تبلیغات
...::مهــــدویت::... - مطالب مرداد 1394
 
...::مهــــدویت::...
سلام.بعد از این به این وبلاگ نیز سری بزنید.پایگاه مهدویت به آدرس :www.mahdavibase.mihanblog.com
درباره وبلاگ


هدف این وبلاگ تنها افزایش اطلاعات مذهبی شماست.اگر با تبادل لینک یا تبادل بنر موافقید ما رو با نام مهدویت لینک کنید بعد به ما خبر بدید تا شما رو لینک کنیم.در ضمن نظر یادتون نره.

مدیر وبلاگ : محمد كیانی تکاب
نظرسنجی
از مطالب این وبلاگ چقدر راضی هستید؟






برچسبها

الکی مثلاً دلم پاکه!!!
قلب پاک


همیشه شنیده‌ ایم که عده ای از خانم ها و آقایان بدحجاب‌، رشوه دهندگان و رشوه بگیرها، کاسب های محله و... می ‌گویند ما دلمان پاک است و با خدا بودن و مسلمان بودن به این نیست که چهار تار موی خود را بپوشانیم!!! یا لباس کوتاه و لباس های بدن نما نپوشیم یا یه کم پول آن هم به رضایت خود طرف از او نگیریم .. 

می‌ گویند: «دل آدم باید پاک باشه ، ظاهرت مهم نیست»

حال، آیا مگر می‌ شود فقط با دو کلمه «دل پاک» آن همه گناهان بی عفتی و بی حجابی، ربا و رشوه و بداخلاقی ها را خط زد و نادیده تلقی کرد؟!!!

شکی نیست که این توجیهی است شیطانی که آنان را با ابن توجیهات واهی به گناهان خود مشغول می ‌دارد و از نیل به سعادت باز می ‌دارد.

 

اعمال انسان تجلی نیت های اوست

یقیناً اعمال انسان برآیند و تجلی نیت ‌های او و درون اوست. کسی که هر چه که دلش بخواهد و هر آنچه که هوای نفسش آن را طلب کند انجام دهد و به دنبال کارها و افعال شیطانی باشد، دیگر نمی ‌تواند بگوید: "که درون من و دل من پاک است و آدم درستی هستم".

این درون است که برون را می‌ سازد و برون است که درون را جلا می دهد. لذا نیت و دل و درون انسان رابطه مستقیمی با اعمال و رفتارش دارد و از همدیگر تأثیر و تأثر دارند.
این است که فرهنگ دینی ما بیان می ‌دارد که «الاعمال بالنیات» نیت، امری باطنی است و عمل، امری ظاهری؛ خدا هم  ظاهر را می ‌نگرد و هم باطن را؛ اگر کسی ادعای دلی پاک دارد ظاهرش هم باید مطابق با باطنش باشد چراکه پاکی از درون به برون تراوش می ‌کند. از کوزه همان تراود که در اوست.[۱]
ظاهر، نماد و تندیس باطن است چون ظاهر، ظاهرِ همان باطن است یعنی ظاهر، ظهور و آینه همان باطن می‌ باشد.

کسی که ظاهرش نادرست است قطعاً باطنش نیز نادرست می‌ باشد چون عمل و کردار و رفتارهای ظاهری از باطن سرچشمه می ‌گیرد و منشاء ظاهر، همان باطن است.

قرآن نسبت به كسانی كه ادعای ایمان دارند و به قوانین آن پای بند نیستند، حكایتی را از اعراب بیابان نشین نقل می ‌كند و پاسخ آن را می‌دهد: «[برخی از] بادیه نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، لیكن بگویید: اسلام آوردیم. و هنوز در دل ‌های شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] كرده ‌هایتان چیزی كم نمی ‌كند»

ظاهر آلوده حکایت از درونی آلوده دارد. نمی ‌توان گفت من فقط ایمان می ‌آورم و عمل صالح را در ظاهر ترک می ‌کنم چرا که این منطق از منظر قرآن سخت باطل است زیرا قرآن دو عنصر ایمان و عمل صالح را توأمان و در کنار هم قرار داده و همواره بر هر دو تاکید می ‌کند. اگر فقط دل پاک کافی بود، خدای خالق تو  فقط می‌ گفت:«آمنـــوا». اینکه کنار «آمنـــوا» گفته:«آمَنُـــوا وَ عَمِلُوالصَّالِحـــات» یعنی هم دلت پاک باشد، هم کارت.
در قرآن كریم بیش از ۵۰ مرتبه، ایمان و عمل صالح، دركنار هم ذكر شده است: ﴿آمنوا و عملوا الصالحات﴾. چنانکه در آیه‌ ای فرمود: ﴿وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ﴾[البقرة/۸۲]«و كسانى كه ایمان آوردند و كارهاى شایسته كردند ایشان باشندگان در بهشتند و در آنجا جاویدند».

یا می‌فرماید: «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ»[عصر/۲-۳] یعنی غیر از انسان های با ایمان که دارای عمل صالح هستند و از حق پیروی کرده و یکدیگر را بر پافشاری در حق سفارش می ‌کنند دیگران همه زیانکارند.
در سوره مبارکه مُلک می‌ خوانیم: ﴿الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً﴾[ملک/۲]«همان كسی كه مرگ و زندگی را پدید آورده است تا شما را بیازماید كدامتان كارتان بهتر و نیكوتر خواهد بود».

عمل مربوط به ظاهر است پس خداوند به ظاهر نیکو، کار دارد چون نماد باطنی نیکو است. پس خداوند مرگ و زندگانی را آفرید تا ما را بیازماید که کدام یک از ما در عمل نیکوتریم نه اینکه کدامیک ادّعای دل پاک داریم امّا در عمل پیرو شیطان هستیم!
ایمان باید علاوه بر دل، در اعضا و جوارح هم بیاید. باید ایمان نمود داشته باشد، تا فرد بشود «مومن» و جامعه بشود «اسلامی».
جالب اینكه قرآن نسبت به كسانی كه ادعای ایمان دارند و به قوانین آن پای بند نیستند، حكایتی را از اعراب بیابان نشین نقل می ‌كند و پاسخ آن را می‌دهد: «[برخی از] بادیه نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، لیكن بگویید: اسلام آوردیم. و هنوز در دل ‌های شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] كرده ‌هایتان چیزی كم نمی ‌كند»[حجرات/۱۴].
به قول معروف: «با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی ‌شود» باید عمل كرد، هزینه كرد، و به قول شهید بهشتی: «بهشت را به بها دهند نه به بهانه».

ایمان

البته ما نمی ‌گوییم: همه افراد بد حجاب، واقعا قصد بدی دارند ولیکن «نیت بد نداشتن» با «دل پاك داشتن » فرق می‌ كند. گاهی ناآگانه و از روی جهل بد حجاب است [نیت بدی ندارد]، و گاه از روی سستی و سهل انگاری، عمداً بد حجاب است. در هر دو مورد، لزوماً، دل پاك نیست. اشتباه این است كه، ندانستن را دل پاكی می ‌دانیم!.
«نیت بد نداشتن » با «نیت خوب داشتن » فرق می ‌كند؛ نیت بد نداشتن زحمتی ندارد؛ توجهی نمی‌ خواهد و ریاضتی ندارد. اما نیت خوب داشتن، همیشه همراه عمل است و به همین دلیل دارای پاداش است. حتی اگر عمل غیر عبادی را با نیت الهی انجام دهد پاداش دارد. چون عمل انسان از نیت او جدا نیست.
حال، چگونه می ‌شود شخص بدون حجاب، ادعای عفاف کند؟!!! همان ‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ ی مراتب عفاف نیست، عفافِ بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست چون نمی‎ توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎ شود عفیف دانست چرا که پوشش ظاهری یکی از علامت ‎ها و نشانه‎ های عفاف است و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد.

بعضی نیز رابطه ‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه ‌ی ریشه و میوه دانسته ‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه ‌ی حجاب است.

برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش نهادینه نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است.
از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ ها کار دارد»، خود را سرگرم می ‌کنند؛ چنین انسان‎ هایی باید در قاموس اندیشه‌ ی خود این نکته‌ ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک را می ‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه ‌ی ناپاکِ نخواهد شد.

کسی که دلش پاک است می ‌نگرد که خدای پاکی دل از او چه می‌ خواهد و همان را انجام می ‌دهد نه هر چه که دلش خواست

در مورد دیگر واجبات و محرمات نیز چنین است و نمی‌ شود واجبی را ترک کرد یا حرامی را انجام داد و آن ‌را با دستاویزی مانند «دل پاک» توجیه نمود.

انسان وقتی انسان درستی است که به دنبال اعمال صالح باشد و وقتی عمل صالح انجام می ‌دهد که درونش پاک باشد و ایمان و اعتقاد و درستی داشته باشد.
حضرت علی (علیه ‌السلام) می فرمایند: «هر کس دستورات خدا را عظیم شمارد، پاسخ به فرمان او می ‌دهد»[۲]
بالاتر از این، قرآن کریم بر عمل بسی تأکید کرده و می ‌فرماید: ﴿وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى﴾ [نجم/۴۰-۳۹]«و نمی‌داند این که برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل خود انجام داد ثواب و جزائی نخواهد بود و البته انسان پاداش سعی و عمل خود را بزودی خواهد دید».

در روایات نیز ایمان و عمل صالح را توأمان با یکدیگر قرار دادند: رسول‌ خدا (صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله‌) فرمودند: «ایمان به ادّعا و آرزو نیست بلکه ایمان آن است که در دل خالص باشد و عمل آن را تصدیق و تایید کند».[۳]
رسول ‌خدا (صلی ‌الله‌ علیه‌ و آله‌): «ایمان و عمل دو برادر بسته به یک ریسمانند، خداوند یکی را بدون دیگری نمی ‌پذیرد»[۴]
امام علی (علیه‌ السلام) فرمودند: «اگر ایمان تنها گفتار بود، روزه و نماز و حلال و حرام نازل نمی ‌شد.[۵]
و در یک کلام، انسان دل پاک و درست، انسانی است که در عمل و در ظاهر نیز پاکی را پیشه خود کند. آیا درست است که مخالف امر خدا عمل کنیم و اظهار به محبت او داشته باشیم؟ این از محالات است! امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «ما احب الله من عصاه»  کسی که خدا را نافرمانی می کند، او را دوست ندارد.[۶]
کسی که می‌ گوید: «آدم باید دلش پاک باشه، هر کاری خواستی بکن» این شخص به بعض دین عمل کرده و به بعض دین عمل نکرده و مصداق این آیه شریفه خواهد بود که: ﴿ أَفَتُوْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ﴾ [بقره/۸۵] «آیا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ایمان مى ‏آورید، و به بعضى كافر مى‏ شوید؟! براى كسى از شما كه این عمل [تبعیض در میان احكام و قوانین الهى] را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذاب ها گرفتار مى ‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى ‏دهید غافل نیست».
هرچیزی برای خود علامتی دارد و علامت دل پاک، عمل و رفتار پاک و زیبا است. آیا می ‌شود که انسان دل پاکی داشته باشد ولی هر طوری که دلش خواست باشد و هر کاری دلش خواست بکند؟!!!

خیر هرگز؛ کسی که دلش پاک است می ‌نگرد که خدای پاکی دل از او چه می‌ خواهد و همان را انجام می ‌دهد نه هر چه که دلش خواست.

بنابر این سخن «دلت باید پاک باشد» اگر بدون رعایت اعمال نیک در ظاهر باشد حرفی مفت است که هرگز با منطق قرآن و دین همخوانی و سازگاری ندارد. بلکه این سخن، منطق شیطان است تا با این بهانه واهی گنهکاران را به ترک واجبات و نیز اشتغال به محرمات مشغول کند.

پی نوشت ها:
[۱]. دیوان اشعار شیخ بهایی، رباعیات، رباعی ۱۹.
[۲]. مواعظ امامان علیهم السلام (ترجمه بحارالانوار)، ص ۸۴.
[۳]. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۶۹، ص۷۲، ح۲۶.
[۴]. متقی هندی، کنز العمّال، ج۵۹، ص۶۳۱.
[۵]. بحار، ج۶۹، ص۱۹، ح۲.
[۶]. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعة، ج۱۵.



نوع مطلب : اخلاق و عرفان، اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

حرف مرد یکی نیست!!

سکوت


ایفای مسئولیت خانوادگی، ایثار، سعه ی صدر، سیاست، عقل، صبر، عفو و علم می خواهد. ریاست خانه مواظبت از خانواده است که «رئیس الْقَوْمِ خَادِمُهُم؛ رئیس یک قوم یا جمعیتی خدمتگزار آن است.»


گفته شده که چون زنان در انجام وظایف خویش کوتاهی کردند آنها را «موعظه» کنید و بهترین راه برای تأثیر موعظه مهربانی عطوفت و ملایمت است.

قرآن شریف درباره ی «لقمان» می فرماید:

«وَ اذْ قَالَ لُقْمَانُ لِإِبْنِهِ وَ هُوَ یعِظُهُ یابُنَی لَا تُشْرِک بِاللهِ انَّ الشَّرْک لَظُلْمٌ عَظِیمٌ؛ لقمان در مقام موعظه ی فرزندش گفت: ای پسرک من، به خدا شرک نیاور که همانا شرک گناه بزرگی است.» [سوره لقمان، آیه 13]

در این آیه لقمان در مقام موعظه کردن، با تلطّف و عطوفت سخن می گوید، و فرزندش را با مهربانی پند می دهد و سپس گفته ی خویش را بر پایه ی استدلال استوار می کند؛ زیرا، تندی و پرخاش کردن نه تنها امکان تأثیر موعظه را از بین می برد، بلکه سبب گستاخی و تجرّی می شود.

 

استفاده از روایات در موعظه

برای موعظه ی خانواده استفاده از روایات اهل بیت علیهم السلام، خاصه روایاتی که با آن موضوع خاص، تناسب بیشتری داشته باشد، بسیار ثمر بخش است.

مثلاً گفته می شود: در روایات آمده است: «زنی که در مقابل همسرش زبان درازی کند، زبانش در صف محشر آنقدر کشیده می شود که روز قیامت اهل محشر این زبان را پایمال می کنند.»

یا مردی که اخلاق ...

البته، بیان این احادیث و موارد باید جنبه موعظه داشته و در کمال عطوفت باشد و هرگز با تندی و سوء خلق موعظه نکنیم که در این صورت نه تنها اثر مطلوب ندارد، بلکه اثر سوء خواهد گذاشت.

ضرب المثل حرف مرد یکی است که در میان مردم رواج دارد، نادرست است. مرد کسی است که وقتی مرتکب اشتباهی شود اقرار کند. زیرا ما معصوم نیستیم، مسلّماً اشتباهات بسیاری داریم و لازم است که به اشتباه خود اقرار کنیم

انعطاف مرد

مردانگی اقتضا می کند که اگر مرد در بروز اختلاف مقصّر بوده است اقرار کند و با کمال شهامت عذر خواهی نماید. چه اگر مقصّر باشد ولی زیر بار نرود و اشتباه خود را نپذیرد، هرگز نمی تواند به موعظه ی زن بپردازد و موعظه اش بی اثر خواهد بود. در اینجا خود بیشتر محتاج موعظه و نصیحت است. این حالت حکم به نا حق دادن است.

در این باره رهبر عظیم الشان انقلاب، می فرمودند: ضرب المثل حرف مرد یکی است که در میان مردم رواج دارد، نادرست است. مرد کسی است که وقتی مرتکب اشتباهی شود اقرار کند. زیرا ما معصوم نیستیم، مسلّماً اشتباهات بسیاری داریم و لازم است که به اشتباه خود اقرار کنیم.

بنابراین، انسان باید قابل انعطاف باشد. تنها کسی می تواند در زندگی اجتماعی موفق باشد که خوی نرم و انعطاف پذیری داشته باشد، در غیر این صورت انسان مستبد و مطرود جامعه خواهد شد.

از جمله نشانه های مروت و مردانگی در آن است که در نزاع و اختلاف حقّ را به صاحبش دهیم. این سخن که اگر مرد به اشتباه خویش اعتراف کند زن جسور و گستاخ می شود و حرمت مرد می شکند از وسوسه های شیطانی است زیرا همه چیز در برابر حقّ بی ارزش است، باید به آن سر تسلیم فرود آورد.

امام حسن مجتبی علیه السلام به «جناده» فرمودند:

«إِذَا ارَدْتَ عِزّاً بِلَا عَشِیرَةٍ وَ هَیبَتاً بِلَا سُلْطانٍ فاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللهِ الَی عِزَّ طَاعَةِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ؛ اگر کسی بخواهد عزیز شود بدون اینکه عشیره ای داشته باشد، بر دلها حکومت کند و با هیبت و حرمت باشد بدون این که سلطنت کند، باید لباس خواری گناه را از تن بر کند و لباس عزت بندگی الهی را بر تن نماید.»[مستدرک الوسایل]

«انَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمُلوا الصَّالِحَاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنَ وُدّاً؛ آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند خداوند رحمان آنها را محبوب می کند.»[سوره مریم، آیه 96]

 

گذشت و خطا پوشی

از دیگر صفاتی که مرد و زن در کانون خانواده باید داشته باشند، گذشت و خطا پوشی است.

این خصلت نیکو در سیره ی ائمه ی معصومین و انبیای الهی علیهم السلام جلوه ی تام دارد. آن بزرگواران بسیار با گذشت و خطا پوشند.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «الْعَفْوُ عِنْدَ القُدْرَةِ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِینَ وَ الْمُتَّقِینَ؛ عفو کردن در حال قدرت از سنت های رسولان خدا و انسان های پرهیزگار است.» [بحار الانوار، ج 2، صفحه 207]

و امیر مومنان علی علیه السلام درباره ی عفو فرموده است: «هنگامی که قدرت دارید عفو کنید همانا شکر کردن قدرتی که خداوند به شما عطا فرموده عفو است.» [سفینه البحار، جلد 2، صفحه ی 208]

گذشت حضرت یوسف علیه السلام از گناه برادرانش و زلیخا، سر مشقی برای روندگان راه اولیای خدا است. پیامبر خدا از آن ظلم عظیمی که برادرانش در حق او کردند، در اوج عزّت و قدرت با بزرگواری و جوانمردی گذشت کرد و به آنان گفت: شما مرا عزیز مصر کردید. پس از چهل سال که پدر را ملاقات کرد به او گفت: «شیطان میان من و برادرانم فساد کرد.»

و امیر مومنان علی علیه السلام درباره ی عفو فرموده است: «هنگامی که قدرت دارید عفو کنید همانا شکر کردن قدرتی که خداوند به شما عطا فرموده عفو است.»

از جرم زلیخا، نیز، گذشت و نه سال زندان را به هیچ انگاشت. بنابراین، باید از گذشت و خطا پوشی پیامبران و پیشوایان دین علیهم السلام درس عبرت آموزیم و خود را از مصادیق آیه ی شریفه قرار دهیم که فرمود:

«وَلْیعْفُوا وَلیصْفَحُوا الَا تُحِبُّونَ انْ یغْفِرَ اللهُ لَکمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَّحیمٌ؛ اهل ایمان باید گذشت داشته باشند و گناه دیگران را نادیده بگیرند. مگر دوست ندارید که خدا هم از گناه شما در گذرد؟ البته خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.»[سوره نور، آیه 22]

 

نقش تفاهم در زندگی

شیرینی و لذّت و معنویت خانواده تفاهم است. اگر تفاهم باشد استحکام و تثبیت نظام خانواده حتمی است.

در پیروی از پیامبر عالیقدر خود هنگام دیدن اشتباهات، لغزش ها را نادیده بگیریم و در صورت لزوم کاملًا مودبانه و با لحنی که نشان دهنده ی موعظه و دلسوزی است تذکر بدهیم و اختلاف و اشتباه را با داد و فریاد و کتک کاری و بد زبانی چاره جویی نکنیم.

 

کلام آخر:

با تمسّک به روایات و سیره ی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همدیگر را موعظه کنیم، از زندگی سراسر پند آن بزرگواران درس بگیریم و سخنان گهربار آنان را بازگو کنیم.




نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

آیا شبکه های مجازی در خدمت ظهور است؟
سبک زندگی


شبکه های مجازی در زندگی امروز، جایگاه خاصی یافته اند؛ اما سوالی که پیش می آید این است که این شبکه ها در خدمت کدام سبک زندگی اند؟ آیا بیشتر بر شاخصه های جوامع آخرالزمانی منطبقند و یا زمینه ظهور را فراهم می کنند؟!


دو دیدگاه نسبتا مخالف درباره کارکرد شبکه های مجازی در آخرالزمان مطرح است. بر اساس یکی از دیدگاه ها، ظهور و انقلاب حضرت مهدی (علیه السلام) جهانی است و بر این اساس نیازمند زیرساخت های جهانی است. صاحبان این دیدگاه ( ١)، از جمله به روایاتی استناد می کنند که درباره سیستم های پیشرفته ارتباطی در زمان قیام حضرت مهدی (علیه السلام) سخن می گوید:
«وقتی قائم ما قیام کند، خداوند چنان قوای بینایی و شنوایی به مومنان می دهد که از راه دور بدون واسطه او را دیده و سخن او را می شنوند.» (٢)

ولی دیدگاه دیگر به شبکه های مجازی و نقش گسترده ای که در زندگی امروز ایفا می کنند، خوش بین نیست. بر اساس دیدگاه دوم آخرالزمان عرصه تقابل شدید خیر و شر است و شبکه های در هم تنیده مجازی که به جزئی ترین نقاط زندگی انسان امروز نفوذ کرده است، ابزار هایی قدرتمند در اختیار شر است. 
در این زمینه از جمله، به روایت زیر استناد می شود:
«در آن زمان، فتنه ها چونان پاره‌های شب تاریک، شما را فرا می‌گیرد و هیچ خانه‌ای از مسلمانان در شرق و غرب عالم نمی‌ماند؛ مگر اینکه فتنه‌ها در آن داخل می‌شوند.» (٣)

وقتی قائم ما قیام کند، خداوند چنان قوای بینایی و شنوایی به مومنان می دهد که از راه دور بدون واسطه او را دیده و سخن او را می شنوند

بر اساس دیدگاهی که سیستم های ارتباطی پیشرفته و از آن جمله شبکه های مجازی را وسیله ای موثر در جهت نشر حقیقت و رساندن پیام شیعه به دورترین نقاط جهان می داند، فطرت انسان امروز، تشنه شنیدن حق است و این وسایل ارتباطی زمینه را فراهم می کند. از طرف دیگر این دسته به روایاتی که درباره کشف همه ی ٢٧ حرف علم در زمان ظهور است، استناد می کنند و پیشرفت علم از ٢ حرف به ٢٧ حرف را، دلیل دیگری برای نظر خود می دانند. این دیدگاه همچنین معتقد است، این که کار حضرت مهدی (علیه السلام) یک شبه اصلاح می شود، با کمک همین وسایل ارتباطی سرعت بخشیده می شود. 
طبق این دیدگاه، عدالت اجتماعی، یعنی برخورداری یکسان مردم از خدمات اجتماعی و کاهش شکاف بین مردم و جوامع، که از پیامدهای اصلی این ابزارهاست که در خدمت اهداف عدالت گسترانه قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) است. صاحبان این دیدگاه همچنین معتقدند که این سیستم های پیشرفته برای از بین بردن فقر و گسترش علم مناسبند، همان گونه که حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) در پی آن است.

 

دو نوع سبک زندگی متضاد

در میان روایات مهدویت دو نمونه سبک زندگی قابل شناسایی است. یکی مربوط به روایاتی است که احوال مردم و جوامع را در آخرالزمان توصیف می کنند. با بررسی کلی این روایات به یکسری شاخصه های اصلی در مورد سبک زندگی در آخرالزمان و عصر غیبت می رسیم. از جمله این مولفه ها می توان به شهوت گرایی، وارونه شدن ارزش ها، علنی شدن منکرات، گرایش به دروغ و فریب، گرایش به ثروت و ثروتمندان اشاره کرد. با بررسی بیشتر درباره این روایات می توان شاخصه های جزئی تری را کشف نمود. 
شاخصه های دیگری در سبک زندگی وجود دارد که از روایات برداشت می شود و زمینه ساز ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) است. به عنوان نمونه می توان به روایاتی اشاره کرد که درباره ویژگی های یاران حضرت مهدی (علیه السلام) از لحاظ زهد، بصیرت، عبادت، ولایت پذیری، شجاعت،...توضیح داده اند و یا روایاتی که درباره روش برطرف کردن موانع ظهور و تعجیل در آن سخن می گویند.

بر اساس دیدگاهی که سیستم های ارتباطی پیشرفته و از آن جمله شبکه های مجازی را وسیله ای موثر در جهت نشر حقیقت و رساندن پیام شیعه به دورترین نقاط جهان می داند، فطرت انسان امروز، تشنه شنیدن حق است و این وسایل ارتباطی زمینه را فراهم می کند.

دسته دیگر از این روایات تحت عنوان امتحان شیعیان در عصر غیبت، به بررسی راهکارهایی می پردازد که مومنان را از امتحان ها و فتنه های آخرالزمان، سربلند بیرون می آورد. مجموع این روایات شاخصه هایی را بیان می کنند که نقطه مقابل آن شاخصه های دیگری (شهوت گرایی، وارونه شدن ارزش ها، علنی شدن منکرات، گرایش به دروغ و فریب، گرایش به ثروت و ثروتمندان) اند. در واقع در این روایات به مومنان توصیه می شود، در مقابل فتنه و سختی های آخرالزمان به قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) پناه ببرند. در یاری حضرت ولی عصر (علیه السلام) و عهدی که با ایشان دارند، هم دل و هم پیمان شوند. راه امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری در پیش گیرند. به دین خود چنگ بزنند و به علما پناه ببرند. حتی خود را برای سختی های دوران ظهور و جنگیدن در رکاب امام آماده کنند. در واقع این سبک زندگی در خدمت زمینه سازی برای ظهور است.

 

دنیای امروز و یک سوال اساسی

ولی آنچه حائز اهمیت است، مقایسه این موارد با سبک زندگی عینی و ملموس خودمان در شرایط فعلی است. بی شک در زندگی امروز، شبکه های مجازی جایگاه خاصی دارند. این شبکه ها در همه عرصه های زندگی ( دین، هنر، تغذیه، پوشش، ازدواج، سینما، موسیقی و...) وارد شده و جزء لاینفک آن شده اند. سوالی که پیش می آید این است که شبکه های مجازی بیشتر در خدمت کدام سبک زندگی اند؟ آیا بیشتر بر شاخصه های مذکور در جوامع آخرالزمانی منطبقند و یا زمینه ظهور را فراهم می کنند؟
در این بخش به مولفه هایی کلی از دیدگاه اول اشاره کردیم. در مقاله بعدی دیدگاه مخالف را درباره شبکه های مجازی بررسی می کنیم.

ادامه دارد...

 

پی نوشت:

1) درباره این دیدگاه ر.ک: دکتر مهدی قاسمی نراقی، دکتر رضا مرادی خلیفه لو. فناوری اطلاعات و ارتباطات زمینه ساز انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج)، مجله عصر آدینه.
2) ترجمه و تلخیص منتخب الاثر، ص 206
3) سید بن طاووس، الملاحم و الفتن یا فتنه ها و آشوب های آخرالزمان ،ص 31




نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

پرواز با اجازه!

شفاعت

شفاعت یکی از مسائل مهم اعتقادی و دینی است و در قرآن مجید و روایات معصومین (علیه السلام) از آن بسیار یاد شده است. امّا در مورد شرایط و فلسفه شفاعت بایستی بیشتر بررسی شود. این نوشتار می کوشد از این زاویه به بحث شفاعت بپردازد.


شفاعت یعنی چه؟!

شفاعت از واژه ی «شفع» گرفته شده است و در معنای شافع گفته شده است که شافع کسی است که چیزی برای غیر خود طلب می کند و یا آن که گفته می شود شفاعت منضم شدن کسی به دیگری است به منظور این که او را یاری داده و از طرف او خواسته هایش را بخواهد. حضرت علی (علیه السلام) در این مورد چنین فرمایند: الشفیع جناح الطالب؛ شفاعت کننده برای طالب آن به منزله ی بالی است که با کمک آن به مقصد می رسد.


شفاعت مصطلح!

آنچه در بحث های اعتقادی از شفاعت مورد نظر است، شفاعتی است که یک طرف آن خداوند باشد. یعنی شفاعت کننده بین خلق و خالق واسطه شود. بنابراین شفاعت در این معنا قرار گرفتن موجودی قوی تر در کنار موجود ضعیف تر و کمک کردن به او برای پیمودن مراتب کمال است که همانا شفاعت اولیای خدا برای خلق در نزد خالق است.


اثبات شفاعت

اصل شفاعت از ضروریات مذهب شیعه است و آیات و اخبار بسیار بر آن دلالت دارد. برخی از آیات شریفه دال بر اصل شفاعت عبارتند از:
«و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له؛ شفاعت سودی ندارد مگر برای کسی که خداوند اذن داده باشد.»
(سباء/23)
«یومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن و رضی له قولاً؛ روز قیامت شفاعت نفعی ندارد مگر برای کسی که خداوند رحمان برایش اذن داده و از سخنش راضی باشد.» (طه/109)
«ما من شفیع الا من بعد اذنه؛ هیچ شفاعت کننده ای جز به اذن خداوند نیست.» (یونس/3)
«ولا یشفعون إلا لمن ارتضی؛ و آن ها شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که خدا از او خشنود است.» (انبیاء/ 28)

شفاعت به عنوان یک اصل اعتقادی شیعی دارای اثرات سازنده تربیتی است و در صورت فهم صحیح آن جز به اینکه از ضروریات است نمی توان اذعان داشت

و آیات بسیار دیگری که در همه ی آن ها شفاعت مشروط به اذن و رضایت پروردگار متعال است و از این رو ضمن اثبات اصل شفاعت شرایط آن را نیز بیان می دارد.


شرایط شفاعت!

بر این اساس مهم ترین شرط شفاعت و اجرای اصل شفیع شدن میان خداوند متعال و مخلوقات، داشتن اذن و جواز از جانب حق تعالی است. یعنی پروردگار عالم به برخی از بندگان خود اجازه و اذن فرموده است که سایر مخلوقاتش را نزد او شفاعت کنند. امّا برای گرفتن اذن از جانب الهی باید شرطی را دارا بود که خود آیات کریمه بدان اشاره فرمودند که همانا رضایت و خشنودی پروردگار از آن افراد است.
 بنابراین بایستی کسانی شفیع نزد خدا باشند که خدا از آن ها راضی باشد و بدان ها اذن شفاعت داده باشد. تا اینجا دو شرط اصلی برای شافع یعنی شفاعت کننده مطرح شده است. امّا خود شفاعت شونده نیز بایستی شرایط داشته باشد تا بتواند نزد خداوند مورد شفاعت واقع شود!


شفاعت
شرایط شفاعت شونده!

براساس روایات و نیز آیات الهی مهم ترین شرط شفاعت شونده داشتن ایمان است. افرادی که ایمان به خدا  و روز رستاخیز و شفاعت شفیعان الهی ندارند مورد شفاعت واقع نمی شوند. از دیگر شرایط شفاعت طبق روایتی شریف از امام صادق (علیه السلام) آن است که تارک الصلوة نباشد و نماز را سبک نشمارد. همچنین سایر واجبات دینی را از روی عمد ترک نکند مثلاً تارک زکات و یا تارک حج نباشد. همچنین در آیه ی شریفه می فرماید: «و ما للظالمین من حمیم و لا شفیع» براساس انتظار، شفاعت در مورد کسی که ظالم است مطرود می شود و از جمله شرایط شفاعت شونده آن است که از ظالمان نباشد که البته با توجه به فرهنگ قرآنی ظلم اقسام گوناگون دارد که عبارتند از ظلم به خدا، ظلم به نفس و ظلم به دیگران.
انواع و اقسام گناهان که حق الله و حق الناس را مورد تجاوز قرار می دهد و نیز گناه که ظلم در حق نفس است، همگی از مصادیق ظلمند و مرتکب آن ها از ظالمان به شمار می رود. از این رو به هر میزانی که انسان حق خود و خدا و خلق را رعایت نکند شرایط مورد شفاعت قرار گرفتن را در خود کمتر می کند. در آیات شریفه 43 تا 48 سوره ی مبارکه مدثر می فرماید:
«قالوا لم نک من المصلیّن و لم نک نطعم المسکین و کنّا نخوض مع الخائفین و کنّا نکذّب بیوم الدین حتّی اتنا الیقین فما تنفعهم شفاعة الشافعین؛ آنان جواب می دهند که ما از نمازگزاران نبودیم و مسکینی را طعام ندادیم و ما با اهل باطل به بطالت پرداختیم و ما روز جزا را تکذیب کردیم تا آنکه (به مرگ) یقین به قیامت یافتیم. پس در آن روز شفاعت شفیعان در حق آن ها هیچ پذیرفته نشود.» (43 تا 48/ موثر)


شفاعت شونده ها!

براساس آیات شریفه و روایات معصومین(علیه السلام) شفاعت نصیب کسانی خواهد شد که اهل نماز و زکات باشند و به روز معاد و شفاعت شفیعان ایمان داشته باشند. کسانی که عمر خویش را به بطالت نگذرانند و از لحظه لحظه های آن بهره مند شده باشند. با توجه به این شرایط و نیز شروط لازم برای شافع و شفاعت کننده معلوم می شود که فلسفه ی شفاعت چیست!


فلسفه شفاعت!

حال با توجه به شرایط شفاعت کننده و نیز شفاعت شونده معلوم می شود که شفاعت یک اصل تربیتی در اعتقادات شیعی است و از جهات مختلف آثار سازندگی و تربیت کنندگی دارد. شفاعت روندی است که در طی آن شافعی که مورد رضایت حق است خود انسان کامل است و ولی خداست و از جانب پروردگار اذن شفاعت دارد که کسی را مورد شفاعت و یاری قرار می دهد که خود او نیز شرایطی دارد که از جمله ایمان و عمل صالح است.

شفاعت نصیب کسانی خواهد شد که اهل نماز و زکات باشند و به روز معاد و شفاعت شفیعان ایمان داشته باشند. کسانی که عمر خویش را به بطالت نگذرانند و از لحظه لحظه های آن بهره مند شده باشند

با توجه به فرمایش نورانی امیرالمومنین (علیه السلام) شفاعت برای آن فرد همچون بالی است که او را در رسیدن به مقصد یاری می دهد. گویی شفاعت شونده خود در مسیر و صراط مستقیم در حال رفتن است و انحرافی در مسیر ندارد امّا شفاعت شفیع او را پر و بال می دهد و به سوی مقصد او را صعود می دهد.
بنابراین معنای درست شفاعت در ارتباطی صحیح میان شفیع و مورد شفاعت قرار گیرنده فهم می شود و جز این نیست که اثر چنین ارتباطی اولاً یک رابطه ی معنوی با اولیای خدا که شفیعان روز جزا هستند رخ می دهد که در اثر این ارتباط معنوی مراحل رشد و کمال آدمی به خوبی طی می شود و او می کوشد موجبات رضایت آن ها را فراهم آورده و از موجبات غضب و ناراحتی ایشان بر حذر باشد.
ثانیاً در اثر فهم صحیح معنای شفاعت، کسی که امید شفاعت دارد کوشش می کند که شرایط شفاعت شونده را در خود ایجاد کند که این همانا مطلب و مرضی حضرت حق است. بنابراین شفاعت به عنوان یک اصل اعتقادی شیعی دارای اثرات سازنده تربیتی است و در صورت فهم صحیح آن جز به اینکه از ضروریات است نمی توان اذعان داشت.


سخن آخر...

هر برداشت دیگری از شفاعت و هر قرائت متفاوتی از آن که با روح سازندگی و تکامل طلبی شیعی منافات داشته باشد از نظر عقل و شرع مطرود و منکوب است.



نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

انقلابیون آخرالزمان بر گرد منجی جهان

انقلابیون آخرالزمان

انقلاب‌های مادی و الهی با وجود یارانی فداکار به پیروزی می‌رسند، یارانی که با شناخت کامل از رهبر و اهداف او، تا آخرین لحظه ثابت قدم و آماده هر گونه فداکاری باشند. انقلاب الهی و جهانی امام مهدی (علیه‌السلام) نیز به یارانی نیاز دارد که ضمن آشنایی و اعتقاد به امام، تا آخرین لحظه، آماده رشادت و فداکاری باشند. در مسیر انقلاب جهانی امام مهدی (علیه‌السلام) سه گروه - یاران خاص، لشکر ده هزار نفری و توده مردم - یاری‌گر امام خواهند بود.


بنا بر روایات، یاران خاص امام مهدی (علیه‌السلام) افرادی با ویژگی‌هایی الهی مانند: بینش عمیق نسبت به پروردگار و امام مهدی (علیه‌السلام)، افرادی مخلص، برخوردار از تأییدات الهی، شیران روز و زاهدان شب هستند.

البته یاری حضرت مختص به دوران ظهور و حکومت ایشان نمی‌شود، بلکه انقلاب عدل جهانی امام مهدی (علیه‌السلام) مانند هر انقلاب دیگری، نیاز به یارانی زمینه‌ساز دارد، لذا با آراسته شدن به این ویژگی‌ها، می‌توان زمینه‌های ظهور و تشکیل حکومت عدل جهانی امام مهدی (علیه‌السلام) را فراهم کرد.

 

سه گروه تاریخ ساز آخرالزمانی

در انقلاب عدل جهانی امام مهدی (علیه‌السلام)، سه گروه، ایشان را یاری خواهند کرد:
گروه اول : نخستین کسانی که گرد امام مهدی(علیه‌السلام) جمع می‌شوند و دعوت جهانی امام مهدی (علیه‌السلام) با آن‌ها آغاز می‌شود، 313 نفر یاران خاص حضرت هستند که فرماندهان و کارگزاران سپاه ایشان را تشکیل می‌دهند. امام جواد (علیه‌السلام) فرمودند: « ... و از اصحابش سیصد و سیزده تن به تعداد اصحاب بَدر از دورترین نقاط زمین به گرد او فراهم آیند ...» (١)
گروه دوم : لشکری ده هزار نفری از یاران که تحت فرماندهی یاران خاص حضرت هستند و با جمع شدن این عده، قیام حضرت آغاز می‌شود. امام جواد (علیه‌السلام) فرمودند: «... و چون «عقد» که عبارت از ده هزار مرد باشد، کامل گردد، به اذن خدای عزیز و جلیل قیام می‌کند ...» (٢)
گروه سوم : در ادامه قیام توده‌های انبوه مردم که از ظلم و ستم خسته شده‌اند، برای یاری به امام می‌پیوندند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: « ... زمین به نورش روشن گردد و حكومتش به شرق و غرب عالم خواهد رسید» (٣)

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم باشد، باید منتظر باشد و در حالی که منتظر است با ورع و پرهیزکاری عمل کند و بر اساس محاسن اخلاقی رفتار کند.»

انقلابی های فراملّی

313 یار امام مهدی (علیه‌السلام) از منطقه و نژاد خاصی نیستند و از سراسر جهان می‌باشند. امام جواد (علیه‌السلام) فرمودند: «... اصحابش، اجتماع می‌‎کنند به سوی او به تعداد اهل بدر، ۳۱۳نفر از دورترین نقطه زمین...»(٤) البته در برخی از روایات، نام برخی افراد از بعضی شهرها ذکر شده است، که نام این اشخاص مبهم است؛ مثلاً محمّد از شهر طالقان که می‌‎تواند نام عده‎ی زیادی باشد و به‌ علاوه نام برخی شهر‌ها فرق کرده و برخی از نام‎ها مربوط به شهرهای متعدد در کشورهای گوناگون می‌تواند باشد. همچنین سند این روایت‎ها، قابل اعتماد نیست؛ لذا نمی‌‎توان گفت از کدام شهر، چه افرادی، از گروه یاران هستند، ولی آنچه مسلم است، این است که یاران حضرت، از مناطق مختلفند. (٥)

 

یاران منجی موعود و خصوصیاتی مثال زدنی

از آنجایی که انقلاب عدل جهانی امام مهدی (علیه‌السلام)، انقلابی الهی است، یاران این انقلاب نیز افرادی خاص و با ویژگی‌هایی الهی هستند، از این رو در روایات ویژگی‌هایی برای 313 یار خاص امام مهدی (علیه‌السلام)، بیان شده است که با داشتن آن ویژگی‌ها، می‌توان امیدوار بود که در خیل یاران حضرت قرار بگیریم. مهم‌ترین این ویژگی‌ها عبارتند از:
1- بینشی عمیق نسبت به حق تعالی : امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «... آنان مردانی هستند که دل‌هایشان مانند پاره‌های آهن است و هیچ تردیدی نسبت به ذات مقدس خداوند ندارند ...»(٦)، نشانه‌های این بینش «ذکر» و «تلاش در اطاعت» است که در ادامه روایت به آن اشاره شده است: «... آنان مردان شب‌زنده‌داری هستند که زمزمه نمازشان مانند صدای کندوی زنبوران به گوش می‌رسد. شب‌ها را با شب‌زنده‌داری سپری می‌کنند و بر فراز اسب‌ها، خداوند را تسبیح می‌گویند ...».
2- بینش عمیق نسبت به امام : یاران امام مهدی (علیه‌السلام) معرفت، شناخت و اعتقاد کامل به امامشان دارند. امام سجاد (علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «... آنان قائل به امامت امام مهدی هستند ...»(٧)، نتیجه این بینشِ عمیق، عشق، محبت و اطاعت از امام است؛ امام صادق (علیه‌السلام) در این‌باره فرمودند: «... آنان برای تبرک، بر زین اسب امام دست می‌کشند و در میان رزم، بر گِردش می‌چرخند و با جان خود، از او محافظت می‌کنند و اطاعت آنان از امام، از فرمان‌برداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است... ایشان چون مشعل های فروزانند که دلهای استوارشان بسان قندیل‌های نور در سینه‌هایشان آویخته است، از ترس خدا نگرانند و شهادت را می‌خواهند و آرزو می‌کنند که در راه خدا کشته شوند ...» (٨)

یاری امام مهدی (علیه‌السلام) مختص به دوران ظهور و حکومت ایشان نمی‌شود، بلکه انقلاب عدل جهانی حضرت مانند هر انقلاب دیگری، نیاز به یارانی زمینه‌ساز دارد، لذا با آراسته شدن به این ویژگی‌ها، می‌توان زمینه‌های ظهور و تشکیل حکومت عدل جهانی امام مهدی (علیه‌السلام) را فراهم کرد.

3- افراد با اخلاص : در روایتی امام‌ جواد (علیه‌السلام) به عبدالعظیم حسنی فرمودند:«... و هنگامی‌ که برای او این ۳۱۳ نفر از اهل اخلاص جمع شد، خداوند امر او را ظاهر خواهد کرد.» (٩)
4- برخوردار از تأییدات الهی : طبرسی در روایتی از امام‌ علی (علیه‌السلام) نقل کرده که فرمودند: «تا اینکه خداوند مردی را در آخرالزمان برمی‌انگیزاند... او را به ملائکه‌اش تأیید کرده و انصارش را حفظ خواهد نمود» (١٠)
5- شیران روز و راهبان شب : امام‌ صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «گویا من نظر می‌کنم به قائم و اصحاب او در کوفه... سجده‌ها به پیشانی‌های آنها اثر گذارده است، شیران در روز و راهبان در شب‌اند...» (١1)

 

تو نیز بر خیمه یاران درآ

اگر چه بنا به ظاهر برخی روایات، این ویژگی‌ها برای 313 یار خاص امام مهدی (علیه‌السلام) ذکر شده است، ولی یاری امام مختص به دوران ظهور و حکومت ایشان نمی‌شود. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم باشد، باید منتظر باشد و در حالی که منتظر است با ورع و پرهیزکاری عمل کند و بر اساس محاسن اخلاقی رفتار کند.» (12) لذا منتظران بهتر است در زمان غیبت، با آراسته شدن به این ویژگی‌ها، یاری‌گر امام مهدی (علیه‌السلام) باشند و زمینه‌های ظهور و تشکیل حکومت عدل جهانی ایشان را فراهم کنند.

 

پی نوشت:

1. کمال‌الدین، شیخ صدوق، ج2، باب 36، ح2، ص378.
2. همان.
3. کمال الدین، صدوق، ج 1، باب 24، ح 7، ص 280.
4. همان، ج2، باب 36، ح2، ص378.
5. آفتاب مهر یکصد پرسش و پاسخ مهدوی، جمعی از محققین مرکز تخصص مهدویت، نشر بنیاد فرهنگی مهدی موعود (علیه‌السلام)، قم، چاپ پنجم، زمستان 88، ص 107.
6. بحارالانوار، مجلسی، ج52، باب26، ح82، ص308.
7. کمال‌الدین، صدوق، ج1، باب 31، ح2، ص320.


نوع مطلب : مهدویت، اعتقادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دانه ‌های باران را در آغوش بگیر...

امام زمان

آغوشش را باز می‌ کرد، برای قطره ‌های لطیف باران؛ زمین را می ‌گویم، همان‌ که آدم‌ های بسیاری بر روی خود دیده بود.
- زمین! ای هدیه ‌ی عزیز خدا! برایمان تعریف کن از آنچه دیده ‌ای!
باران می ‌بارید و زمین عزیز یاد خاطراتی می ‌افتاد که نشان از غصه‌ های او از مردم بی‌ وفا داشت؛ آهی کشید و گفت:
- من خودم دیدم روزهایی را که منتظران پیامبرِ مهربانی ها برای آمدنش لحظه ‌شماری می‌ کردند؛ روزهایی که به دشمنانشان وعید آمدن او را می ‌دادند و می ‌گفتند:
"خیلی زود می ‌آید آن روزی که ما از دست شما نامردان، راحت می ‌شویم. منجی ما، عادل است، حق ما را از شما می- ‌گیرد."
اما خیلی زود وقتی آخرین پیامبر خدا آمد، دشمن او شدند.(١)

سرش را به نشانه ‌ی تأثّر پایین انداخته و ادامه داد:
- من این حرف‌ ها را خوب به یاد دارم، منتظران پیامبر خاتم، او را از پسران خود بیشتر می ‌شناختند. یادم هست منتظران موسی (علیه السّلام) وقتی 30 روز گذشت و نیامد، دل به گوساله‌ ی سامری دادند و یادشان رفت پیامبری داشتند!(٢) دلم برایشان می ‌سوخت. می ‌دیدم دل‌ هایشان مثل سنگِ سخت، دانه های باران را خُرد می‌ کند و از خود دور.(٣)
زمین عزیز سرش را بالا آورد و با مهربانی گفت:
- آدم آخرالزمانی! یادت باشد، اگر دلت به یاد خدا و قرآن آبیاری شود هیچ‌وقت مثل آن سنگ سخت بی ‌رحم نمی ‌شوی. می‌ خواهم به تو مژده دهم؛ حالا که زمان آمدن امامت طولانی شده، اگر دلت سخت نشود و مثل من، دانه ‌های باران را در آغوش بگیری،(٤) یعنی بر دین پیامبر خدا، ثابت قدم باشی، روز قیامت با حضرت علی (علیه السّلام) خواهی بود،(٥) همان که دوست داشتی یک روز نه، یک ساعت نه، یک لحظه، کنارش بنشینی و از او نور بگیری!
«أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ أَن تخَشَعَ قُلُوبهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الحَقّ‏ وَ لَا یَكُونُواْ كاَلَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیهْمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبهُمْ وَ كَثِیرٌ مِّنهْمْ فَاسِقُونَ»(٦)

آدم آخرالزمانی! یادت باشد، اگر دلت به یاد خدا و قرآن آبیاری شود هیچ‌وقت مثل آن سنگ سخت بی ‌رحم نمی ‌شوی. می‌ خواهم به تو مژده دهم؛ حالا که زمان آمدن امامت طولانی شده، اگر دلت سخت نشود و مثل من، دانه ‌های باران را در آغوش بگیری، یعنی بر دین پیامبر خدا، ثابت قدم باشی، روز قیامت با حضرت علی(علیه السّلام) خواهی بود، همان که دوست داشتی یک روز نه، یک ساعت نه، یک لحظه، کنارش بنشینی و از او نور بگیری!

«آیا وقت آن نرسیده است، قلب‌ های آنان که ایمان آورده‌ اند به ذکر خدا و آن حقیقتی که خدا  نازل کرده، خاشع شود و مثل اهل کتاب نباشند، همان ‌ها که زمان (انتظار) بر آنان طول کشید و دل ‌هایشان سخت شد و بیشترشان فاسق شدند!»
امام صادق علیه السّلام فرمودند: این آیه در مورد زمان غیبت نازل شده است و «أمد» یعنی زمان غیبت.(٧)

 

پی‌نوشت:
1- قبل از بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، كفار عرب، یهود را آزار می ‌کردند و آنان مدام آرزوى رسیدن بعثت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) را داشتند؛ به حدّى كه در میان همه ‌ی كفار عرب نیز، معروف شده بودند آنان می‌ گفتند: اگر پیغمبر ما كه تورات از آمدنش خبر داده مبعوث شود، و طبق گفته‌ ی تورات، به مدینه مهاجرت كند، ما را از این ذلّت و از شرّ شما اعراب نجات می ‌دهد. این را قبل از هجرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همواره آرزو می‌ کرده‏اند؛ اما وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد، آن ‌ها كه او را می ‌شناختند، به او كافر شدند.
2- در تفسیر عیاشى، ذیل آیه «وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً...» (البقرة،51)، از امام باقر (علیه السّلام) روایت آورده كه فرمود: در علم و تقدیر خدا گذشته بود كه موسى سى روز در میقات باشد، ولی از طرف خدا «بداء» رخ داد، و ده روز بر آن اضافه كرد و در نتیجه میقات اولى و دومى چهل روزِ تمام شد.
3- وقتی قطره‌ ی باران به سنگ بر می‌ خورد کمانه می ‌کند و ذره ذره می‌ شود ؛این حالت را «قساوت» گویند.

4- وقتی باران بر زمین خاکی می ‌بارد، زمین با آغوش باز قطره ‌ی باران را می ‌پذیرد؛ این حالت را «خشوع» گویند؛ در این آیه‌  شریفه همین واژه به کار رفته است.
5- امام علی(علیه السّلام) فرمود: ألا فَمَن ثَبَتَ مِنهُم عَلی دینِهِ (وَ) لَم یَقس ُ قَلبُهُ لِطولِ أمِدِ غَیبَهِ إمامهِ فَهُوَ مَعی فی درَجتی یَومَ القیامه؛ کمال الدین، ج1، باب26، ح14، ص336؛ بحارالأنوار، ج51، ص109.

6- الحدید، 16.

7- الغیبة النعمانی، ص31، مقدمه‌ ی مولف.



نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

انتظار، و معجزه ای به نام «امید»

امام زمان

از سرمایه های مهم زندگی، امید است که مایه حیات و نشاط و پویایی می باشد. وجود امام در عالم، موجب امید به آینده ای روشن و سراسر شور و اشتیاق است. شیعه پیوسته و در طول تاریخ هزار و چهارصد ساله، به انواع بلاها و سختی ها گرفتار شده است اما آنچه به عنوان نیرویی بزرگ و پشتوانه ای استوار، او را به ایستادگی و تسلیم نشدن و حرکت و تلاش، واداشته، امید به آینده سبز مومنان و دین باوران بوده است، آینده ای که نزدیک است و می تواند نزدیک تر باشد، زیرا آن که باید رهبری قیام را به عهده گیرد، زنده است و هر لحظه پا در رکاب.

آری یکی از اثرات وجودی امام امیدبخشی است، و منتظران ظهورش با تمام توان با ظلم مبارزه کرده و زمینه ظهور حضرتش را فراهم می کنند.

 

موتور حرکت چرخ زندگی

آن چیزی که انسانها را وادار به کار و حرکت می کند نیروی امید است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند :
« الْأَمَلُ رَحْمَةٌ لِأُمَّتِی وَ لَوْ لَا الْأَمَلُ مَا رَضَعَتْ وَالِدَةٌ وَلَدَهَا وَ لَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَراً » (١)

امّید و آرزو، رحمت امّت من است اگر امّید نبود هیچ مادری به بچه خودش شیر نمی داد و هیچ کشاورزی نهال درختی را نمی کاشت.
نقش معجزه آسای أمید در موفقیّت فرد و جامعه بر کسی پوشیده نیست، این امید است که موجب حرکت می شود و چرخه زندگی را به حرکت در می آورد.
چرا سپاه اسلام در جنگ احد شکست خورد؟ زیرا شایعه شد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله کشته شده و مسلمانان امیدشان را از دست دادند و حتی از صحنه جنگ فرار کردند.

جامعه‌ی تشیّع فقط به برجستگی‌های تاریخ خود در گذشته متّکی نیست، چشم به آینده دارد. یک نفر معتقد به مسئله‌ی مهدویّت طبق اعتقاد تشیّع، در سخت‌ترین شرایط، دل [را] خالی از امید نمی داند و شعله‌ی امید همواره وجود دارد؛ می داند که این دوران تاریکی، این دوران ظلم، این دوران تسلّط ناحق و باطل قطعاً سپری خواهد شد؛ این یکی از مهم‌ترین آثار و دستاوردهای این اعتقاد است

امید به منجی آخرالزَّمان

امیدواری به آینده‌ای روشن و‌ پیامی رهایی‌بخش به بشر سرخورده و ستم دیده و اینکه روزی یک مرد الهی خواهد آمد و آنچه مردم بدان امید دارند، تحقق خواهد بخشید؛ جزء اصول حتمی در ادیان ابراهیمی است.
خوش‌بینی به زمان و به سرانجام و فرجام امور،‌ روزنه‌های امید را می‌گشاید. این‌كه قرار است با فراهم شدن زمینه، نجات‌بخشی بیاید و خوبی‌ها را به ارمغان آورد، روشنایی بخش است .(٢)
در بیشتر ادیان و مذاهب جهان، از مصلحی سخن به میان آمده که در آخرالزَّمان ظهور کرده و به جنایت‌ها و خیانت‌ها خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانی را بر اساس عدالت و آزادی واقعی، بنیان خواهد نهاد. تمامی پیامبران و سفیران الهی نیز در این زمینه به مردمِ با ایمان جهان، نویدهایی داده اند .(٣)

 

رمز حیات شیعه

البته این عقیده ای که همه ادیان دارند مبنی بر این که پایان شب سیه سفید است و بالاخره یکی می آید ما را نجات می- دهد و به داد ما می رسد، با اعتقاد محکمی که شیعه دارد به امام حیّ و رئوف و مهربان که مظهر اسماء و صفات الهی است، در میان ما زندگی می کند و فریاد رسی می کند، خیلی متفاوت است و انتظار را در شیعه متفاوت می کند.

امام زمان

آیا اعتقاد به این امام، امید را در دل یک جوان شعله ور نمی کند؟! امام رئوف و مهربانی که در کنار ماست و از نظر عصمت پاک و طیب و طاهر است، هیچ گونه اشتباهی و خطا و نسیانی در او راه ندارد، از نظر علم و آگاهی عالِم به همه چیز است، از نظر قدرت مظهر قدرت الهی ست، هر چه در قلب ما خطور کند می داند. این اعتقاد، امیدی را در دل شیعیان ایجاد می کند که آن امید، رمز حیات شیعه را شکل می دهد و دشمن هم خیلی خوب به این مسئله پی برده است. نمونه اش همان كنفرانس تل آویو است.
با بررسی هایی که کردند که این شیعیان چرا با آن همه نقشه های ماهرانه ما شکست نمی خورند؟ به این نتیجه رسیدند که شیعه با آن عقیده به امام زمانشان است که خودشان را بهره مند می دانند از یک پشتوانه مستحکم و قوی و فردی که هرگز امیدش را از دست نمی دهد و شکست ناپذیر می شود.

 

مهمترین اثر اعتقاد به منجی

مقام معظم رهبری در این مورد فرمودند:
"منجی آخرالزّمان مورد اتّفاق همه‌ی ادیان ابراهیمی است؛ اینکه کسی خواهد آمد و جهان را از منجلاب ظلم و جور نجات خواهد داد، در میان ادیان ابراهیمی مورد قبول همگان است. در اسلام، نام این منجی هم مشخّص شده است؛ خصوصیّتی که در اعتقاد شیعه وجود دارد این است که این شخصیّت را به‌صورت مشخّص و معیّن معرفی می کند.
بزرگ‌ترین خاصیّت این اعتقاد در میان شیعیان، امیدآفرینی است. جامعه‌ی تشیّع فقط به برجستگی‌های تاریخ خود در گذشته متّکی نیست، چشم به آینده دارد. یک نفر معتقد به مسئله‌ی مهدویّت طبق اعتقاد تشیّع، در سخت‌ترین شرایط، دل [را] خالی از امید نمی داند و شعله‌ی امید همواره وجود دارد؛ می داند که این دوران تاریکی، این دوران ظلم، این دوران تسلّط ناحق و باطل قطعاً سپری خواهد شد؛ این یکی از مهم‌ترین آثار و دستاوردهای این اعتقاد است." (٤)

آیا اعتقاد به این امام، امید را در دل یک جوان شعله ور نمی کند؟! امام رئوف و مهربانی که در کنار ماست و از نظر عصمت پاک و طیب و طاهر است، هیچ گونه اشتباهی و خطا و نسیانی در او راه ندارد، از نظر علم و آگاهی عالِم به همه چیز است، از نظر قدرت مظهر قدرت الهی ست، هر چه در قلب ما خطور کند می داند. این اعتقاد، امیدی را در دل شیعیان ایجاد می کند که آن امید، رمز حیات شیعه را شکل می دهد و دشمن هم خیلی خوب به این مسئله پی برده است

بنابراین یکی از آثار وجودی امام زمان (عج) هر چند که غایب باشند ایجاد نور امید در قلب منتظران است و امید به ظهور آن حضرت به ما می گوید اگر چه جهان در ظلم فرو رفته، اما رحمت الهی هر لحظه بشریت را به نقطه ای نورانی سوق می- دهد. و امید به امام در واقع همان امید به خداست.

 

پی نوشت:

1) بحار الانوار ج74 ص175.
2) حاتمی، محمدرضا، تجلی امید در فرهنگ مهدویت، فصلنامه مشرق موعود، پیش شماره، ص 149.
3) سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ج 1، ص 21.
4) سخنرانی مقام معظم رهبری در حرم امام راحل (ره) 14/3/94.


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پربازدیدترین مطالب
Instagram