه، آیاتی قرار می گیرند که در واقع تفسیر کننده آیات پیشین و برطرف کننده تعارض ظاهری بین آنها هستند.

در آیه 47 سوره سبأ می فرماید:

قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ: بگو اجر رسالتی که من از شما درخواست می كنم، چیزی است که به نفع و سود شما است و نه من. اجری که به سود من باشد تنها و تنها پاداشی است که خدا به من خواهد داد.

این درست مانند آن است که پزشکی زِبَر دست به بیماران خود بگوید: من در قبال کاری که برای شما انجام می دهم، معاینه ای که می کنم، نسخه ای كه می نویسم هیچ چیزی از شما نمی خواهم شما فقط به راهنمایی این آقا كه نسخه را برای شما شرح می‌دهد گوش داده و در انجام و رعایت آن کوشا باشید. من اجرم را از خدا می گیرم و فقط خواهان سلامتی شما هستم.

واضح است خدمتی که این پزشک دلسوز ارائه می دهد، خدمتی رایگان است و آن چیزی را هم که درخواست کرده است با اینکه درخواست اوست؛ ولی تمام سود آن برای کسی است که حرف او گوش دهد.

وحی الهی همان نسخه ای است كه دومی ندارد:

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُوْمِنِینَ (اسراء/82): و قرآن را فروفرستیم كه براى مۆمنان، بهبود و بخشایش است.

با این توضیح که بخشی از دستورات این نسخه خیلی شفاف و روشن است (قُرْآنٌ مُبینٌ) [4]؛ اما قسمت مهمّش توضیح دهنده و تبیین کننده می خواهد که فرمود:

بِالْبَیِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ (نحل/44): و قرآن را بر تو فرود آوردیم تا آن را براى مردم شرح و تبیین نمایی.

و چون قرآن کتابی است که آموزه های آن و نیز بهره بردن از آن محدود به زمان حیات رسول الله صلی الله و علیه و آله نمی شود می بایست کسانی باشند تا بعد از او، این رسالت مهم را بر عهده گرفته و به شرح و تبیین آیات الهی برای مردم قیام کنند.

امیرمۆمنان علیه السلام فرمود: اى مردم، به خدا قسم شما را به طاعتى ترغیب نمى ‏نمایم جز اینكه خود به عمل به آن از شما پیشى مى ‏گیرم و از گناهى باز نمى ‏دارم مگر اینكه قبل از شما از آن باز مى ‏ایستم‏

این انسان های ویژه همان اهل بیت وحی علیهم السلام هستند که با آیات غدیر و تطهیر و نیز روایات ثقلین و مانند آن به امت اسلامی شناسانده شدند.  

پس اگر صحبت از مودت قُرباست در اصل، آدرس دهی به ایشان برای بهره بردن است؛ بهره ای که سود آن تمام و کمال از آن کسی است که به ایشان مراجعه کرده، سخن آنها را شنیده و به کار بسته است. چرا که اینها شارح قرآن، مفسّر و مبیّن آن و راهنمای مردم به سوی قرب الهی اند.

ایشان کسانی اند که خودشان عمل می كنند دیگران را هم به دنبال خودشان می برند تا سرچشمه نور و کمال.

امیرمۆمنان علیه السلام فرمود:

اى مردم، به خدا قسم شما را به طاعتى ترغیب نمى ‏نمایم جز اینكه خود، به عمل به آن از شما پیشى مى ‏گیرم و از گناهى باز نمى ‏دارم مگر اینكه قبل از شما از آن باز مى ‏ایستم‏.[5]

 

عدم تناقض «امر به خمس» با نخواستن اجر از مردم  

قرآن کریم، خمس را مال الله می داند. قرآن در عین حال كه اصل مالكیّت افراد بر اموالشان را محترم شده و فرموده است: لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ(نساء/32): بشر هر چه كسب كرد برای خودش است، اما این رابطه مالی در نسبت افراد به یکدیگر است؛ یعنی در رابطه اجتماعی هر كس هر چه را که از راه حلال به دست آورد مال و ملک اوست؛ اما نسبت به خدا چنین مالکیتی معنا ندارد همه چیز مال خدا و در ملکیت اوست حتی خود انسان. و اگر مال و ملکیتی را برای انسان امضاء کرد نه از باب واگذاری؛ بلکه به شکل نمایندگی است که فرمود:

وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاكُمْ (نور/33): و چیزى از مال خدا را كه به شما عطا كرده است به آنان بدهید.

وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِینَ فِیهِ (حدید/7): و از اموالى كه خدا شما را در آن جانشین خود قرار داده انفاق كنید.

بنابراین در وجوه شرعیه ای كه به پیغمبر(صلی الله و علیه و آله) بر می گردد: انفال كه مال كسی نبود تا به عنوان اجر، حضرت آن را از مردم بگیرد.

مسئله خمس و امثال خمس از ابتدا مال کسی نبود هر چند با درآمد روزانه و ماهانه افراد آمیخته بود ولی از همان ابتدا مال الله بود و هست و افراد با جدا کردن و پرداخت آن در سر رسید سال خمسی در حقیقت مال الله را به خودش برمی گردانند و این هیچ ربطی به اجر رسالت و مانند آن ندارد.

 

پی نوشت ها:

[1] به اصطلاح علمی: موجود ممكن، فقیربالذّات است و فقیر بالذّات نیازمند به اجر الهی است.

[2] إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَار. نهج البلاغه، حکمت 237.

[3] مجمع البیان 4/514

[4] یس/69

[5] نهج البلاغه ، خطبه 175



نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

در اوایل انقلاب قرض ‌الحسنه‌ها خیلی زیاد بود امّا بعضی رفتند، پول‌هایشان را از قرض ‌الحسنه‌ها برداشتند و در بانک‌ها گذاشتند، آیت‌الله بهجت فرمود: از این به بعد فقر در جامعه زیاد می‌ شود.


روش سلوکی و تربیتی آیت الله بهجت(ره)

پیش بینی آیت ‌الله بهجت از زیاد شدن فقر در جامعه!

قرض در لغت به معنای قطع کردن با دندان می باشد، بنابراین قرض نوعی از قطع کردن و جدا کردن است.

زمانی گفته می شود فردی به فرد دیگر قرض داده است یعنی مالی را که او می طلبد از خود جدا نموده و به او عطا کند. (طبرسی، ابی علی الفضل بن الحسین، مجمع البیان، ج 2، ص 606)

در اصطلاح فقهی، قرض آن است که کسی مال خود را به دیگری تملیک کند، البته بدین صورت که قرض گیرنده نسبت به ادای خود آن مال یا مثل آن و یا قیمت آن ضامن شود و تعهد نماید. (امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 652)

قرض‌ الحسنه تركیبی از قرض و صفت حسن است كه در مقابل قرض ربوی قرار دارد و مالی است كه بدون دریافت هیچ اضافه و سودی به طرف دیگر واگذار می ‌شود كه دیگری از آن استفاده كند و در وقت مشخص آن را برگرداند.

آیاتی که در آنها عنوان «قرض حسن» مشاهده می شوند، عبارتند از: بقره / 245، مائده/ 12، حدید/ 11 و 18، تغابن/ 17، مزمل/ 20، اما اینکه بتوان از طریق این آیات مطلوبیت قرض الحسنه را ثابت نمود مورد بحث است.
با توجه به روایتی که معصوم علیه السلام از وام دادن به مومن تعبیر به «قرض حسن» می کند، ممکن است نتیجه گرفت که آیات مزبور ناظر بر «قرض الحسنه» نیز می باشند.

اما با توجه به آنچه که از روایات به دست می آید می توان گفت که قرض دادن به مومن امری مشروع و پسندیده است. البته ظاهر بعضی روایات که در مورد قرض گرفتن وجود دارد، دال بر این است که «قرض گرفتن» امر پسندیده ای نیست.

 

انگیزه قرض دادن هایمان چیست؟

از آنجا که قرض دهنده برای مدتی از تصرف مال خود چشم پوشی می کند و در مقابل هم توقع دریافت هیچ گونه سودی ندارد، لذا اولین سوالی که در ذهن می آید این است که انگیزه این رفتار اقتصادی چیست؟

با توجه به مضامین روایات اخذ هر گونه مبلغی فراتر از اصل مال، اگر چه با عناوینی همچون کارمزد، خسارت تاخیر تادیه و جبران کاهش ارزش پول باشد که از جهت حقوقی و فقهی نیز هیچ مشکلی ندارد، قرض را از قرض الحسنه دور می نماید

انگیزه های احتمالی قرض دهنده عبارتند از: 1- پاداش اخروی 2- کسب اخلاق پسندیده (دوری از بخل) (مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج 19، ص 424، ح 47) 3- تعاون و همیاری (قبانچی، حسین السیدعلی، شرح رسالة الحقوق، اسماعیلیان، ج 2، ص 270) 4- پس انداز 5- کسب جایزه.

انگیزه اول صرفا اخروی و انگیزه دوم و سوم معنوی و انگیزه چهارم و پنجم صرفا مادی است، اما در مورد قرض گیرنده همچنان که گفته شد، قرض گرفتن یک امر ناپسندی است، مگر آنکه در جهت رفع یکی از نیازهای ضروری [تکوینی همچون نیاز به مسکن یا ازدواج، تشریعی مانند حج و یا اجتماعی مانند رعایت شان فرد در جامعه] از آن استفاده شود.

با توجه به مطالب فوق دو مشخصه مهم قرض الحسنه یعنی «داشتن انگیزه معنوی یا اخروی برای قرض دهنده» و نیز «صرف آن در جهت رفع نیاز ضروری قرض گیرنده» نمایان می شود.

علاوه بر این، باید در نظر داشت که با توجه به مضامین روایات اخذ هر گونه مبلغی فراتر از اصل مال، اگر چه با عناوینی همچون کارمزد، خسارت تاخیر تادیه و جبران کاهش ارزش پول باشد که از جهت حقوقی و فقهی نیز هیچ مشکلی ندارد، قرض را از قرض الحسنه دور می نماید.

 

مصداق قرض ممنوع و ناپسند

از مصداق های قرض ممنوع و ناپسند در روایات این است که انسان برای برآوردن نیاز غیر ضروری قرض کند و قرض به گونه ای بر او غلبه کند که اطمینان داشته باشد نمی توان آن را ادا کند.

قرض الحسنه
رابطه قرض الحسنه و صدقه

در هر دو نوعی تعاون و یاری و ایثار و از خود گذشتگی مشاهده می گردد. هر دو ابزارهایی جهت رفع نیاز نیازمندان می باشند.

نیازمندان به دو قسم تقسیم می شوند، گروه اول افرادی هستند که امید به باز پرداخت در وقت معین را ندارند. گروه دوم افرادی می باشند که به دلیل برخورداری از بعض امکانات، اطمینان به باز پرداخت دارند. فرهنگ اسلامی قرض الحسنه را بهترین ابزار در مورد گروه دوم می داند. مطابق آنچه در روایات ذکر شده است قرض الحسنه در رفع فقر حقیقی و پنهان جامعه مناسب ترین ابزار است. (ابراهیمی، محمدحسین، ربا و قرض، ص 126)

 

نکته ای قابل تأمل...

در اوایل انقلاب، قرض ‌الحسنه‌ ها خیلی زیاد بود. امّا بعضی رفتند، پول‌ هایشان را از قرض ‌الحسنه ‌ها برداشتند و در بانک‌ ها برای سود دهی گذاشتند و توجیه هم کردند که از سودش بر می ‌داریم، به دیگران می ‌دهیم، از همان آن زمان بود که این کارها شروع شد و این مطالب به وجود آمد.

آیت‌الله العظمی بهجت فرمودند: از این به بعد فقر در جامعه زیاد می‌شود و همان هم شد.

 

قرض دادن، نوعی معامله کردن با خداست

در آیاتی از قرآن كریم به قرض اشاره شده است و در تمامی آیاتی كه به قرض اشاره شده، طرف قرض خداوند متعال است و در هیچ یك از آنها گفته نمی‌شود كه قرض به شخصی داده شود، بلكه همه آیات به قرض دادن به خدا اشاره دارند و دلیل این امر آن است كه قرض ‌الحسنه با كیفیتی كه گفته شد، جز با نیت الهی و برای رضای خدا صورت نمی‌گیرد، زیرا هیچ سود مادی در آن در نظر گرفته نمی ‌شود.

در آیه 111 سوره توبه به صراحت ذكر شده است كه خداوند اموال و جان‌های انسان‌ها را در مقابل بهشت معامله می‌ كند و در آیاتی كه به قرض اشاره شده است، عملاً گفته می ‌شود كسی كه قرض می ‌دهد، در حال معامله با خداست.

بر اساس آیه شریفه «مَن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِیمٌ» (حدید/۱۱)، گیرنده قرض خداست و علت آن روشن است.

در تمامی آیاتی كه به قرض اشاره شده، طرف قرض خداوند متعال است و در هیچ یك از آنها گفته نمی‌شود كه قرض به شخصی داده شود، بلكه همه آیات به قرض دادن به خدا اشاره دارند و دلیل این امر آن است كه قرض ‌الحسنه با كیفیتی كه گفته شد، جز با نیت الهی و برای رضای خدا صورت نمی‌گیرد، زیرا هیچ سود مادی در آن در نظر گرفته نمی ‌شود

در آیه دیگری از سوره حدید تقریباً همین معنا مطرح شده است: «إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِیمٌ» (حدید/۱۸).

در سوره بقره آمده است كه «مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِیرَةً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» (بقره/۲۴۵).

مورد دیگر در سوره مائده آمده است كه «وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا وَقَالَ اللّهُ إِنِّی مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَیْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِی وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَلأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ» (مائده/۱۲).

در سوره تغابن نیز قرض ‌الحسنه مورد اشاره قرار گرفته است. در این آیه آمده است كه «إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَیَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِیمٌ» (تغابن/۱۷).

در آیه دیگری آمده است كه «...وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (مزمل/۲۰).

جالب است كه در تمام این موارد، صحبت از معامله با خداست.

در آیه شریفه «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُوْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ...» (توبه/۱۱۱) به صراحت ذكر شده است كه خداوند اموال و جان‌های انسان‌ ها را در مقابل بهشت معامله می‌كند.

در آیاتی كه به قرض اشاره شده است، عملاً گفته می ‌شود كسی كه قرض می ‌دهد، در حال معامله با خداست، زیرا عملاً سودی از اشخاص نمی ‌گیرد.



نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

کلیدی ترین عنصر در سبک زندگی منتظران

امام زمان

یکی از مهمترین خصوصیات دوره غیبت امام مهدی علیه السلام وجود منکران، مدعیان، وجود تعارضهای فرهنگی، اخلاقی و تکثر انواع مکاتب و فرق ضد اخلاقی است. در روایتی پس از آنکه به نشانه ها، اوضاع و احوال آخرالزمان اشاره می شود حضرت امام صادق علیه السلام اینگونه می فرمایند: «فَکُن علی حذَرٍ الی الله النجاه و اعلم انَّالنّاسَ فی سُخط الله عزوجل ... و اجتهد ان یراک الله عزوجل فی خلاف ما هم علیه.»(1)
(در چنین زمانی) از خشم خدا بر حذر باش و از خداوند نجات بطلب و بدان که مردم مورد خشم و غضب پروردگار هستند و... تلاش کن که خداوند تو را در وضعی بر خلاف وضع آنها ببیند. 

حال سئوال این است که چه کنیم که از شر دشمنان داخلی (نفس) و خارجی در امان باشیم؟ دشمنانی که می خواهند ما را از رسیدن به کمال و سعادت بازدارند. این سئوال یکی از مهمترین سئوالهایی است که انسان عاقل از خود می پرسد: چه باید کرد که از شر دشمن در امان باشیم؟ یا اینکه در عهد با امام زمانمام باقی باشیم و از دشمنان پیروی نکنیم.

پاسخ این سئوالها را می توان با حدیث گوهرباری از امام صادق علیه السلام بیان داشت که این چنین می فرمایند:
"حکومت قائم مسلما تاسیس خواهد شد پس هر کس علاقه دارد از اصحاب و یاران قائم ما باشد باید کاملا مراقبت کند، تقوا و پرهیزکاری را شیوه خویش گرداند، خودش را به اخلاق نیکوی انسانی مزین سازد و آنگاه در انتظار فرج قائم باشد... کوشش و جدیت کنید و امیدوار فرج و توفیق باشید. ای گروهی که مورد توجه خدا هستید کامیابی و پیروی گوارایتان باد."(٢)
در حدیث، حضرت وظایف منتظران را بیان و راهکار برون رفت از گمراهی و مبارزه کردن با دشمنان را بیان می فرمایند و تاکید می کنند که حدیث و کوشش برای اعمالتان داشته باشید.

 با بررسی اجزاء مختلف حدیث می خواهیم به راهکارها و روش نجات از مشکلات فرارویمان در عصر غیبت برسیم.

مرحله اول که در حدیث اشاره به آن شده است اینکه کاملا مراقبت کنیم و تقوی الهی را پیشه خود سازیم.
ابتدا پیرامون تقوی کمی صحبت کنیم. در آیه ای از قرآن کریم می خوانیم:
«یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون.»(3)
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید و باید هر انسانی مراقب اعمالی که از پیش برای فردایش فرستاده است باشد و از خدا پروا کنید، به درستی که خدا از آنچه می کنید با خبر است.
در این آیه ی شریفه مومنان را فرمان می دهد که از خدا پروا داشته و ملتزم به اوامر و نواهی او باشند و در اعمال خود نظر کنند و ببینند چه عملی برای روز حساب پیش فرستاده اند! آیا خوب است که امید ثواب داشته باشند یا عملشان بد است که در این صورت از عقاب خدا بهراسند و توبه نمایند و نفس خویش را بهراسنند و به محاسبه و نظر در اعمال از خدا بترسند و متوجه باشند که او به آنچه می کنید آگاه است و صلاح و خلوص عمل با فساد و عدم اخلاص آن را به درستی می شناسد.

حکومت قائم مسلما تاسیس خواهد شد پس هر کس علاقه دارد از اصحاب و یاران قائم ما باشد باید کاملا مراقبت کند، تقوا و پرهیزکاری را شیوه خویش گرداند، خودش را به اخلاق نیکوی انسانی مزین سازد و آنگاه در انتظار فرج قائم باشد... کوشش و جدیت کنید و امیدوار فرج و توفیق باشید. ای گروهی که مورد توجه خدا هستید کامیابی و پیروی گوارایتان باد

پس به مومنان واجب است که اولا واجبات الهی را انجام دهند و از محرمات و نواهی پروردگار اجتناب کنند و عملشان منحصر در طاعت خدا و اجتناب از معصیت باشد و بعد از آن نظری به اعمال خود بیفکنند، چون این اعمال توشه آخرت آنهاست که از این دنیا برای خود می فرستند و مطابق آن به حسابشان رسیدگی می کنند.

پس شایسته است که انسان قبل از مرگ و لقاء الهی در روز جزاء، خود به حساب خویش رسیدگی کند و از بابت اعمال صالحش خدا را شاکر باشد و از بابت اعمال ناصالح توبه کند و استغفار نماید و در محاسبه اعمال نیز تقوی داشته باشد و عمل ریاکارانه و زشت خویش را مخلصانه و زیبا نبیند و همیشه یاد خدا باشد که «الا بذکرالله تطمئن القلوب» اتفاق خواهد افتاد و کلید و رمز تقوی الهی این است که همیشه یا خداوند تبارک و تعالی باشیم.
                        اگر سودیست در ایمان و تقوی است                           زیان اندر گناه از حق تعالی است
با توجه به نکات آیه شریفه و تاکید امام صادق علیه السلام در این مقاله تعریف کوتاهی از تقوی را بررسی و تبیین می کنیم: تقوی از کلمه "وقایة" به معنی نگهداری کردن آمده است و در عرف و لسان عرب عبارت است از حفظ نفس از مخالفت اوامر و نواهی حق و متابعت رضای حق.(4)
تقوی مرحله ای بالاتر از ایمان است : «یا ایهالذین امنوا اتقوا الله»
شهید مطهری (ره)در معنی واژه تقوی نوشته اند : این کلمه از ماده وقی است که به معنی حفظ و صیانت و نگهداری است. معنای اتقا احتفاظ است. ولی تاکنون دیده نشده که در ترجمه  فارسی این کلمه را به صورت حفظ و نگهداری ترجمه کنند. کسی مدعی نشده که معنی تقوی، ترس یا پرهیز و اجتناب است، بلکه چون دیده شده لازمه صیانتِ خود از چیزی، ترک و پرهیز است البته در بعضی موارد به معنای خوف و ترس استعمال شده است.(5)
در حدیثی از امام صادق علیه السلام این چنین می خوانیم : "تقوی یعنی انجام واجبات و ترک محرمات"؛ خلاصه و اصل تقوی را در یک جمله بیان فرمودند .
در پایان این مقاله یادآور می شویم اولین گام برای منتظران همان تقوی الهی است که در سبک زندگی آنان بایستی مشهود و محسوس باشد.

 

پی نوشت:

١) روزگارهای حدیث 1087.

2) الغیبه نعمانی.
3) آیه 18 سوره مبارکه حشر.

4) چهل حدیث امام خمینی (ره) ص 206.
5) کتاب ده گفتار ص 3.



نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

عدالت، مشخصه کلیدی دولت کریمه مهدوی 

عدالت

در لسان روایات هر جا سخن از آمدن منجی موعود به میان آمده بر عدالت و دادگری او بیش از ابعاد دیگر قیام تصریح شده است. عبارت «یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» بسیار شنیده شده و تقریبا تبدیل به یک عبارت خاص حضرت مهدی علیه السلام گردیده است.
روایاتی از قبیل:
القائم باالحق مهدی امتی الذی یملا الارض ... (١)
منا مهدی هذه الامة الذی یملا الارض... (٢)
پیامبر رحمت در روایات فوق وعده عدالت گستری حضرت را در مقیاس کل زمین مطرح و یادآوری فرموده اند. معمول قضیه چنین است که هرگاه سخن از عدالت به میان می آید ذهن ها متوجه امور کلان اجتماعی و سیاسی و فرهنگی می شود و از امور جزئی غافل می شود. دامنه و گستره عدالت به حدی وسیع است که کوچکترین و دور از ذهن ترین مسائل را نیز دربرخواهد گرفت.
در روایتی از امام صادق علیه السلام این گونه از عدالت آن حضرت یاد می شود که: اولین عدالتی که حضرت ظاهر می سازد این است که منادی آن حضرت ندا می دهد افرادی که حج مستحبی انجام می دهند حجرالاسود و محل طواف خانه خدا را در اختیار کسانی که حج بر آنها واجب است قرار دهند. (٣)
و یا در جای دیگر می فرمایند: حتما و قطعا عدالت آن حضرت در میان خانه های آنان وارد می شود. همان گونه که سرما و گرما وارد می شود. (٤)
کسی که ساکن خانه است حتما سرما و گرمای وارد شده به خانه را حس خواهد کرد. چه کودک باشد، چه جوان، چه میانسال. چه زن باشد، چه مرد. عدالتی که آن حضرت در جامعه می گستراند در عمق جان انسان ها می نشیند و آن را با تمام وجود درک می کنند.

فرد تراز انقلاب مهدوی ابتدا در بعد فردی میانه روی را پیشه خود می سازد. او لذت محور نیست تا گرایش به خواسته های نفس، او را از مسیر خارج سازد. در زندگی وی این واجبات و تکالیف دینی که از منیعی الهی نشات گرفته است، جهت حرکت را مشخص می کند و از افراط و تفریط جلوگیری می نماید
جایگاه عدالت در ثقلین

قرآن کریم هدف از بعثت تمامی انبیاء را اقامه قسط و عدل در جامعه می داند: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». (٥)
امام صادق علیه السلام می فرمایند: عدالت از شکر شیرین تر و از کره نرمتر و از مُشک خوشبوتر است. (٦)
و همچنین: عدالت از آبی که به تشنه رسد شیرین تر است.(٧) 
سلام بن مستنیر از حضرت باقر علیه السّلام در باره آیه «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» نقل می کند که فرمود: منظور از مردن زمین كفر، اهل آن است، كافر مرده است. خداوند او را به وسیله قائم -عجل اللَّه فرجه- زنده مى‏ كند در روى زمین عدالت‏ مى ‏كند زمین زنده مى‏ شود و اهل زمین نیز پس از كفر زنده می شوند.(8) اهمیت عدالت تا بدان حد است که نبود آن همطراز نبودن ایمان در مردم است.
به نظر می رسد آنچه بیش از همه در مسائل فقهی، اخلاقی و کلامی بدان پرداخته شده مساله عدالت است که این نشان دهنده اهمیت و زیربنا بودن این مقوله در متون دینی است.


امام زمان

حقیقتِ عدالت

از امام علی علیه السلام سوال شد عدل یا بخشش کدام بهتر است؟ حضرت فرمودند: عدل، عدالت هر چیزی را در جای خود می نهد، در حالی که بخشش آن را از جای خود خارج می سازد. (9)
آنچه موجب می شود قطعات و اجزاء دین که همچون تکه های پازل هستند در جای خود قرار گیرند همان رفتار به عدالت و میانه روی است. به عنوان نمونه هرگاه سرمایه خدادی در جایگاه حقیقی خود مصرف شود دیگر نه نیازمندی خواهد بود که محتاج نان شب باشد نه افراد توانگری که به اصطلاح پول پارو نمایند. همه به یک نسبت از موهبت های الهی برخوردارند. عدالتی که هر کس را توان تحمل آن نخواهد بود مگر آنان که خود را به این فضیلت آراسته باشند.
علامه طبابایی در معنای عدالت می فرمایند: عدالت در لغت به معنای اعتدال و میانه روی بین دو طرف افراط و تفریط است.(١٠) 
عدالت یعنی در مسیر حق و مستقیم قدم برداشتن نه آنچه امروز به اشتباه بین عامه مردم رواج یافته که به دلیل نشناختن حق طرفداران آن را متهم به افراط می نمایند. بین حق و باطل، راه رفتن اعتدال و میانه روی نیست. بلکه انطباق با حق و اصول اسلام عین عدالت است. و آنچه در عصر ظهور اتفاق می افتد همین پیاده شدن اصول محکم و خدشه ناپذیر دین است. البته آنچه از سیاق آیه 25 سوره مبارکه حدید به دست می آید این است که هدف ارسال رسل و انزال کتب این است که مردم به عدالت خو بگیرند و آن را پیشه خود سازند نه اینکه  تنها از طرف قوه حاکمه عدالت به اجبار در بین مردم اجرا شود که در این صورت جامعه ایده آل شکل نخواهد گرفت.

کسی که ساکن خانه است حتما سرما و گرمای وارد شده به خانه را حس خواهد کرد. چه کودک باشد، چه جوان، چه میانسال. چه زن باشد، چه مرد. عدالتی که آن حضرت در جامعه می گستراند در عمق جان انسان ها می نشیند و آن را با تمام وجود درک می کنند
عدالت، تراز یک فرد انقلابی مهدوی

اگر قرار است جامعه مهدوی، جامعه ای با مشخصه اعتدال و عدالت محوری باشد افرادی که خود را منتظران ظهور می دانند از این منظر باید در قله باشند یا در حال حرکت به سمت قله. در یک تقسیم بندی عدالت به دو نوع فردی و اجتماعی تقسیم شده که منظور از عدالت فردی تنظیم چهار قوه عاقله، عامله، شهویه، غضبیه و جلوگیری از افراط و تفریط آنهاست که در این صورت کشور وجود انسان دارای توازن و اعتدال خواهد بود و منظور از عدالت اجتماعی میانه روی و هماهنگی در بخش های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، قضایی می باشد که در این صورت دارای نظامی متعادل خواهیم بود.

فرد تراز انقلاب مهدوی ابتدا در بعد فردی میانه روی را پیشه خود می سازد. او لذت محور نیست تا گرایش به خواسته های نفس او را از مسیر خارج سازد. در زندگی وی این واجبات و تکالیف دینی که از منیعی الهی نشات گرفته است، جهت حرکت را مشخص می کند و از افراط و تفریط جلوگیری می نماید.
در بُعد دیگر، هرگاه چنین فردی وارد اجتماع شود در مناسبات و معاملات خود با سایرین بر اصول مسلم عقلی و دینی پافشاری کرده و ذره ای از آنها کوتاه نمی آید. در محیط خانواده و کار، مبارزه و مجاهده -که امروز کارزار، جنگ نرم است- به هنگام و اندازه است که همین رمز موفقیت اوست. چیزی که در شهدای هشت سال دفاع مقدس به صورت برجسته به چشم می خورد و ممیزه آنها از سایرین است.

 

پی نوشت:

1. کمال الدین 486
2. همان ص497 ح10
3. بحار ج52ص374
4. غیبت نعمانی ص297
5. حدید 25
6. اصول کافی ترجمه کمره ای ج4 ص437
7. همان ص439
8. بخش امامت بحار،ج2 ص276
9. نهج البلاغه ترجمه دشتی ص735
10. تفسیر المیزان ج6ص205




نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

راهی برای نزدیک شدن به بزرگترین آرزوی شیعه

فرج

بزرگترین دغدغه و آرزوی شیعیان، در کنار امام زمان خود بودن و ارتباط داشتن با حجّت الهی است اما هم اکنون که به امر الهی امام غایب هستند و ارتباط ظاهری و ملاقات با ایشان مقدور همگان نیست، باید به توصیه ائمه معصومین علیهم السلام - که ارتباط معنوی و دیدن ایشان از راه چشم دل است - عمل نمود که تنها به وسیله دعا در حق امام این ارتباط برقرار خواهد شد.  حضرت ولیّ عصر(عج) فرمودند: «برای تعجیل ظهور زیاد دعا کنید كه آن فرج و رهایی شما است».(1) پس ابتدا باید با آداب و نحوه دعا کردن آشنا شویم، و با کمک دعاهایی که خودشان سفارش نمودند سعی در برقراری این ارتباط معنوی داشته باشیم. در این نوشتار به نکاتی در مورد آداب دعا و چگونه دعا کردن، جهت ارتباط قلبی با امام زمان(عج) اشاره می شود.(٢)


استغفار قبل از دعا

شایسته و موکَّد است که دعاکننده خودش را از آنچه مانع از قبولی عبادت است پاک نماید، و نَفْس خویش را از خوی ناپسند و رفتار زشت و کارهای ناروا تهذیب کند، زیرا که دعا از بهترین عبادت های شرعی است، به ویژه دعا برای تعجیل فَرَج مولایمان حضرت حجّت(عج) و خواستن ظهور و عافیت برای آن جناب. در نتیجه، استغفار و توبه قبل از دعا سفارش شده است.

 

خلوص نیت

می‎بایست نیّت شخص در دعا از تمام آلایش های نفسانی و هواهای شیطانی خالص باشد، زیرا که خلوص نیّت از مهمترین اموری است که رعایتش بر انسان واجب است، چنانکه آیاتی از قرآن و روایات متواتری بر آن دلالت دارد.(٣)


دعا با همه زبان ها

از آنجایی كه به همه مسلمان ها سفارش شده دعا كنند و علاوه بر دعاهایی كه از قول ائمه علیهم السلام نقل شده، انسان می تواند با زبان و كلام خودش برای حضرت دعا كند، چه با زبان فارسی و چه با زبان عربی و یا زبان های دیگر، در این صورت ثواب ها و آثار و نتایج دعا برای تعجیل ظهور و فَرَج آن حضرت نیز محقق می‎شود. (٤)

 

به زبان آوردن دعا

آیا گذراندن دعا از دل بدون اینکه بر زبان آید کفایت می کند یا نه؟ ظاهراً کافی نیست، چون عنوان دعا بر آن صدق نمی کند. ذكر می‌تواند قلبی باشد، اما دعا أخصّ از ذکر است، و چون ذِکر متضاد غفلت و بی خبری است، بر "یاد کننده در دل" صدق می‎کند که خدای تعالی را یاد نموده. ولی دعا متضاد سکوت و خاموشی است، بنابراین جز با راندن بر زبان مصداق نمی‌یابد.


ایستاده دعا كردن

شیخ جعفر کبیر در کتاب "کشف الغطاء" گوید: دعا در حال ایستادن بهتر از نشستن است، و در حال نشستن بهتر از دراز کشیدن می باشد.

هر چه شناخت انسان از یک حقیقت، گسترده ‎تر و عمیق‎ تر باشد، امکان ارتباط باطنی او با آن حقیقت بیشتر خواهد شد؛ آدمی، با معرفت به حضرت مهدی علیه ‌السلام همه جا و همه وقت، حضور او را لمس می‌‎کند و خود را کنار او و در محضر او می ‌‎بیند. برای رسیدن به چنین ‌شناختی باید از خدا یاری خواست

دعای بلند یا آهسته

مستحب است در دعا برای تعجیل فَرَجِ حضرت خاتم الأوصیا إمام زمان (عج) صدا بلند گردد، به ویژه در مجالسی که برای دعا فراهم شده باشد، زیرا که نوعی از تعظیم شعائر خداوند است، و شعائر خداوند همان نشانه ها و مظاهر دین او است که:
«وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإنَّهَا مِنْ تَقْوَی القُلوبِ» (5)


دعای دسته جمعی

مستحب است که دعا کردن در حال اجتماع باشد، به جهت روایتی که در اصول کافی به سند خود از ابی عبداللَّه امام صادق علیه السلام آمده که فرمود: هیچ گروه چهل نفری نیستند که با هم جمع شوند پس به درگاه خدای عز و جل درباره أمری دعا کنند، مگر اینکه دعایشان مستجاب می گردد، و اگر چهل تن نباشند پس چهار نفر خداوند عزوجل را ده بار بخوانند دعایشان مستجاب می شود، و اگر چهار نفر هم نباشند پس هرگاه یک شخص چهل بار خداوند را بخواند خدای عزیز جبّار دعایش را به إجابت می رساند و در همان کتاب از حضرت امام صادق علیه السلام آمده که فرمود: «پدرم چنین بود که هرگاه واقعه ای او را اندوهگین می ساخت زنان و کودکان را جمع می کرد سپس دعا می نمود و آنها آمین می گفتند». (6)

دعا

هدیه به اموات

جایز (بلکه مستحب) است که ثواب دعا برای آن حضرت را به مردگان هدیه کند، به دلیل عموم روایاتی که در مورد هدیه فرستادن برای أموات رسیده، همچنان که جایز بلکه مستحب است که در این دعا از آنان نیابت نماید، مانند سایر کارهای مستحب، به این صورت که مومن در حقِّ مولایش صاحب الزمان(عج) دعا کند، و از خداوند زودتر رسیدن فَرَج و ظهور آن حضرت را بخواهد، به قصد نیابت از پدر و مادرش یا سایر أمواتش بلکه أموات مومنین و مومنات.(٧)
نیابت از زندگان و مردگان مومنین در دعا کردن برای مولایمان صاحب الزمان(عج) و تعجیل فَرَج و ظهور آن جناب بسیار پسندیده است، زیرا از برترین اقسام نیكی و صله می باشد.


بهترین دعا

دعاهایی كه از امامان معصوم علیهم السلام روایت گردیده بهتر و سزاوارتر است، زیرا علاوه بر آنچه در آیات و روایات پیروی از ایشان أمر شده، و گرفتن عِلم و چگونگی طاعت و عبادت از آن بزرگواران توصیه گردیده است، مانند فرموده خدای تعالی:
« قُلْ اِنْ کُنْتُم تَحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی...»(٨) شرافت سخن به شرافت گوینده آن بستگی دارد، و از همین روی گفته اند: «سخن بزرگان؛ بزرگِ سخنان است». در نتیجه دعاهای وارده از امامان علیهم السلام بر دعائی که شخص با سلیقه و زبان خودش درست کند، مقدم است.

 

دعای معرفت

هر شخصی می تواند به صراحت از خدای تعالی ظهور حضرت را درخواست نماید و به زبان فارسی یا عربی یا هر زبان دیگری تقاضایش را باز گوید، مثل این که چنین دعا کند: «اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ مَوْلانا صاحِبَ الزَّمانِ»؛ بار خدایا! فرجِ مولای ما صاحب الزمان (عج) را زودتر برسان.  یا بگوید: «عَجَّلَ اللَّهُ تَعالی فَرَجَهُ وَ ظُهُورَهُ»؛ خدای تعالی فرج و ظهور آن حضرت را تعجیل فرماید.

دعاهایی كه از امامان معصوم علیهم السلام روایت گردیده بهتر و سزاوارتر است، زیرا علاوه بر آنچه در آیات و روایات پیروی از ایشان أمر شده، و گرفتن عِلم و چگونگی طاعت و عبادت از آن بزرگواران توصیه گردیده است، شرافت سخن به شرافت گوینده آن بستگی دارد، و از همین روی گفته اند: «سخن بزرگان؛ بزرگِ سخنان است»

اما خواندن برخی از دعاها بیشتر سفارش شده، یکی از آنها "دعای معرفت" است زیرا طبیعی است هر چه شناخت انسان از یک حقیقت، گسترده ‎تر و عمیق‎ تر باشد، امکان ارتباط باطنی او با آن حقیقت بیشتر خواهد شد؛ آدمی، با معرفت به حضرت مهدی علیه ‌السلام همه جا و همه وقت، حضور او را لمس می‌‎کند و خود را کنار او و در محضر او می ‌‎بیند. برای رسیدن به چنین ‌شناختی باید از خدا یاری خواست؛ از این ‌‌رو در دوران غیبت خواندن این دعا توصیه شده است:
«اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏».(9)
از دیگر دعاهای سفارش شده می توان به دعای «عهد» (اللهم رب النور العظیم...)، دعای «فرج» (الهی عظم البلاء..)، دعای سلامتی حضرت (اللهم کن لولیک...) و زیارت «ال یس» اشاره نمود.

 

دعایی برای نجات

در نتیجه الان که ما در عصر غیبت به سر می بریم، نباید دچار غفلت و سرگردانی شویم بلکه لازم است تا با دعا و تضرع در پیشگاه الهی، ارتباط قلبی خود را با امام زمانمان که امام حیّ و حاضر هستند، حفظ نموده و با معرفت حضرت و شناخت نحوه دعا کردن در حق ایشان، ایمان خود را تقویت کرده و از فتنه دشمنان در امان باشیم، زیرا راه نجات از مهالک در زمان غیبت دعا کردن برای تعجیل فرج می باشد.

 

پی نوشت:

1) کمال‌الدین، شیخ صدوق، 2/۴۸۵: و اكثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلك فرجكم.

2) مکیال المکارم، محمد تقی موسوی اصفهانی؛ ج2.

3) امام علی علیه السلام فرمودند: «اُخلص فی مسألة لربك» آنچه خواهی، خالصانه از پروردگارت بخواه؛ نامه 31 نهج البلاغه.

4) همچنین فرقی ندارد که دعا به نظم باشد یا نثر، چنانکه تفاوت نمی‏کند که عبارت دعا را خود دعاکننده إنشا کرده باشد یا غیر او.

5) حج/32: هر آن کس که شعائر خداوند را تعظیم کند همانا که آن از تقوای دلها است.
6)  اصول کافی 2/487.
7) امام صادق علیه السلام فرمود : «هر کس از مومنین عملی را از (طرف) مرده ای انجام دهد خداوند دو برابر أجر آن را به او میدهد و مرده هم به آن عمل متنعِّم میگردد». حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعة، موسسه آل البیت، 5/365.

8) آل عمران/31: بگو (ای پیغمبر) اگر خداوند را دوست می ‎دارید، پس از من پیروی کنید.
 9) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۱۰۲، ص۱۶۵: بار خدایا! تو مرا به خود بشناسان، که اگر خودت را به من نشناسانی پیغمبرت را نخواهم شناخت، بار خدایا! رسولت را به من بشناسان، که اگر رسول خود را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت، پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد. 




نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

همگام با امام خویش در کوره حوادث آخرالزمان

امام زمان

در مقام بیان و تعریف شرایط آخرالزمان، صحبت از وجودفتنه ها و آزمایش ها بسیار است. شرایطی فتنه گون که گذر از آن و حفظ دین در آن، ساده و آسان نخواهد بود.
امام باقر علیه السلام می فرماید: مردم در آخرالزمان صبح را آغاز می کنند با تمسک به شریعتی از امر ما، ولی چون عصر فرا می رسد از آن خارج شده اند، یا شب را با تمسک به شریعتی از اهل بیت علیهم السلام می گذرانند اما صبح می کنند در حالی که از آن خارج شده اند. (١)
آن به آن و لحظه به لحظه مردم آخرالزمان در معرض این ابتلائات قرار دارند تا سره از ناسره متمایز گردد.
امام باقر علیه السلام می فرماید: به خدا قسم با امتحانات و ابتلائات الهی متمایز خواهید شد، به خدا قسم مانند طلا تصفیه خواهید شد، به خدا قسم که غربال خواهید شد همان گونه که گندم را غربال می کنند تا دانه های پست از میان گندم ها خارج شود. (٢)
آزمایشات آخرالزمان با هدف آشکار شدن جوهره وجودی افرادی است که ادعای یاوری آن امام موعود را دارند. در کوره آخرالزمان است که صدق و کذب ادعاها معین شده و جمع ناب یاران شکل می گیرد. آخرین حاکم الهی نیازمند یارانی  ناب  و خالص است که در لحظات بحرانی توانایی تشخیص حق از باطل را داشته باشند و از جنس طلحه و زبیر و امثالهم نباشند.

 

فتنه و آزمایشی سخت

با توجه به آیاتی که در قرآن کریم وارد شده آزمایش انسان ها به دو صورت انجام می گیرد:
اول از طریق نعمت ها و بلایایی که به ایشان می رسد. در این امور نوع رفتار افراد –شکر نعمت، کفران نعمت، صبر در بلا، جزع و فزع در مصیبت و... - موضوع آزمایش قرار می گیرد. (٣)

دوما از طریق  ایجاد شرایط غفلت و فریب توسط منافقین و شیطان صفتان که سبب آمیخته شدن حق و باطل و دشواری شناخت حق می گردد. منظور ما از فتنه در این مقال نوع دوم آن است.(٤)

یکی از ویژگی های مهم منتظران ظهور، شناخت امام بیان شده است. این شناخت تنظیم کننده همه ابعاد زندگی فرد است که در نهایت به او لیاقت و شایستگی حضور در جمع یاران ناب منجی موعود را می دهد. یارانی که در کوره حوادث چون پاره های فولادند

مقام معظم رهبری می فرمایند:
"امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم ‌یخف علی المرتادین»؛ اگر باطل، عریان و خالص بیاید، کسانی که دنبال شناختن حق هستند، امر برایشان مشتبه نمی شود؛ می فهمند این باطل است. «و لو انّ الحقّ خلص من مزج الباطل انقطع عنه السن المعاندین»؛ حق هم اگر چنانچه بدون پیرایه بیاید توی میدان، معاند دیگر نمی تواند حق را متهم کند به حق نبودن. بعد می فرماید: «و لیکن یوخذ من هذا ضغث و من ذاک ضغث فیمزجان»؛ فتنه‌گر یک تکه حق، یک تکه باطل را می گیرد، اینها را با هم مخلوط می کند، در کنار هم می گذارد؛ «فحینئذ یشتبه الحقّ علی اولیائه»؛ آن وقت کسانی که دنبال حقند، آنها هم برایشان امر مشتبه می شود." (٥)
اینجاست که فرد نیازمند معیار و شاخصی است تا بتواند وقایع را با آن بسنجد و مسیر درست را بیابد. در طول تاریخ بسیارند افرادی که در چنین شرایطی یه علت نداشتن معیار در سراشیبی انحراف قرار گرفته و از مسیر دین خارج شدند.

 

شاخص  و معیار نجات

امام صادق علیه السلام می فرماید: به خدا سوگند که این امام برای مدتی طولانی پنهان خواهد شد که در آن حال کسی جز آنکه به امامت او معتقد و به دعا کردن برای شتاب فرج موفقش کرده اند از تباهی و نابودی نجات نمی یابد. 
در این روایت اصلی ترین معیار اعتقاد به امامت حضرت مهدی علیه السلام معرفی شده، اعتقادی که منشا اثر باشد و به فرد قدرت تشخیص حق از باطل بدهد. براساس زیارت جامعه کبیره مردم در رویایی با مقام امامت و ولایت جامعه به 3 گروه تقسیم می شوند:

فتنه

گروه اول: راغب عنکم مارق راغب:

مارق:  یعنی کسی که ثابت قدم نیست. همچون خوارج نهروان که در دین آمدند و زود از آن خارج شدند و اثری از دین ندارند.
هرکس از شما اهل بیت -که صاحب مقام عصمت و علم الهی هستید - روی گردان شود، هرکس که شاخص و معیار ولایت شما را گم کند، از دین خارج شده است.

گروه دوم: اللازم لکم لاحق 

لازم: لزوم به معنای همراهی همیشگی چیزی با چیز دیگر است.
لاحق: چیزی در مسیر حرکت به چیز دیگری برسد.
هرکس ملازم و همراه همیشگی شما باشد و آن به آن عقاید و اخلاق و اعمال خود را با معیار شما بسنجد یقینا به حقیقت خواهد رسید و چنین شخصی در شرایط فتنه گون دچار تردید نخواهد شد.


گروه سوم: المقصر فی حقکم زاهق 

مقصر: از ریشه قصر و کوتاهی کردن است. این واژه اگر به باب تفعیل برود به معنای سستی کردن است که در آن اقدام، عمدی وجود داشته باشد.
زاهق: از ریشه "زهق" جلو افتادن، رفتن و از حد گذشتن است.
هرکس که با اختیار و قصد خویش در رعایت حق شما (حق ولایت و سرپرستی) کوتاهی و سستی کند از حد اعتدال خارج شده و از معیار و شاخص جلو افتاده است. 
از میان سه گروه فوق تنها گروه دوم توانایی سربلندی در غربالهای آخرالزمانی را خواهند داشت. کسانی که مقداد و سلمان وار پیرو بی چون و چرای امام زمان خویش هستند، با سکوت امام ساکتند و با قیام او در میدان جنگ.

آزمایشات آخرالزمان با هدف آشکار شدن جوهره وجودی افرادی است که ادعای  یاوری آن امام موعود را دارند. در کوره آخرالزمان است که صدق و کذب ادعاها معین شده و جمع ناب یاران شکل می گیرد. آخرین حاکم الهی نیازمند یارانی ناب و خالص است که در لحظات بحرانی توانایی تشخیص حق از باطل را داشته باشند

سه محور اساسی سبک زندگی مهدوی

لازم به ذکر است همراهی با امام در 3 مرحله عقیده و اندیشه، اخلاق، و اعمال باید صورت گیرد. نمی توان در خواندن نماز و روزه اقتدا به امام کرد اما ایثار و گذشت امام را نداشت. نمی توان حبّ امام را در دل داشت اما از دشمن او برائت نجست. نمی توان اهل مسجد بود اما اندیشه شیطانی داشت. همراهی با امام یعنی هر چه را امامت عمل می کند انجام دهی و هر چه را او ترک می کند ترک کرده باشی.
برای همراهی با امام باید سبک زندگی او را در 3 محور مذکور به طور دقیق و کامل شناخت و با او همگام شد. به همین علت یکی از ویژگی های مهم منتظران ظهور شناخت امام بیان شده است. این شناخت تنظیم کننده همه ابعاد زندگی فرد است که در نهایت به او لیاقت و شایستگی حضور در جمع یاران ناب منجی موعود را می دهد. یارانی که در کوره حوادث چون پاره های فولادند.
امام باقر علیه السلام می فرماید: هر کس عارف به امامش از دنیا برود مانند کسی است که قیام کرده و در خدمت مولایش در خیمه آن حضرت باشد. (٦)

 

پی نوشت:

1) غیبت نعمانی  باب12 ح12.
2) همان ح8.
3) انفال  28،انبیاء   35،کهف   7،فرقان  20.
4) اعراف  27،توبه  48.

5) بیانات ۱۳۸۸/۱۰/۲۹.
6) بحار الانوار ج52ص22 به نقل از کتاب پایان جاهلیت.




نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تنها دو قدم تا رضایت امام زمان (عج)

حضرت مهدی ، امام زمان

زندگی مهدوی یعنی زندگی با حجت حیّ و حاضر، نفس کشیدن با یاد حضرت و خود را وقف امام زمان (عج) کردن.

 ما امامی داریم که بر همه احوال ما آگاه است. بیایید كمی بیشتر فكر كنیم، با خود بیندیشیم چگونه می توانیم امام زمان (عج) را از خود راضی نگهداریم. برای پاسخ به این سوال لازم است تا به نحوه زندگیمانبیندیشیم و حواسمان را جمع کنیم ببینیم در رفتار، گفتار و برخوردهایمان در زندگی طوری عمل میکنیم که رضایت امام مهربان را جلب کنیم؟ امام زمان (عج) وظیفه هدایت بندگان را به عهده دارد و از کوچکترین انحراف و کج روی بندگان دلش به درد می آید، آیا ما پیرو ایشان هستیم یا او را آزرده خاطر می نماییم؟
برای دانستن این موضوع لازم است که ایشان را بشناسیم و خواسته های ایشان را بدانیم و طبق آن عمل کنیم.

 

قدم اول در زندگی مهدوی: شناخت امام

برای اینکه زندگی مان عطر حضور امام زمان (عج) بدهد، لازم است صفات و خصوصیات او را بشناسیم. در این باره روایات بسیاری آمده است که شناخت امام زمان (عج) را بر ما واجب می کند، از جمله:
پیامبر گرامى اسلام صلّى‏ اللّه ‏علیه‏ و آله فرموده است: "هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به‏ مرگ جاهلیت مرده است".
و در روایت دیگرى كه مرحوم كلینى از امام محمد باقر علیه ‏السلام نقل مى‏ كند آمده است: "هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد بمیرد، مردنش مردن جاهلیت است و هر آنكه در حال شناختن امامش بمیرد پیش ‏افتادن و یا تأخیر این امر [امر ظهور حضرت] او را زیان نرساند و هر كس بمیرد در حالى كه امامش را شناخته همچون كسى است كه در خیمه قائم [علیه‏السّلام] با آن حضرت باشد".

 

• انواع معرفت امام زمان

بی شک شناخت ما از امام زمان (عج) باید به گونه ای باشد که ما را از شبهه های گمراه کننده ملحدان و مدعیان دروغین نجات دهد. شناخت امامدو گونه است. یکی معرفت و شناخت "شخص" امام؛ دیگری معرفت و شناخت "شخصیّت" امام.

 

١. شناخت شخص امام:
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسکری علیه السلام و از مادری به نام نرگس در سپیده دم جمعه پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری در شهر سامرا چشم به جهان گشود. 
نام و کنیه حضرت، همانند رسول خدا صلّى‏ اللّه ‏علیه‏ و آله و لقب معروف حضرت، "مهدی" است. بنا به حکمت الهی، امام مهدی علیه السلام دارای ولادت پنهانی، عمر طولانی، و دو غیبت است و ائمه معصومین علیهم السلام  به ظهور ایشان و برپایی حکومت عدل جهانی به واسطه ایشان بشارت داده اند.

بر همه منتظران امام عصر علیه ‏السلام، لازم است كه بنا به فرموده امامان خود با پیروى از فقها و مجتهدان واجد شرایط، اعمال دینى خود را انجام دهند. در زمینه امور اجتماعى و سیاسى نیز وظیفه مردم اطاعت از فقیهى است كه از سوى بزرگان شیعه به عنوان "ولىّ فقیه" معرفی شده است

2. شناخت شخصیت امام:

شناخت شخصیت امام از اهمیت بیشترى برخوردار بوده و در واقع این نوع شناخت است كه مى ‏تواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زیرا اگر كسى حقیقت صفات و ویژگى‏ هاى امام عصر علیه‏ السّلام، و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى  را بشناسد و فقر و نیاز خود را نسبت به ایشان واقف شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمى‏شود. بدین منظور لازم است تا با مقام امامت و جایگاه آن و صفات و خصایص امامت آشنا شویم. 
این نکته نیز قابل اهمیت است که معرفت دارای درجه است و حدّ اقل و اکثر دارد، امام صادق علیه‏ السلام، در مورد كمترین حد معرفت امام مى‏ فرماید:
"كمترین حد معرفت به امام آن است كه [بدانى] امام مساوى با پیامبر است مگر در درجه نبوت. امام، وارث پیامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و باید در هر امرى تسلیم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد". بنابراین حداقل معرفت این است که بدانیم اطاعت از امام واجب است.
برای دست یابی به شناخت درست از امام لازم است تا به عالمان دین و تألیفات(1) ایشان مراجعه کنیم. همچنین زیارت جامعه کبیره که از حضرت امام هادی علیه السلام نقل شده است، منبع ارزشمندی است، که ما را با صفات ائمه معصومین علیهم السلام  و جایگاه ایشان در عالم هستی آشنا می کند. البته باید توجه داشت كه شناخت و معرفت حقیقى نسبت به حجت خدا تنها با مطالعه كتاب حاصل نمى‏ شود و در این راه باید از عنایات حضرت حق نیز مدد جوییم.


 

قدم دوم در زندگی مهدوی: اطاعت از امام

قدم بعدی در طی مسیر زندگی مهدوی عمل به احکام دین و اطاعت از دستورات الهی است. در این زمان كه امام معصوم ما، به امر الهی در غیبت به سر می برند، برای اینکه بتوانیم قدم در صراط مستقیم الهی بگذاریم باید با عالِم دینی در ارتباط باشیم، زیرا از یك سو مى‏ دانیم كه در دوران غیبتهیچیك از احكام اسلام تعطیل نشده و باید تا آمدن امام عصر(عج)، به همه احکام اسلام عمل كنیم. در این صورت است كه در راه رضایت آن حجت حق گامی برداشته ایم. از سوى دیگر مى‏دانیم كه امكان دسترسى به امام معصوم و فراگرفتن مستقیم احكام دین از ایشان، براى ما وجود ندارد. حال در این شرایط چه باید كرد؟ آیا دست روى دست بگذاریم و به هیچیك از احكام اسلام عمل نكنیم یا به هر آنچه خود احتمال مى‏ دهیم درست باشد عمل كنیم؟ قطعاً هیچ كدام از این دو راه ما را به مقصود نمى‏رساند.


• پیروی از عالمان دین در زمان غیبت

سوال این است: آیا امامان معصوم علیهم ‏السلام، فكرى براى شیعیان خود در زمان غیبت نكرده ‏اند؟
در پاسخ این پرسش باید گفت: ائمه علیهم ‏السلام، تكلیف ما را در زمان غیبت و عدم دسترسى به ایشان، مشخص كرده و به ما امر فرموده‏ اند كه به فقهاى جامع ‏الشرایط مراجعه كنیم. چنانكه در روایتى كه امام حسن عسكرى علیه‏ السلام از امام صادق علیه ‏السلام نقل مى ‏كند چنین مى ‏خوانیم:
"... امّا هر یك از فقها كه نگه دار نفس خویش، و حافظ دین خود، و مخالف با هوا و خواهش خویش و مطیع امر مولای خود باشد، بر عوام (مردم) لازم است كه از او پیروى كنند و تنها بعضى از فقهاى شیعه هستند كه از این صفات برخوردارند نه همه آنها".
امام عصر علیه ‏السلام، نیز در یكى از توقیعات(2) خود مى ‏فرماید:
"... و امّا در رویدادهایى [كه در آینده] پیش مى ‏آید به راویان حدیث ما مراجعه كنید؛ زیرا آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر ایشان."

شناخت شخصیت امام از اهمیت بیشترى برخوردار بوده و در واقع این نوع شناخت است كه مى ‏تواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زیرا اگر كسى حقیقت صفات و ویژگى‏ هاى امام عصر علیه‏ السّلام، و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى  را بشناسد و فقر و نیاز خود را نسبت به ایشان واقف شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمى‏شود

بنابراین بر همه منتظران امام عصر علیه ‏السلام، لازم است كه بنا به فرموده امامان خود با پیروى از فقها و مجتهدان واجد شرایط، اعمال دینى خود را انجام دهند. در زمینه امور اجتماعى و سیاسى نیز وظیفه مردم اطاعت از فقیهى است كه از سوى بزرگان شیعه به عنوان "ولىّ فقیه" معرفی شده است.( بحث راجع به این موضوع در این نوشتار نمی گنجد)
حال که مرجع تقلید خود را مشخص کردیم راه خیلی آسان می شود و به راحتی می توانیم در راه رضای امامٍ بر حق حضرت مهدی (عج) قدم بر داریم. و ابتدایی ترین کار عمل به واجبات و ترک محرمات است که با زحمت فراوان مراجع، در رساله های عملیه نوشته شده است و کافی است تا رساله مربوط به مرجع خود را تهیه نموده و با سعی فراوان به آن عمل کنیم. در مسیر تلاش، به عنایتهای حضرت مهدی علیه السلام در جهت فهم دین و استواری در راه نیازمندیم و آن وجود  مقدس و هدایتگر قطعا ما را یاری می کند حتی اگر  از دیدگان پنهان باشد.

 

از آفرینش تا کمال

خداوند متعال انسان را خلق کرد تا وی به مقام عبودیت برسد و در این راه او را رها نکرده بلکه پیامبر صلّى‏ اللّه ‏علیه‏ و آله  و امامان علیهم السلام را راهنمای او قرار داده است. حال وظیفه هر فردی است که تلاش کرده و در مسیر زندگی الگو و رهبر خود را بشناسد و از فرامین او اطاعت کند تا از شر دشمنان درونی و بیرونی در امان باشد و در این زمان که در عصر غیبت هستیم بنا به دستور امام مردم وظیفه دارند به علما و فقیهان دین مراجعه نموده و دستورات دین را ازآنان فرا گیرند.


پی نوشت:
1) تألیفاتی مانند: الكافى، محمدبن یعقوب كلینى (ج1، كتاب الحجة)، كتاب الغیبة، محمد بن ابراهیم نعمانى، كتاب الغیبة، ابوجعفر محمدبن الحسن معروف به شیخ طوسى، كمال‏الدین و تمام‏النعمة، محمدبن على بن الحسین معروف به شیخ صدوق، بحارالانوار، مولى محمدباقر مجلسى (ج51، 52 و 53). بحمدالله همه این كتاب‏ها به فارسى ترجمه شده و در دسترس همگان است.
2) اسحاق بن یعقوب می گوید: از عثمان بن سعید (ره) اولین نایب خاص امام زمان (عج)، خواستم به آن امام برساند. و در ضمن نامه پرسیدم كه در زمان عیبت به چه كسی مراجعه كنیم؟ امام (ع) با خط خودشان در پاسخ چنین مرقوم فرمود:
" امام الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا، فانهم حجتی علیكم و انا حجة الله."



نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

رازی برای سعادت دنیا و آخرت

پیروی

بشر اگر به راستی خواهان سعادت دنیوی و اخروی است، باید از امام پیروی کند؛ چرا که امام به دریای علم خدا متصل است، سرشار از نور خدا و نور خدا، خاموش نمی‌شود.  

 

تنها راهی که به سلامت، به مقصد می‌رساند

در ابتدای عالم، خاک خاموش بود و تاریک و خفته ... کسی می ‌‌باید که در کوچه ‌‌ها بیداری را فریاد کند، چراغی بیافروزد؛ از جنس بشر باشد و همچون همه مردم ... بخورد و بیاشامد و خانواده‌‌ای داشته باشد، مباد که مردم بگویند: «ما را با او چه کار؟» ...؛ از میان مردم برخاسته باشد و هم ‌‌زبان با آن ‌ها، که هم باورش کنند و هم زبانش را بفهمند ... از بهترین مردم، تا در دل ‌‌هایشان بنشیند و بر یقینشان بیفزاید ... آری، کسی باید بیداری را فریاد کند؛ چراغی بیافروزد؛ با منبع نور در ارتباط باشد، که نورش به خاموشی نگراید؛ با نشانه‌‌ای روشن و قانع ‌‌کننده ... آگاه، بیدار و لبریز از نور که خدا او را برگزیده باشد و این، صدای رسول وحی بود که در کوچه‌‌ های تاریک شهر پیچید: «خداست نور آسمان‌‌ ها و زمین» (1) ... و از منبع جوشان و بی ‌‌پایان حیات، پنجره‌‌ای رو به عالم فنا گشوده شد تا موجی از هستی در آن جریان گیرد و جویبارهای زندگی به راه افتد؛ پنجره‌‌ای در کمال که دستش به اوج برسد و به یگانه منبع موّاج هستی راه یابد؛ پنجره‌‌ای از متن عالم خاک، که گودال‌‌ های عدم را هم بنوشاند و پر کند ... 

اکنون سال‌‌ ها که نه، قرن‌‌ ها گذشته است ... اما زمان همچنان بی ‌‌وقفه در حرکت و تکاپوست و من و تو نیز به همراه زمان و پا به پای آن، در رفتن و حرکت و تکاپو؛ آن‌‌گونه که نه لحظه‌‌ای می ‌‌مانیم و نه قدمی به سوی عقب باز می ‌‌گردیم ... می ‌‌رویم و می ‌‌رویم و می ‌‌رویم تا آخرین دقیقه‌‌ای که مهلتمان داده‌‌اند، اما آیا فکر کرده‌‌ایم که به کدام سو؟ ... 

جهان پیرامون من و تو پر از خطر است، پر از بیراهه‌ هایی که من و تو را به تباهی می ‌کشانند.

برای در امان ماندن از این بیراهه‌ ها و آسیب‌ ها و آزارهایش، برای پیمودن راه درست، بی ‌حزن و اندوه و آسوده ‌خاطر، باید به ریسمانی چنگ زد که خدا برایمان قرار داده است، از چراغ ‌های روشن باید مدد گرفت.

خدایی که چند راهه ‌‌ها و زمان گذرنده را بر من و تو مقدر کرده، پس به یقین راهنمایانی آشنای راه و دلسوز هم برایمان قرار داده که راه را از بیراهه بشناسیم و به واسطه آن‌‌ ها به مقصد برسیم.

این مقام، آخرین مرحله سیر تكاملی انسان و به تعبیر قرآن «عهد» خداست كه به «جعل» و یقین الهی است ـ نه به رأی و شورا و انتخاب مردم ـ حتی رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله) نیز مستقیماً نمی ‌‎تواند امام را معرّفی كند؛ بلكه این امر به دست خالق جهان است

کسانی که از همه خلقت باخبرند ... اینکه در این جهان چیزی آفریده نشده که علم آن در قرآن نباشد و در قرآن ـ کتاب خدا ـ چیزی نیست که امام معصوم (علیه السلام) از آن بی ‌خبر باشد، وجودمان را لبریز آرامش می‌ کند ...

آری، باید به امام معصوم (علیه السلام) اقتدا کرد؛ او که راه ‌‌ها و بیراهه ‌‌ها را می ‌‌شناسد؛ از اسرار خبر دارد؛ آسیب ‌‌ها، خطرها و راه‌ چاره ‌‌ها را می ‌‌داند؛ باید و نبایدها را می ‌‌شناسد و از رمز حکمتشان آگاه است... «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآیاتِنَا یوقِنُونَ»(2)...

واژه امام در قرآن واژه «امام» و جمع آن «ائمّه» مجموعاً دوازده‌ بار در قرآن به كار رفته است كه هفت‌ بار به صورت مفرد و پنج بار به شكل جمع است.

لوح محفوظ: «وَ كُلَّ شَی‏ءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ«؛ «و هر چیزی را در كارنامه‎ای روشن برشمردیم».(3)

جاده و راه: «وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِینٍ»؛ «و آن دو (شهر، اكنون) بر سر راهی آشكار است».(4)

تورات یا كتاب و پیشوا: «وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسی إِماماً وَ رَحْمَةً»؛ «پیش از وی (نیز) كتاب موسی راهبر و مایه رحمت بوده است».(5)

پیشوایان الهی و صالح: «قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»؛ «فرمود: من تو را پیشوای مردم قراردادم».(6) «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا»؛ «و آنان را پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت می‎‌كردند».(7) 

پیشوایان كفر و ضلالت: «فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ»؛ «پس با پیشوایان كفر بجنگید».(8)

مفهوم جامعی كه پیشوایان هدایت و ضلالت را هر دو شامل می‎شود: «یَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ»؛ «یاد كن روزی را كه هر گروهی را با پیشوایان فرا می‌‎خوانیم».(9)

امام و امامتی كه در قرآن مطرح است ـ امام به معنای پیشوای بر حق و عادل ره‎ یافته ـ مقامی بس والا و عالی است كه فقط برخی از پیامبران به این منصب الهی دست می ‎‌یابند؛ از این رو در آیه 24 سوره سجده تعبیر به «منهم» شده است؛ یعنی بعضی از آن‌ ها: «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ» چنان كه حضرت ابراهیم (علیه السلام) با وجود دارا بودن مقام نبوت، پس از امتحانات و آزمایش‎‌ هایی كه از آن ‌ها سربلند بیرون آمد، به این مقام ‎رسید: «إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً».

در حقیقت، امام كسی است كه دارای روحیه صبر بلند و یقین و كشف و شهودات است و عالم ملكوت را مشاهده می ‌‎كند، باران و رحمت و نعمت‌‎ های الهی به واسطة او نازل می‌‎ شود، حجت زمین و زمان است.

این مقام، آخرین مرحله سیر تكاملی انسان و به تعبیر قرآن «عهد» خداست كه به «جعل» و یقین الهی است ـ نه به رأی و شورا و انتخاب مردم ـ حتی رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله) نیز مستقیماً نمی ‌‎تواند امام را معرّفی كند؛ بلكه این امر به دست خالق جهان است. 

الگو

نیاز جامعه به امام و رهبر جامعه انسانی برای جلوگیری از اختلال و پراکندگی در زندگی اجتماعی، به ناچار باید از قوانینی کامل و جامع که تمام نیازهای انسانی در آن رعایت شده باشد، پیروی کند تا از سقوط در دره‌ های هلاکت و نیستی در امان بماند. اما بشر با علم ناقص و محدود خود نمی‌ تواند چنین قوانینی بیافریند و در نتیجه به قوانین خدایی نیازمند است.

به بیانی دیگر بشر در زندگی اجتماعی‌اش به رهبری نیاز دارد که او را به سوی خوبی ‌ها و کمال هدایت کند؛ نیازمند الگویی کامل و جامع که از هر نقص و عیبی به دور، و بتواند راهنمای خوبی برای او در همه زمینه ‌ها باشد.

خدای تعالی به این نیاز بشر پاسخی نیکو داده و رهبر جامعه را فردی معصوم و عاری از گناه و هرگونهلغزش و خطا قرار داده است تا با فکری عمیق و پهناور و سینه‌ای گشاده به نور الهی، حق هر کسی را به او برساند و جلوی تجاوز کاری ‌های همگان را بگیرد. (10)  

پرچم امام معصوم (علیه السلام)، پرچم هدایت است و پیروی‌‌اش، راه سعادت. بشر اگر به راستی خواهان سعادت دنیوی و اخروی است، باید از امام پیروی کند

امامت، اساس تعالیم اسلام با هدف تربیت و پرورش انسان، تمامی امکانات و اسباب لازم را به کار گرفته و از این رو، اساسی ‌ترین پایه‌ای که سنگینی مکتب خود را بر دوش آن نهاده، امامت است.

در سخنی از امام رضا (علیه السلام) آمده است: «امام، ریشه و اساس اسلام و شاخه سربلند آن است».(11) هر موردی در اسلام مدنظر قرار بگیرد، الگو و معیار آن امام است. آیین و دستورات اسلام با وجود امام به مرحله ظهور می ‌رسد و تمام دستورات الهی، در سیمای زندگی امام آشکار می ‌گردد؛ زیرا حد و مرز قوانین الهی به وسیله امام مشخص می‌ شود.(12)

به همین دلیل است که اگر کسی در پناه اسلام قرار بگیرد ولی امام زمانش را نشناسد، در حقیقت از اسلام بی ‌خبر است؛ چنان‌که رسول ‌اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر کس بدون شناخت امام معصوم بمیرد، مردنش مثل مردگان دوران جاهلیت است».(13)

پرچم امام معصوم (علیه السلام)، پرچم هدایت است و پیروی‌‌اش، راه سعادت. بشر اگر به راستی خواهان سعادت دنیوی و اخروی است، باید از امام پیروی کند؛ چرا که امام به دریای علم خدا متصل است، سرشار از نور خدا و نور خدا، خاموش نمی ‌شود: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفِوُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» (14)

بنابراین امامت تنها رهبری ظاهری دینی و دنیوی نیست؛ بلكه جهان آفرینش و تكوین را زیر نظر دارد. مقام امامت در واقع تحقّق بخشیدن به برنامه‎ الهی، اعم از حكومت و اجرای احكام الهی و تربیت و پرورش نفوس انسانی، در ظاهر و باطن است.  

 

پی‌نوشت:

1. ر.ک: کهف: 110، رعد: 38، انبیاء: 3، ص: 48، نور: 35، آل عمران: 33.

2. علی نمازی شاهرودی، اثبات ولایت، ج6، ص 291؛ سجده: 24. 

3. یس: 12.

4. حجر: 79.

5. احقاف: 12؛ هود: 17.

6. بقره : 124. 

7. انبیاء: 73؛ فرقان: 74؛ قصص: 50؛ سجده: 24.

8. توبه: 12؛ قصص: 41.

9. اسراء: 71.

10. سید حمید فتاحی، نقش امامت در زندگی انسان‌ها، ص 180.

11. کافی، ج1، ص 286.

12. نقش امامت در زندگی انسان‌ها، ص 81.

13. کافی، ج2، ص 131.

14. توبه: 32. 




نوع مطلب : اخلاق و عرفان، اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پربازدیدترین مطالب
Instagram